ضرب المثل های زبان تاتی روستای کجل
۱-پُر گردِستار، پُر مُزانِه ( زیاد سفر کننده، بیشتر می داند)
سفر آموزنده است.
۲- هر كسي أشْتَنِشْ قَبْرِدَه مِنَهَنْدِه ( هر كسي جوابگوي اعمالش است)
هر كسي را در قبر خودش مي گذارند.
۳- پاهارْ لَيْفِرْ قَدَه دُرازْ آكَه ( به اندازه ي بود بايد نمود . به اندازه ي توان خود كار انجام بده.)
پاي خود را به اندازه ي لحافت ، باز كن.
۴- راسْتَه پَهْلُو هُووَرْ بِيِه ( راحت طلب)
كسي كه عادت دارد به سمت راست بخوابد وكاري نكند.
۵ - آسْمانْدَ آسْتارَه نُمانْدِه اَجَهَشْ آمانْدِه ( ستمگر وظالم)
در آسمان ستاره اي نماند كه به او نشان داد.
۶- ويْوَ نُمْزانِي يَهْ وَشْتَنْ بِكَرِي يَهْ ماجِي يَهْ كَجِ بِنْ شَتِهْ ( نا بلد )
عروس نمي تواند برقصد ، مي گويد كف خانه كج است.
۷- گَفْ گَفْ مُووَرِهْ ( چيزي دنباله دار وتمام نشدني)
حرف ، حرف مي آورد.
۸- سُورَ وَهْرْ كِي وُوارِسْتَ نِي يِهْ ( هواي بسيار سرد )
برف سرخ كه نباريده است.
۹- اَ جَهَ رُبارِ تَشْنَ مِبَرِ وَ مُو وَرِ ( خيلي زيرك و باهوش )
او را به رودخانه تشنه مي برد ومي آورد.
۱۰- اَژْ گُرْدِشْ اَرَبَرْدِهْ ( بسيار حريص و گرسنه)
گرگ گرسنه را غورت داده است.
چَشِشَهْ چِمْ چَهَ پَشْنَ يا ( حريص وطمعكار)
چشمش به دنبال اين وآن است.
دَسْتِشَهْ پاهاكُشْ دُرازْ آقَرْدِسْتْ. ( دست خالي برگشتن وبه هدف نرسيدن)
دست از پا درازتر برگشت.
اُوِّكُو مُ مِژَنِهْ ( بسيار خسيس)
از تخم مرغ مو مي كند.
آوْوِشْ نِيِهْ دانْ را مِگَرْدِهْ ( ندار و بي چيز )
آب ندارد به دنبال غذا مي گردد.
قَجَلَ مَغْزِشْ هَرْدِهْ ( پر حرف )
مغز كلاغ را خورده است.
رُو واسِ كُو پُرْ مُزانِهْ ( حيله گر ومكّار )
از روباه بيشتر مي داند.
هَرْ جُگايي آشِ اَجُوَ باشِ ( سودجو و منفعت طلب )
هر جايي آشي باشد او نفر اول در آن جاست.
داهانْ دَشْ مَرْجُوَ نِمي سِيْ يَهْ ( راز دار نبودن )
عدس در دهانش خيس نمي خورد.
لِباسْ كُوشْ اِيْ رِيسِي باخُرْنِي صَدْ پَجِينَهَ اَرَنْبَشِنْدْ ( بسيار فقير وبينوا )
يك نخ بكشي صد تا پينه از لباسش مي افتد.
كُو لُو نِشْتِهْ سِگِ را مُورَمِهْ ( ندار نگران داراست )
كلوخ نشسته براي سنگ گريه مي كند.