ویرگول
ورودثبت نام
Rajabpanahi
Rajabpanahi
Rajabpanahi
Rajabpanahi
خواندن ۲ دقیقه·۱۰ روز پیش

«ایدلو»،دالانی برای عبور «دیگران»؛نقدی بر اخلاق شهری در حاشیه تبریز

همه ما به خانه‌ها و محلات شهری  که در آن بزرگ شده‌ایم،تعلق خاطر و دلبستگی خاصی داریم؛ حتی اگر آن خانه در کوچه‌های پر پیچ‌خم، شلوغ،بی‌نظم و محروم و حاشیه‌ی شهر باشد. از کوچه‌هایی می‌آیم که، نه روی نقشه‌های مهندسی نظمی داشتند و نه زیرساخت‌های مدرن شهری به آن‌ها رسیده بود. جایی که فقر خود را در سیمای فرسوده دیوارها نشان می‌داد، اما در لایه‌های زیرین آن،نوعی «حیات اجتماعی» و پیوند انسانی جریان داشت که، امروز در لای شمایل نوساز شهر،گم شده است.

سالها پیش، ناگزیر  از محله قدیمی‌ام در حاشیه تبریز مهاجرت کردم،اما هنوز حس تعلق خاطر و نوستالژی عجیبی به آن محله و فضا  دارم.اخیراً آن محله شاهد تغییری بزرگ بوده است: «تعریض معابر». در نگاه اول، شاید این یک نوسازی به نظر برسد؛ ولیکن،با عینک «اخلاق شهری» (Urban Ethics)، حقیقتی تلخ در زیر این آسفالت‌های جدید نهفته است.

واقعیت این است که،این خیابان‌های عریض، نه برای باز کردن گرهی از زندگی ساکنان بومی و ایجاد تحولی در شرایط زندگی آنها، بلکه، برای تسهیل عبورِ شهروندانِ برخوردار  و متمول در محلات برخوردار شهر، به سمت تفرجگاه‌ها و کوه‌های تفریحی بالادست ساخته شده‌اند.محله‌ی ما،که روزگاری کانون زندگی و هویت بود،حالا به یک «دالان عبور» تقلیل یافته است.این همان پدیده‌ای است که متخصصان به آن «اعیان‌سازی زیرساختی» می‌گویند؛ جایی که بافت اجتماعی یک محله قربانیِ رفاهِ کسانی می‌شود که فقط از آنجا رد می‌شوند.

این توسعه ابتذال گونه شهری،که نتیجه مدیریت شهری، مبتنی بر سوداگری و سودجویی می باشد،ضمن حذف هویت محلات ،با هدف تسهیل  دسترسی  عده‌ای به  مراکز تفریحی و خوشگذرانی واقع در بالادست این محله، پیوندهای همسایگی و حافظه تاریخی یک محله را شکافته است. از طرفی، بواسطه نابرابری  و تبعیض ناروا در برخورداری از فرصت های موجود در حوزه های مختلف،ساکنان  اصلی  این محله، اکنون تماشاچیِ صرف اصحاب ثروت و قدرتی هستند که با  خودروهای لوکس شان از مقابل خانه‌ های  فرسوده‌ آنان عبور  می کنند و به آنها فخر می فروشند، در حالی که،خودِ محله،همچنان از فقر فرهنگی و خدماتی مزمن و مهلک  رنج می‌برد.

اخلاق شهری حکم می‌کند که،توسعه نباید «یک‌سویه» باشد. لذا، ضروری است، مدیریت شهری تبریز،ضمن تهیه پیوست عدالت برای طرح های توسعه شهری،طرح عمرانی که بافت محله را می‌شکافد، به ایجاد فضاهای جبرانی، مانند کتابخانه، پارک‌های محلی یا مراکز فرهنگی، تلاش برای بهبود سیما و منظر شهری و مهمتر از همه،ایجاد  پروژه های محرک توسعه  و با هدف خلق فرصت اشتغال و تولید ثروت در این محلات،ملزم باشد و توسعه نباید باعث غریبه‌سازی ساکنان بومی شود. شهرِ اخلاقی، شهری است که در آن پیشرفت زیرساخت‌ها، ساکنان قدیمی را به حاشیه نرانَد، بلکه آن‌ها را در بطنِ زیباییِ جدید جای دهد.نوستالژی من برای آن کوچه‌های نامنظم،دفاع از بی‌نظمی نیست؛ بلکه فریادی برای «عدالت فضایی» است. وقت آن رسیده که بپرسیم: شهر برای «زندگی» ساخته می‌شود یا برای «عبور»؟ محله‌های حاشیه‌نشین ما نباید قربانیِ ویترین‌های تفریحی شهر شوند.


توسعه شهریحافظه تاریخیفقر فرهنگی
۰
۰
Rajabpanahi
Rajabpanahi
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید