ویرگول
ورودثبت نام
بشری سیدی نژاد
بشری سیدی نژاد
بشری سیدی نژاد
بشری سیدی نژاد
خواندن ۲ دقیقه·۱ روز پیش

مسابقه ای به اسم زندگی؟

زندگی مسابقه نیست، اما چرا ما مدام در حال دویدنیم؟
زندگی مسابقه نیست، اما چرا ما مدام در حال دویدنیم؟

تا حالا شده در حال ورق زدن استوری‌ها یا لابلای حرف‌های دوستان و فامیل، یکهو یک بغضی راه گلویتان را بگیرد؟ از آن مدل حس‌هایی که انگار یک صدایی در گوشتان می‌گوید: «ببین! فلانی ماشین خرید، فلانی ازدواج کرد، آن یکی رفت فلان کشور، پس تو داری چه کار می‌کنی؟ چرا هنوز سر جای اولت ایستادی؟»

راستش را بخواهید، این روزها همه‌ی ما توی یک «مسابقه‌ی نامرئی» شرکت کرده‌ایم که نه داور دارد و نه خط پایان؛ اما برنده‌اش انگار همیشه بقیه هستند و بازنده‌اش ما!

تله‌ای به اسم «ساعتِ دیگران»

مشکل بزرگ ما اینجاست که داریم زمان‌بندیِ زندگیِ خودمان را با ساعتِ دیگران کوک می‌کنیم. مثلاً چون دیده‌ایم فلان دوستمان در ۲۵ سالگی به موفقیت مالی رسیده، فکر می‌کنیم اگر ما در ۲۸ سالگی هنوز داریم تلاش می‌کنیم، پس شکست خورده‌ایم.

اما حقیقت این است که هر کسی «منطقه‌ی زمانی» خودش را دارد. یکی در ۲۲ سالگی فارغ‌التحصیل می‌شود اما ۵ سال طول می‌کشد تا کار پیدا کند، یکی دیگر در ۳۰ سالگی شروع به درس خواندن می‌کند اما بلافاصله وارد بازار کار می‌شود. هیچ‌کدام از این‌ها دیر یا زود نیست؛ فقط «زمانِ مخصوصِ خودش» است.

چرا مدام خودمان را مقایسه می‌کنیم؟

ذات ما آدم‌ها طوری است که «باطن» زندگی خودمان را با «ظاهر» زندگی دیگران مقایسه می‌کنیم. ما از بدبختی‌ها، شب‌بیداری‌ها و گریه‌های پشتِ پرده‌ی بقیه خبر نداریم؛ ما فقط آن ویترینِ قشنگ و چیده شده را می‌بینیم و بعد، تمامِ نداشته‌هایمان را چماق می‌کنیم و می‌کوبیم توی سرِ خودمان.

این مقایسه‌ی دائمی، سمی‌ترین کاری است که می‌توانیم با روحمان بکنیم. چون باعث می‌شود لذتِ همین قدم‌های کوچکی که امروز برداشتیم را هم از دست بدهیم.

چطور از این مسابقه انصراف بدهیم؟

نمی‌گویم بی‌خیال پیشرفت شویم، اما بیایید مدل نگاه‌مان را عوض کنیم:

  1. فقط با «دیروزِ خودت» بجنگ: تنها کسی که اجازه داری خودت را با او مقایسه کنی، خودِ دیروزت است. آیا امروز یک کلمه‌ی جدید یاد گرفتی؟ آیا امروز یک ذره مهربان‌تر بودی؟ اگر جواب مثبت است، دمت گرم! تو برنده‌ای.

  2. ویترین‌ها را جدی نگیر: یادت باشد هیچ‌کس از شکست‌ها و زشتی‌های زندگی‌اش عکس نمی‌گیرد. چیزی که می‌بینی، فقط بخشِ سانسور شده و براقِ زندگیِ دیگران است.

  3. به «مسیر» اعتماد کن: شکوفه دادنِ درخت‌ها با هم فرق می‌کند. یکی اول بهار گل می‌دهد، یکی آخر تابستان میوه. هیچ‌کدام به آن یکی نمی‌گوید: «چرا عقب ماندی؟». هر گلی وقتِ خودش را دارد.

حرفِ آخر…

زندگی یک سفر است که قرار است از آن لذت ببریم، نه یک ماراتن که بخواهیم مدال طلا بگیریم. اگر امروز سالم هستی، اگر داری تلاش می‌کنی و اگر هنوز قلبت برای آرزوهایت می‌تپد، یعنی حالت خوب است.

آرام بگیر و اجازه بده زندگی با سرعتِ خودش پیش برود. تو از هیچ‌کس عقب نیستی، تو دقیقاً در همان جایی هستی که باید باشی. فقط کافی است به جای نگاه کردن به جاده‌ی بقیه، روی جاده‌ی خودت تمرکز کنی.

شما هم گاهی حس می‌کنید از بقیه عقب ماندید؟ چه وقت‌هایی این حس بیشتر سراغتان می‌آید؟ فکر می‌کنید راه فرار از این فشارِ روانی چیست؟ خوشحال می‌شوم اگر تجربه‌تان را برایم بنویسید تا با هم گپ بزنیم.

 

پله به پلهدیجیتال مارکتینگ پله به پله
۰
۰
بشری سیدی نژاد
بشری سیدی نژاد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید