ویرگول
ورودثبت نام
هومن اولیایی
هومن اولیایی
هومن اولیایی
هومن اولیایی
خواندن ۲ دقیقه·۱۸ روز پیش

نقد فیلم «قرمز»

نقد فیلم «قرمز»

یادداشت هومن اولیایی

«قرمز» حکایت زنی است که در حاشیه‌ی جهان ایستاده؛ زنی که نامش هاله است و زندگی‌اش چونان دایره‌ای بسته ـ بی‌در، بی‌پنجره ـ دور سرش می‌چرخد.

فریدون جیرانی در این فیلم، خشونت را نه فریاد می‌زند و نه بزرگ می‌کند؛ آن را آهسته، مثل بادی که از لای شکاف پنجره می‌وزد، وارد جان شخصیت‌ها می‌کند. «قرمز» فیلمی درباره‌ی فرسودگی عشق و مرگ آرام آزادی است.

خانه‌ی هاله و نصرالله، خانه نیست؛ اتاقی‌ست که نفس می‌گیرد. دیوارها سردند، هوا سنگین است، و نور تنها از سوراخ‌هایی کوچک عبور می‌کند؛ گویی جهان بر هاله تنگ شده و هیچ راهی جز تحمل یا فروپاشی برایش باقی نمی گذارد جیرانی این تنگی فضا را آن‌قدر آرام می‌سازد که تماشاگر دیر می‌فهمد درون یک قفس نشسته؛ قفسی که میخ‌هایش شک، مالکیت بیمارگونه و زخم‌های پنهان روان نصرالله است.

نصرالله، مردی‌ست که در عمق تاریکی‌هایش گم شده. خشم او نه از قدرت، بلکه از ضعف می‌جوشد؛ از ترس از دست دادن، از فقدان عشق، از زخمی قدیمی که هر لحظه می‌لرزد و می‌ترسد دوباره باز شود. او در برابر هاله هم عاشق است، هم زندانبان؛ هم سایه‌ای بر سرش، هم سایه‌ای بر جان خودش.

و هاله، این زن آرام و فروخورده، روحی‌ست که میان ماندن و رفتن گیر کرده. نگاهش به دوردست‌های نرسیدنی است و گام‌هایش همیشه ناتمام. او نه قهرمان است و نه تسلیم‌شده؛ تنها انسانی‌ست که می‌کوشد از زیر آوار عشق بیمارگونه عبور کند و راهی به روشنایی بیابد.

هدیه تهرانی، با سکوت‌های طولانی و نگاه‌های پرمعنا، بوی خفگی این جهان را به تماشاگر می‌رساند. محمدرضا فروتن نیز با لرزش‌های عصبی صدا و انفجارهای ناگهانی‌اش، مردی را تصویر می‌کند که هر لحظه در آستانه فروپاشی‌ست. همین دوگانگیِ آرامش و جنون، فیلم را در مرز کابوس و واقعیت نگه می‌دارد.

«قرمز» سرانجام رنگ خون نمی‌گیرد؛ رنگ هشدار می‌شود. هشدار نسبت به عشق‌هایی که به زنجیر بدل می‌شوند؛ نسبت به رابطه‌هایی که به‌جای پرواز، بال‌ها را می‌برند. این فیلم آینه‌ای‌ست که اگر با دقت به آن بنگریم، انعکاس لایه‌ای از جامعه، خانواده و حتی خود را در آن میبینیم

«قرمز» نه فقط یک فیلم، که فریادی فروخورده است؛ فریادی که از میان دیوارهای بسته، راه خود را به گوش تماشاگر پیدا می‌کند و می‌گوید:

آزادی گاهی در یک تصمیم است،

گاهی در یک نگاه،

و گاهی در شکستن قفسی که سال‌ها با دست‌های خود ساخته‌ایم.

نقد فیلم
۴
۰
هومن اولیایی
هومن اولیایی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید