کی ملک جاوید، کدخدای طایفهٔ باباملکی او سردار طایفه باباملکی ، از تبار کدخدایان بود. پدران و اجدادش همگی کدخدا بودند و ریشسفیدی و بزرگمنشی را از نیاکانش به ارث برده بود. در جنگهای تاریخی تنگ تامرادی و دره سرد حضور داشت و رشادتهایش در آن نبردهای سهمگین، نامش را در تاریخ بویراحمد جاودانه کرد. تیراندازی کمنظیر بود و قامتی بلند و باشکوه داشت، همچون کوه دنا استوار؛ هر که او را میدید، بیاختیار سر تعظیم فرود میآورد.
در کنار عبدالله خان ضرغامپور با نیروهای انگلیسی جنگید. آن روزها که استعمار به خاک و ناموس این سرزمین چشم دوخته بود، او اسلحه به دست گرفت و در کنار دیگر دلاوران بویراحمد در برابر متجاوزان ایستاد. نقش او در این نبردها نه به عنوان فرماندهٔ خط مقدم، بلکه به عنوان مشاوری دانا و جنگآزموده برای بزرگان ایل بود. در اوج نبرد، آنگاه که تفنگها میغریدند و زمین میلرزید، چشمان تیزبین او آرامش را به دل رزمندگان بازمیگرداند.
چندین بار به تهران سفر کرد و همراه با کی نصیر بهادر تامرادی و عبدالله خان ضرغامپور به حضور محمدرضا شاه پهلوی رسید و از دست شاه مدال دریافت کرد. کی ملک جاوید عضو حزب نوین بود و با درایت سیاسی خود، همواره منافع ایل را در پایتخت پیگیری میکرد. او میدانست که جنگ تنها با تفنگ پیروز نمیشود؛ بسیاری از نبردها را با تدبیر و چانهزنی سیاسی به سود ایل خاتمه داد.
به دانایی و بخشندگی شهره بود. دستش همیشه برای کمک به نیازمندان باز بود و پاکی نیت و صداقتش زبانزد خاص و عام. هیچ فقیری را از در خانهاش ناامید نکرد و هیچ بیپناهی را بیپناه نگذاشت. بخشندگیاش چنان بود که میگفتند حتی دشمنانش نیز از بزرگی روحش به تحسین واماندهاند.
آبشار بهرامبیگی هنوز نام کی ملک جاوید را زمزمه میکند. در پای آن آبشار، که خنکای نسیم با صدای برخورد قطرات آب به صخرهها پیوند میخورد، پیران طایفه هنوز از او میگویند. روایت میکنند که کی ملک جاوید چگونه در دامان همان کوهها نشستهای ریشسفیدی برپا میکرد و اختلافات را با کلام نافذ خود به صلح و آشتی بدل مینمود. آبشار بهرامبیگی شاهد بخششهای او بود و درختان کهنسال آن دشت، سایهبان مردی بودند که قامتش از بلندای آن درختان هم بلندتر بود.
کوههای بویراحمد شهادتِ رشادتهای کی ملک جاوید را میدهند. هر دره و تپه و گردنهای در این سرزمین، قصهای از او به یاد دارد. در فرهنگ بویراحمد و میان طوایف بهرامبیگی، نام کی ملک جاوید نماد شجاعت، بزرگی و پاکی است. او عناصر بویراحمد و بهرامبیگی را گرد هم جمع کرد و اتحاد را به این سرزمین هدیه داد. حماسههای او در جنگ، بخشندگیاش در صلح، و داناییاش در همه حال، از او چهرهای ماندگار در تاریخ طایفه باباملکی ساخته است.
امروز اگر به بویراحمد سفر کنی، هنوز پیرمردان طایفه باباملکی هنگام غروب کنار هم مینشینند و از کی ملک جاوید میگویند: از تیراندازیاش که خطا نمیشناخت، از بخششهایش که پایان نداشت، از مشورتهایش که نجاتبخش بود، و از اخلاقش که آینهٔ تمام نمای بزرگی بود. کی ملک جاوید رفت، اما نامش در زمزمهٔ آبشار بهرامبیگی جاودانه شد، در سردی و گرمی کوههای دنا ثبت گردید، و در قلب مردمان بویراحمد برای همیشه زنده ماند. یادش گرامی و راهش پررهرو باد.