یه نفس عمیق... به "روح رنگی" خوش اومدید!
سلام! من مها هستم یه نوجوون پر از شور زندگی و خیلی خوشحالم که این فضا رو برای به اشتراک گذاشتن رنگ های زندگیم با شما ایجاد کردم. "روح رنگی" یه وبلاگ نیست، یه پناهگاهه. جایی برای رها کردن خودمون از روزمرگیها.
اینجا قراره چه اتفاقاتی رقم بخوره؟
تصور کن بعد از ظهر یک روز تابستونی، زیر کولر آبی لم دادی یه کتاب دستته و داری هندونه میخوری. این همون لحظهای که زندگی توش جریان داره؛ و اینجا همونجایی که قراره براتون این حسو به ارمغان بیاره؛ و درسته.
ما اینجا از کتابها حرف میزنیم، از فیلمها، از حضور آدمها توی زندگی، از تجربههای مختلفی که برام اتفاق میافته. از همهی چیزهای الهام بخش زندگی! قراره لیستهای رنگی از کتابا و فیلمایی که از نظرم قشنگ بودن براتون درست کنم. از اونجایی که طرفدار پرو پا قرص کتاب و فیلمای جذاب هستم و بله اینجا قراره اتفاقات رنگی رو شاهد باشیم.
ممکنه با خودتون بگین، خب چرا "روح رنگی"؟
من معتقدم روزهای تابستون مثل تموم روزهای فصل های دیگه رنگین، تابستون همیشه با رنگهای پر شور و نشاط زندگی شناخته میشه، و ایدهی این اسم در واقع دیشب رقم خورد وقتی دفترم جلوم باز بود و احساسات مختلفی رو که تجربه میکردم مینوشتم در واقع اینطوری بگم دیروز یه روز خاکستری برای من بود و با نوشتن همهی احساستم یه لحظه فکر کردم افکارم خیلی خاص روی کاغذ نوشته شده، اون موقع حس کردم ی روح رنگیم. و این ایده از اینجا آب خورد!
ازتون دعوت میکنم که با من روزهای رنگارنگیرو بگذرونین، قراره از روزهای خاکستری، آبی، قرمز و... حرف بزنیم. قراره رشد کنيم رنگای خودمونو پیدا کنیم و درنهایت بدرخشیم.
و در نهایت ازتون یه سوال صادقانه داشتم.
امروزتون چه رنگیه؟
اگه مثل من یه نوجوون پر از رنگ و احساسات هستین، اگه دنبال کتابای عاشقانه و فانتزی و طرفدار فیلمای مستقلین از دیدن پست های دیگهمون غافل نشین!