سلام دوستان!
این پست کمی با محتوا های قبلی ام فرق میکنه...
دوست دارم که همه در مورد شاعر معاصر ایران مون بیشتر بدونیم.
بله ! فروغ را میگم!
فروغ الزمان فرخزاد زاده ی ۸ دی سال ۱۳۱۳ معروف به فروغ فرخزاد و فروغ، شاعر معاصر ایرانی است.
کتاب های ایشون عبارتند از : اسیر، دیوار، عصیان، ایمان آوریم به فصل سرد و در آخر تولدی دیگر است.
در ایمان آوریم به آغاز فصل سرد فروغ این رو میگه:
و این منم
زنی تنها
درآستانهی فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلودهی زمین
و یاس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی.
زمان گذشت
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
چهار بار نواخت
امروز روز اول دیماه است
من راز فصلها را میدانم
و حرف لحظهها را میفهمم
نجاتدهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتیست به آرامش
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت.
در کوچه باد میآید
در کوچه باد میآید
و من به جفتگیری گلها میاندیشم
به غنچههایی با ساقهای لاغر کمخون...
بله اگر در مورد مرگ فروغ چیزی بدانید این شعر یک طور هایی پیش بینی ای هستش که البته کمی خطا داره.
فروغ ما در ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ در سن سی و دو سالی بر اثر واژگونگی اتومبیل فوت شد.
حادثه این طور بود:
فروغ که رانندگی استیشن شماره ۱۴۱۳ ط ۲۴ را به عهده داشت و به اتفاق رحمان اسدی از دروس رهسپار تهران بود با استیشن شماره ۱۴۲۸ ط ۱۹ متعلق به یک مدرسه خصوصی به رانندگی غلامحسین کامیابی تصادف کرد. شدت تصادف به حدی بود که درِ طرف راننده استیشن فروغ باز شد و فروغ که سرش به شدت به شیشه جلوی استیشن برخورد کرده بود پس از باز شدن در به گوشه خیابان افتاد و سرش به جدول جوی آب خیابان برخورد کرد و بیهوش شد.
اون در راه انتقال به بیمارستان جان داد.
از فروغ چند تا شعر، چند تا فیلم و یک پسر باقی مانده.
که پسر فروغ در ۲۵ تیر ۱۳۹۷ به دلیل مشکلات ریوی در بیمارستان بستری بود اما دوشنبه، ۲۵ تیرماه بر اثر ایست قلبی درگذشت.
پس ما ماندیم و خاطراتی تلخ از فروغ...
اما می توانم این را به همه قول بدهم، که ما دوست داران فروغ اون را در قلبمون زنده نگه می داریم.