من از کجا شروع شدم؟

نقطه شروع من تولدم نبود! برخلاف انتظارتون من تو 7 سالگی شروع شدم. شاید بعضیا تو 14 سالگی شروع شن، تو 40 سالگی یا حتی 70 سالگی.

نقطه شروع من از 7 سالگیم شروع شد که کلاس اول بودم، اما تو پیش دبستانی بلد بودم که بنویسم. ازوقتی بیشتر رفتم تو فاز نوشتن و تمرین کردن، اون موقع بود که شروع کردم به نوشتن، داستان های کوتاه می نوشتم و سررسید های قدیمی رو پر میکردم از افکار کودکانه و بلندپروازی های روی کاغذ. میفهمین چی میگم؟ همه به دنیا میان! اونی زنده ست که یه چیزی برای زندگی کردن داره. اون جاست که من بهش میگم شروع شدن. تو باید یه چیزی به دنیات اضافه کنی! یه کاغذ نوشته، یه بوم نقاشی یا یه لبخند. منم میگم زندم که بنویسم! زنده م که چیزایی که تو دنیای واقعی دستم بهشون نمیرسه تو رمانام داشته باشم. دیگه هیچی نیاز ندارم!

همین! کوتاه و مختصر، ولی حس کردم بعضیاتون یادتون رفته دنبال اون نقطه شروعتون بگردین. بلند شو و با قدرت بگو، افتخار کن و بگو، کاری کن همه بشنون و حسودی کنن که از کجا شروع شدی و به کجاش رسیدی!