در آستانه چهل و چهارمین فصل از تماشاخانه سینمای ایران، پوستر جشنواره فیلم فجر، این نگارهی آغازین بر پردهی بزرگ امید و هنر، داستانی را در خود نهفته دارد. امسال، این قاب هنری، مزین به تصویر استاد علی نصیریان، نگینی درخشان بر تارک سینمای این دیار، و یادآوری از اثر ماندگار "شیر سنگی" است. گویی طراح، خواسته است تا با این انتخاب، پیوندی عمیق میان پیشکسوتان و میراث گرانبهایشان با جریان پویای سینمای امروز برقرار سازد.
حضور استاد نصیریان بر این پوستر، خود حکایتی است از صلابت، تجربهاندوزی و جایگاهی رفیع که ایشان در قلب هنر ایران دارند. "شیر سنگی" نیز، با صلابت و اقتدارش، استعارهای از ماندگاری و عمق فرهنگی است که جشنواره سعی در بازتاب آن دارد. این ترکیب، نویدبخش جشنوارهای است که به ریشهها وفادار مانده و همزمان، چشم به افقهای نو دارد.
اما در دل این زیبایی و شکوه بصری، آهنگی ناهمگون نیز به گوش میرسد؛ زمزمه گلایهای از سوی خود استاد نصیریان که از عدم اطلاع پیش از رونمایی رسمی پوستر، حکایت دارد. این دلخوری، همچون سایهای گذرا بر تلالو طرح افتاده و پرسشی ظریف را در ذهن هنردوستان برمیانگیزد: آیا در تکریم و تقدیر از بزرگان، ظرافتهای ارتباطی و احترام به حریم هنرمند، جایگاهی بس والاتر از صرف نمایش تصویر در یک قاب ندارد؟
این پوستر، بیش از آنکه صرفاً ابزاری تبلیغاتی برای یک رویداد فرهنگی باشد، نمادی از نگاه، فلسفه و ظرایف ارتباطی برگزارکنندگان است. این نگاره، با تمام زیباییهای بالقوه و حواشی پیش آمده، به مثابه فصلالخطابی بصری، یادگاری خواهد بود از دورانی که شاید لازم است نگاهی عمیقتر و سنجیدهتر به قامت هنر و جایگاه هنرمند در دل جامعه سینمایی افکنیم.