سومین روز فجر ۴۴؛ بازگشت سینمای مسئولیتمحور
یادداشت هومن اولیایی
سومین روز از چهلوچهارمین جشنوارهٔ ملی فیلم فجر، حالوهوایی داشت آشنا؛ حالوهوای سینمای مأموریت، مسئولیت و تنهایی. روزی که فیلمها، تماشاگر را به دل موقعیتهایی بردند که تصمیم، ساده نیست و انتخاب، همیشه بهایی سنگین دارد. فضایی که ناخودآگاه یادآور جهان فیلم «اسکورت» یوسف حاتمیکیاست؛ جایی که وظیفه در برابر انسان قد علم میکند.
در روایتهای این روز، قهرمانها پرهیاهو نبودند. آنها مأمورانی بودند درگیر با زمان، فشار، تردید و وجدان. شخصیتهایی که در مسیر انجام یک مأموریت مشخص، آرامآرام با لایههای پنهان خودشان مواجه میشدند. دوربین، درست مانند اسکورت، بیش از آنکه به حادثه دل ببندد، به انسان نزدیک میشد؛ به سکوتها، نگاهها و لحظههایی که تصمیم، در آنها متولد میشود.
سینمای سومین روز فجر ۴۴، سینمای موقعیت بود؛ موقعیتهایی نه سیاه و نه سفید. شخصیتها در تقاطع «دستور» و «اخلاق» ایستادهاند و همین تعلیق اخلاقی است که بار اصلی درام را شکل میدهد. خطر، فقط بیرونی نیست؛ خطر واقعی، فرسایش درونی و از دست رفتن انسانیت در دل مأموریت است.
این روز از جشنواره یادآوری کرد که هرگاه سینمای ایران به انسان نزدیک شده، ماندگارتر شده است. درست همانطور که در اسکورت، قصه نه دربارهی مأموریت، بلکه دربارهی آدمی است که مأموریت را به دوش میکشد.
سومین روز جشنواره، روز سینمای بیادعا اما سنگین بود؛ سینمایی که تماشاگر را صرفاً سرگرم نمیکند، بلکه او را وارد میدان پرسش میکند.
هشتگها
#چهل_وچهارمین_جشنواره_ملی_فیلم_فجر
#فجر۴۴
#جشنواره_فجر
میدان پرسش میکند.