ویرگول
ورودثبت نام
هومن اولیایی
هومن اولیایی
هومن اولیایی
هومن اولیایی
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

نقد فیلم «شب‌های تهران» – داریوش فرهنگ

نقد فیلم «شب‌های تهران» – داریوش فرهنگ

هومن اولیایی

«شب‌های تهران» فیلمی است که در لایه‌ی سطحی‌اش روایتی ساده و ظاهراً آشنا از جوانانی سرگردان در پایتخت دارد، اما در زیرپوست خود تلاش می‌کند آینه‌ای باشد برای شهری که بی‌وقفه می‌تپد، می‌بلعد و گاه رؤیاهای ساکنانش را در ازدحام چراغ‌ها خاموش می‌کند. داریوش فرهنگ، با نگاهی انسان‌محور و دور از هیاهوی شعار، شهر را همچون موجودی زنده ترسیم می‌کند؛ موجودی که به همان میزان که می‌تواند پناه باشد، می‌تواند قفس هم بشود.

زبان تصویری فیلم، هرچند در برخی لحظه‌ها اسیر محدودیت‌های زمانه‌ی تولید خود است، اما همچنان ضرباهنگی شاعرانه دارد: خیابان‌هایی که در تاریکی برق می‌زنند، چهره‌هایی که روشنایی نئون بر آن‌ها خط می‌کشد، و سکوت‌هایی که بیشتر از دیالوگ‌ها سخن می‌گویند. فضای فیلم گاه به داستانی شهری نزدیک می‌شود که می‌توان آن را در صفحات یک رمان واقع‌گرای معاصر یافت؛ جایی که شخصیت‌ها در تعلیق میان امید و شکست نفس می‌کشند.

فرهنگ در پرداخت شخصیت‌ها، بیش از آن که قضاوت کند، روایت می‌کند. جوانان فیلم، نه کاملاً معصوم‌اند و نه تماماً گناهکار؛ آنان در مرزهای مبهم اخلاق و نیاز، در جغرافیای دشوار تهرانِ شب، راه می‌روند و هر کدام بخشی از اضطراب جمعی زمانه را با خود حمل می‌کنند. این نگاه، فیلم را از روایت‌های تک‌بعدی جدا می‌کند و به آن هویتی انسانی و چندصدایی می‌دهد.

با این‌حال، فیلم در ساختار روایی خود گاهی از ریتم یکنواخت رنج می‌برد و برخی شخصیت‌ها به‌اندازه‌ی ظرفیت روایتشان مجال رشد پیدا نمی‌کنند. همچنین گره‌های داستانی، هرچند حامل تماتیک‌اند، ولی همیشه با قدرتی که انتظار می‌رود به اوج نمی‌رسند. اما همین ناتمامی‌ها نیز نوعی هم‌خوانی شاعرانه با جهان فیلم دارند؛ گویی فرهنگ عمداً نمی‌خواهد برای همه‌چیز پایانی روشن بگذارد، همان‌طور که شب‌های واقعی تهران نیز کمتر پاسخی روشن به آدم‌هایش می‌دهند.

در مجموع «شب‌های تهران» فیلمی است که بیش از آن‌که بر هیجان یا تعلیق تکیه کند، بر حال‌وهوای درونی انسان معاصر ایران دست می‌گذارد؛ اثری که در سکوت و روشنایی‌های پراکنده‌اش، جهانی خسته اما زنده را می‌سازد. این فیلم را باید نه فقط با چشم، بلکه با حس و تجربه‌ی زیسته‌ی شهری تماشا کرد؛ تجربه‌ای که هنوز هم می‌تواند برای بیننده‌ی امروز قابل لمس و قابل تأمل باشد.

نقد فیلم
۶
۰
هومن اولیایی
هومن اولیایی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید