ویرگول
ورودثبت نام
شریف رضوی
شریف رضویشریف رضوی هستم، پژوهشگر فرهنگ، صنایع خلاق و زبانشناسی شناختی فرهنگی.
شریف رضوی
شریف رضوی
خواندن ۱۱ دقیقه·۳ روز پیش

نقد تخصصی در فشن و صنعت مُد چطور باید باشد؟

نقد تخصصی در صنعت مُد چطور باید باشد؟
نقد تخصصی در صنعت مُد چطور باید باشد؟

امروز به‌طور اتفاقی متوجه شدم چندین نفر پستی را در اینستاگرام به اشتراک گذاشته‌اند و تعدادی هم همان پست را برایم ارسال کردند. موضوع پست که در قالب یک ویدئوی مونولوگ منتشر شده بود، بر اساس «ابراز سازنده نقد برند X» عنوان شده بود.

راستش خیلی خوشحال شدم و ویدئو را دیدم؛ اما بعد از مشاهده آن، هم متعجب شدم از خیل افرادی که محتوای آن را برایم فرستاده بودند، و هم ناراحت.

چرا؟

چون به نظرم اینجا با پدیده‌ای مواجهیم که می‌توان اسمش را گذاشت: قلب مفاهیم؛ یعنی تغییر ارادی یا نادانسته مفاهیمی که معنا دارند و معنا می‌سازند.

همین موضوع انگیزه‌ای شد تا در مورد این صحبت کنم که مرز بین «نقد» به‌عنوان یک مفهوم تخصصی، با «ابراز نظر شخصی» یا «بیان تجربه شخصی» از یک موضوع چیست.

در ایران معاصر، یکی از عجیب‌ترین و در عین حال قابل‌انتظارترین رفتارها، همین قلب مفاهیم است. یعنی کلمه‌ها سر جای خودشان باقی می‌مانند، اما معناهایشان عوض می‌شود. لفظ هست، اما معنا جابه‌جا شده است.

واژه‌هایی مثل عدالت، وطن‌پرستی، دولت، حاکمیت، عشق، هنر، فرهنگ و حتی فشن، آن‌قدر دستکاری شده‌اند که گاهی تشخیص مفهوم اصلی آن‌ها واقعاً سخت می‌شود.

یکی از این واژه‌ها هم «نقد» است.

این روزها زیاد می‌بینیم که افراد نظر شخصی خودشان را، که البته در جای خودش محترم و حتی ارزشمند است، به‌جای نقد جا می‌زنند.

به جای اینکه بگویند: «من این را دوست ندارم» می‌گویند: «این کار ضعیف است.»

به جای اینکه بگویند: «من با این سبک ارتباط نگرفتم» می‌گویند: «این فشن نیست.»

به جای اینکه بگویند: «تجربه شخصی من از این برند خوب نبود» می‌گویند: «این برند مشکل دارد.»

اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید توقف کنیم.

نظر شخصی با نقد فرق دارد.

نظر شخصی می‌تواند مهم باشد. تجربه شخصی می‌تواند برای یک برند بسیار ارزشمند باشد. مخاطب، مشتری یا کاربر حق دارد تجربه‌اش را بیان کند.

اما وقتی همان تجربه شخصی با عنوان «نقد» عرضه می‌شود، موضوع تغییر می‌کند.

نقد یک مفهوم تخصصی است.

نقد یعنی بررسی‌کردن، سنجیدن، جداکردن، تشخیص‌دادن و عیارسنجی. یعنی یک پدیده را دقیق نگاه کنیم، اجزای آن را بشناسیم، نسبت آن را با معیارها بسنجیم، نقاط قوت و ضعفش را بفهمیم و بعد درباره‌اش حرف بزنیم.

پس نقد، قبل از اینکه حمله باشد، یک نوع فهم عمیق است.

نقد نوعی داوری است، اما نه هر داوری‌ای.

داوری در نقد باید بر اساس معیار، دانش، مشاهده، تجربه، زمینه و استدلال باشد. منتقد نمی‌تواند فقط بگوید: «این بد است، چون من خوشم نیامد.»

باید بتواند توضیح بدهد: چرا بد است؟ از چه منظری بد است؟ با چه معیاری بد است؟ در مقایسه با چه چیزی بد است؟ و آیا در همان اثر، محصول، برند یا تجربه، چیزی هم هست که درست عمل کرده باشد یا نه؟

در فشن، این موضوع اهمیت بیشتری دارد؛ چون فشن فقط لباس قشنگ، ترند، استایل یا سلیقه نیست.

فشن یک پدیده فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، صنعتی، زیبایی‌شناختی، رسانه‌ای و حتی سیاسی است.

بنابراین نقد فشن هم نمی‌تواند فقط بر پایه «خوشم آمد / خوشم نیامد» باشد.

در فشن، نقد می‌تواند در چند سطح انجام شود:

۱. نقد فرمی و زیبایی‌شناختی

اینجا درباره فرم، رنگ، سیلوئت، تناسبات، بافت، حجم، ریتم، ترکیب‌بندی و زبان بصری حرف می‌زنیم.

مثلاً می‌توان پرسید:

آیا مجموعه از نظر فرم منسجم است؟ آیا سیلوئت‌ها توسعه پیدا کرده‌اند؟ آیا رنگ‌ها منطق دارند؟ آیا بافت‌ها درست کنار هم نشسته‌اند؟ آیا لباس‌ها با بدن نسبت درستی برقرار کرده‌اند؟ آیا مجموعه یک زبان بصری مشخص دارد یا فقط چند لباس جدا از هم است؟

نقد فرمی یعنی نگوییم: «قشنگ بود» یا «زشت بود».

بلکه بگوییم: «این مجموعه از نظر ترکیب رنگ‌ها منسجم است، اما سیلوئت‌ها به اندازه کافی توسعه پیدا نکرده‌اند.»

یا: «حجم شانه‌ها در چند look اول ایده جذابی می‌سازد، اما در ادامه مجموعه این ایده رها می‌شود و تبدیل به زبان کلی مجموعه نمی‌شود.»

۲. نقد مفهومی و روایی

فشن فقط شیء پوشیدنی نیست. لباس می‌تواند حامل ایده، روایت، خاطره، هویت، اعتراض، جنسیت، طبقه، فرهنگ یا تجربه زیسته باشد.

در نقد مفهومی باید پرسید:

آیا این مجموعه واقعاً ایده دارد؟ یا فقط برایش یک متن شاعرانه نوشته شده است؟ آیا مفهوم در خود لباس دیده می‌شود؟ یا فقط در کپشن، استیتمنت و توضیحات برند وجود دارد؟

اگر طراح می‌گوید مجموعه‌اش درباره «هویت ایرانی معاصر» است، باید دید این هویت کجای لباس زندگی می‌کند.

در سیلوئت؟ در متریال؟ در نوع پوشش بدن؟ در تکنیک؟ در رنگ؟ در نسبت سنت و معاصر؟ در تجربه زیسته امروز ایران؟

یا فقط چند نقش سنتی، چند پارچه آشنا و چند جمله زیبا کنار هم قرار گرفته‌اند؟

نقد مفهومی یعنی تشخیص همین تفاوت.

۳. نقد فرهنگی و اجتماعی

فشن همیشه با جامعه در ارتباط است.

لباس نشان می‌دهد یک جامعه بدن، جنسیت، زیبایی، طبقه، قدرت، مصرف و هویت را چطور می‌بیند.

در نقد فرهنگی و اجتماعی می‌توان پرسید:

این مجموعه چه تصویری از زن یا مرد می‌سازد؟ چه نوع بدنی را طبیعی جلوه می‌دهد؟ چه طبقه‌ای را نمایندگی می‌کند؟ چه کسانی را می‌بیند و چه کسانی را حذف می‌کند؟ با زندگی واقعی جامعه چه نسبتی دارد؟ آیا فقط از یک زیبایی‌شناسی وارداتی تقلید می‌کند یا به زمینه فرهنگی خودش پاسخ می‌دهد؟

در ایران، این نوع نقد بسیار مهم است؛ چون فشن از زندگی اجتماعی، محدودیت‌ها، شهر، بدن، عرف، طبقه، جنسیت و هویت جدا نیست.

۴. نقد تاریخی

هیچ طراحی در خلأ به وجود نمی‌آید.

هر لباس، آگاهانه یا ناآگاهانه، به یک تاریخ وصل است: تاریخ لباس، تاریخ هنر، تاریخ بدن، تاریخ صنایع دستی، تاریخ طبقه یا حتی تاریخ مدرنیته.

در نقد تاریخی باید پرسید:

طراح به چه دوره‌ای ارجاع داده است؟ این ارجاع دقیق و آگاهانه است یا سطحی؟ تاریخ را بازخوانی کرده یا فقط از آن تزئین برداشته؟ بین گذشته و امروز گفت‌وگو ساخته یا صرفاً نوستالژی تولید کرده؟

مثلاً اگر در یک مجموعه از لباس قاجار، نقش صفوی، پوشاک عشایری یا منسوجات سنتی استفاده شده، این به‌خودی‌خود ارزش نیست.

سؤال اصلی این است:

این ارجاع چه کاری کرده است؟ چیزی را معاصر کرده؟ خوانش تازه‌ای ساخته؟ به ساختار لباس وارد شده؟ یا فقط به سطح لباس چسبیده است؟

نقد تاریخی یعنی تشخیص تفاوت بین بازآفرینی و تزئین.

۵. نقد تکنیکی و اجرایی

در فشن، ایده بدون اجرا ناقص است.

برای همین نقد تکنیکی اهمیت زیادی دارد.

اینجا باید پرسید:

الگو درست طراحی شده؟ دوخت تمیز است؟ لباس درست روی بدن می‌نشیند؟ متریال با فرم هماهنگ است؟ پارچه انتخاب‌شده با حجم لباس جواب می‌دهد؟ حرکت بدن در نظر گرفته شده؟ لباس از نزدیک هم کیفیت دارد یا فقط در عکس خوب دیده می‌شود؟

این نوع نقد به‌خصوص در آموزش طراحی لباس بسیار حیاتی است؛ چون نشان می‌دهد ایده خوب، اگر درست اجرا نشود، در نهایت به محصول ضعیف تبدیل می‌شود.

۶. نقد کارکردی و مصرفی

لباس برخلاف بسیاری از آثار هنری، معمولاً قرار است پوشیده شود.

پس می‌شود از نظر کارکرد هم آن را نقد کرد.

آیا لباس قابل استفاده است؟ با سبک زندگی مخاطب هماهنگ است؟ راحتی و حرکت بدن در آن دیده شده؟ با اقلیم، فصل و موقعیت مصرف تناسب دارد؟ دوام و نگهداری‌اش منطقی است؟

البته همه لباس‌ها قرار نیست روزمره و کاربردی باشند. لباس مفهومی، کوتور، نمایشی یا هنری هم جای خودش را دارد.

اما منتقد باید بداند هر لباس را با معیار خودش بسنجد.

لباس روزمره را نمی‌شود با معیار لباس مفهومی نقد کرد، همان‌طور که لباس مفهومی را نمی‌شود صرفاً با معیار فروش و کاربرد روزمره سنجید.

۷. نقد برند، بازار و اقتصاد فشن

فشن فقط طراحی لباس نیست؛ یک سیستم کامل است.

برندینگ، قیمت‌گذاری، بازار، تولید، رسانه، خرده‌فروشی، توزیع، زنجیره ارزش و رفتار مصرف‌کننده هم بخشی از فشن‌اند.

در نقد برند و بازار می‌توان پرسید:

برند جایگاه مشخصی دارد؟ می‌داند با چه مخاطبی حرف می‌زند؟ قیمت با ارزش ادراک‌شده هماهنگ است؟ مدل کسب‌وکارش پایدار است؟ فقط محصول می‌فروشد یا یک جهان معنایی ساخته؟ تصویر برند با کیفیت محصول هماهنگ است؟ تجربه مشتری با ادعای برند تناسب دارد؟

در ایران، خیلی وقت‌ها مشکل اصلی فشن فقط طراحی نیست؛ بلکه نبود سیستم، روایت، بازارسازی و ساختار حرفه‌ای است.

۸. نقد پایداری و اخلاق

امروز یکی از مهم‌ترین حوزه‌های نقد فشن، پایداری است.

اما پایداری فقط این نیست که برند بگوید: ما sustainable هستیم.

باید پرسید:

مواد اولیه از کجا آمده‌اند؟ فرآیند تولید چقدر مسئولانه است؟ با نیروی کار چطور برخورد شده؟ لباس دوام دارد؟ تعمیرپذیر است؟ مصرف کمتر را تشویق می‌کند؟ یا فقط از زبان پایداری برای تبلیغات استفاده شده؟

اینجا نقد باید مراقب سبزشویی باشد؛ یعنی جایی که برند بدون تغییر واقعی، فقط از واژگان اخلاقی و زیست‌محیطی برای ساختن تصویر خوب استفاده می‌کند.

۹. نقد رسانه‌ای و تصویری

فشن بدون تصویر تقریباً وجود عمومی پیدا نمی‌کند.

فشن‌شو، کمپین، استایلینگ، عکاسی، ویدئو، مجله، اینستاگرام و ویترین، همه بخشی از زبان فشن‌اند.

در نقد رسانه‌ای می‌توان پرسید:

تصویر چه نوع زیبایی‌ای را طبیعی جلوه می‌دهد؟ چه بدن‌هایی را نمایش می‌دهد و چه بدن‌هایی را حذف می‌کند؟ استایلینگ در خدمت ایده است یا فقط تزئینی است؟ لوکیشن، نور، ژست و قاب‌بندی با هویت برند هماهنگ است؟ کمپین فقط زیباست یا معنا هم دارد؟ تصویر برند از خود محصول جلوتر زده یا نه؟

گاهی تصویر از خود لباس قوی‌تر است. گاهی هم لباس خوب است، اما ارائه تصویری آن را ضعیف نشان می‌دهد.

۱۰. نقد آموزش و ساختار فشن

آموزش فشن هم قابل نقد است؛ حتی شاید بیشتر از خیلی چیزهای دیگر.

می‌شود پرسید:

برنامه درسی با جامعه و صنعت ارتباط دارد؟ دانشجو فقط تکنیک یاد می‌گیرد یا تفکر انتقادی هم یاد می‌گیرد؟ آموزش فشن فقط کپی مدل‌های غربی است؟ یا به زمینه فرهنگی خودش هم فکر می‌کند؟ تاریخ فشن فقط از پاریس، لندن، میلان و نیویورک روایت می‌شود؟ یا جهان‌های دیگر، از جمله ایران، هم دیده می‌شوند؟

اگر آموزش نقد نشود، خروجی فشن هم رشد نمی‌کند.

حالا سؤال مهم این است:

چه کسی می‌تواند نقد کند؟

پاسخ ساده این است:

هر کسی می‌تواند نظر بدهد، اما هر کسی الزاماً جایگاه نقد ندارد.

جایگاه نقد از ترکیب چند چیز می‌آید:

دانش، تجربه، زبان تحلیلی، استقلال نسبی و مسئولیت اخلاقی.

فقط معروف بودن، فالوئر داشتن، سلیقه داشتن، تند حرف زدن یا تجربه مصرف یک محصول، کسی را منتقد نمی‌کند.

منتقد باید دانش زمینه‌ای داشته باشد. باید بداند درباره چه چیزی حرف می‌زند. لازم نیست همه چیز را بداند، اما نمی‌تواند بدون شناخت، حکم کلی صادر کند.

منتقد باید زیاد دیده باشد. نقد بدون مقایسه ممکن نیست. کسی که فقط چند برند محدود، چند پیج اینستاگرامی یا چند تصویر ترندی دیده، معمولاً نقدش محدود به سلیقه شخصی می‌ماند.

منتقد باید زبان تحلیلی داشته باشد. باید بتواند توضیح بدهد چرا چیزی کار می‌کند یا کار نمی‌کند. نه اینکه فقط بگوید: «این بده.» «این شیک نیست.» «این فشن نیست.» «این سطحی است.»

منتقد باید تا حد ممکن استقلال نسبی داشته باشد. به‌ویژه در فشن ایران، چون فضا کوچک است و آدم‌ها همدیگر را می‌شناسند.

باید روشن باشد کسی که نقد می‌کند از کجا حرف می‌زند:

استاد است؟ رسانه است؟ مشاور برند بوده؟ رقیب است؟ دوست طراح است؟ داور مسابقه است؟ سفارش تبلیغاتی گرفته؟ با کسی اختلاف شخصی دارد؟

اگر جایگاه شفاف نباشد، نقد به‌راحتی تبدیل می‌شود به تبلیغ پنهان، تسویه‌حساب یا بازی قدرت.

منتقد باید مسئولیت اخلاقی داشته باشد.

نقد یعنی اثر را جدی گرفتن، نه تحقیر کردن آدم‌ها.

منتقد می‌تواند صریح باشد، جدی باشد، حتی سخت‌گیر باشد. اما نباید بی‌دلیل تخریب کند.

موضوع نقد باید اثر، ایده، اجرا، سیستم، تصویر، برند یا پیام باشد؛ نه شخصیت طراح، ظاهر افراد، بدن مدل‌ها، طبقه اجتماعی یا نیت‌خوانی بی‌مدرک.

نقد حرفه‌ای به آدم حمله نمی‌کند؛ اثر را تحلیل می‌کند.

و حالا برسیم به مرز اصلی:

نظر شخصی از سلیقه شروع می‌شود و معمولاً همان‌جا تمام می‌شود.

اما نقد از مشاهده شروع می‌شود و به استدلال می‌رسد.

نظر شخصی می‌گوید: «من این لباس را دوست ندارم.»

نقد می‌گوید: «این لباس از نظر رنگ و فرم جذاب است، اما برای موقعیتی که برند تعریف کرده، کارکرد مناسبی ندارد؛ چون حجم آستین‌ها حرکت بدن را محدود می‌کند.»

نظر شخصی می‌گوید: «این مجموعه خیلی ایرانی است.»

نقد می‌گوید: «این مجموعه تلاش کرده هویت ایرانی را از طریق رنگ، بافت و ارجاع تاریخی نشان دهد، اما این ارجاعات بیشتر در سطح تزئین باقی مانده‌اند و به ساختار طراحی تبدیل نشده‌اند.»

نظر شخصی می‌گوید: «این کار کپی است.»

نقد می‌گوید: «این مجموعه شباهت مشخصی به فلان برند در فرم شانه، ترکیب رنگ و استایلینگ دارد. با اینکه متریال متفاوت است، اما زبان بصری کلی بیش از حد وابسته به آن منبع قبلی به نظر می‌رسد.»

فرق این دو در یک چیز است:

استدلال.

نظر شخصی بد نیست. تجربه شخصی بد نیست. بیان احساس مخاطب بد نیست. مشکل از جایی شروع می‌شود که نظر شخصی خودش را به جای نقد جا می‌زند. چون اگر کسی که صلاحیت ندارد، در جایگاه محکم و رسمی منتقد بنشیند، شبیه این است که فردی که حقوق بلد نیست، قاضی شود. نتیجه فقط یک قضاوت اشتباه نیست. نتیجه می‌تواند تولید کج‌کارکردی، تخریب آدم‌ها، گمراه‌کردن مخاطب، قلدر‌بازی رسانه‌ای و حتی شکل‌گیری فساد در فضای حرفه‌ای باشد.

فشن ایران برای رشد، به نقد نیاز دارد.

اما نه نقدی که از رابطه، حسادت، تبلیغ، تعارف، تخریب یا بازی رسانه‌ای بیرون بیاید.

ما به نقدی نیاز داریم که کمک کند بفهمیم:

  • چه چیزی واقعاً ارزشمند است؟

  • چه چیزی فقط ظاهر فریبنده دارد؟

  • چه چیزی کپی‌برداری است؟

  • چه چیزی امکان توسعه دارد؟

  • کجاها آموزش مشکل دارد؟ کجاها برندها فقط ادعا می‌کنند؟

  • کجاها تصویر از محصول جلوتر است؟ کجاها مفهوم فقط در متن وجود دارد، نه در لباس؟

برای همین، در پایان چند چک‌لیست ساده می‌گذارم.

چک‌لیست تشخیص منتقد خوب

منتقد خوب هم معمولاً این ویژگی‌ها را دارد:

۱. دانش زمینه‌ای دارد.

۲. تجربه دیدن و مقایسه کردن دارد.

۳. زبان تحلیلی دارد.

۴. جایگاه خودش را شفاف می‌کند.

۵. منافع و روابطش را پنهان نمی‌کند.

۶. از کلی‌گویی پرهیز می‌کند.

۷. اثر را نقد می‌کند، نه شخصیت آدم‌ها را.

۸. می‌تواند همزمان منصف و صریح باشد.

۹. از اشتباه کردن نمی‌ترسد، اما حکم بی‌پایه هم صادر نمی‌کند.

۱۰. نقد را ابزار رشد می‌داند، نه ابزار قدرت‌نمایی.

اگر نقدی این ویژگی‌ها را ندارد، باید در اعتبارش شک کرد.

جمع‌بندی من این است:

نقد در فشن یعنی دیدن دقیق، سنجیدن منصفانه و حرف‌زدن مستدل. نه شیفتگی بی‌دلیل. نه تخریب بی‌پایه. نه سلیقه‌گویی در لباس نقد. نه حکم‌دادن بدون صلاحیت.

هر کسی حق دارد نظر شخصی داشته باشد. هر کسی حق دارد تجربه خودش را بیان کند. هر کسی حق دارد بگوید دوست دارم یا دوست ندارم. اما وقتی کسی در جایگاه منتقد می‌ایستد، باید مسئولیت آن جایگاه را هم بپذیرد. چون نقد، فقط حرف‌زدن نیست. نقد، ساختن معیار برای یک حوزه است. و فشن ایران دقیقاً به همین نیاز دارد: معیار، شفافیت، دانش، شجاعت و انصاف.

نقد
۰
۰
شریف رضوی
شریف رضوی
شریف رضوی هستم، پژوهشگر فرهنگ، صنایع خلاق و زبانشناسی شناختی فرهنگی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید