
اگر برخی از اعضای محترم شورا قصد دارند بار دیگر در جایگاه «نماینده مردم» قرار گیرند، پیش از هر مطالبهای از افکار عمومی، باید یک مطالبه ساده اما بنیادین را پاسخ دهند: گزارش شفاف عملکرد.
کرسی شورا امانت مردم است؛ نه سکوی دائمی حضور در قدرت.
مردم حق دارند بدانند در این چهار سال، این امانت چگونه هزینه شده است.
در دورهای که شهر با چالشهای جدی در حوزه درآمد پایدار، نظارت بر عملکرد اجرایی، آسیبهای اجتماعی، بافتهای فرسوده، ترافیک، و توسعه نامتوازن محلات روبهرو بوده، پرسش از عملکرد شورا یک ضرورت عقلانی است، نه جدال سیاسی.
پیشتر خودِ یکی از اعضای شورا در یادداشتی با تعبیر «شورای شهر یا شیر بییال و دم» به کاهش اثرگذاری شورا اشاره کرده بود. این تعبیر تلخ، امروز تبدیل به یک مطالبه عمومی شده است:
شورا باید ناظر باشد، نه منفعل. سیاستگذار باشد، نه تماشاگر.
همچنین برخی تشکلهای دانشجویی استان نسبت به ضعف نظارت و ترکفعل در مدیریت شهری هشدار دادهاند. این هشدارها را نمیتوان نادیده گرفت. وقتی نهادهای مطالبهگر دانشگاهی به صحنه میآیند، یعنی سطح نگرانی از یک گلایه فردی عبور کرده و به دغدغه عمومی رسیده است.
رخدادهایی مانند از رسمیت افتادن یک جلسه رسمی شورا به دلیل عدم حضور اعضا، شاید در ظاهر یک خبر کوتاه باشد، اما در واقع نشانهای از مسئلهای عمیقتر است:
آیا مدیریت زمان، اولویتبندی و تعهد به حضور، در شأن جایگاه نمایندگی مردم بوده است؟
از اعضای محترمی که قصد کاندیداتوری مجدد دارند، انتظار میرود گزارش عملکرد شخصی خود را با شاخصهای دقیق و قابل سنجش به مردم ارائه دهند.
نخست؛ میزان حضور در جلسات رسمی شورا.
چند جلسه غیبت داشتید و دلایل آن چه بوده است؟ نمایندگی، مسئولیت تماموقت است، نه شغل پارهوقت.
دوم؛ مرخصیها و دورههای عدم حضور.
آیا مردم از این عدم حضور مطلع بودهاند؟
سوم؛ ابتکار قانونگذاری.
از میان مصوبات متعدد شورا، کدام طرح ابتکار شخصی شما بوده است؟ چه ایدهای را از مرحله طرح تا تصویب و اجرا پیگیری کردید؟
چهارم؛ جبران ضعفهای دوره قبل.
اگر در حوزهای ضعف وجود داشته، چه اقدام اصلاحی انجام دادهاید؟
پنجم؛ اثرگذاری عینی بر پیشرفت شهر.
کدام پروژه، کدام اصلاح ساختاری، کدام گره شهری با پیگیری مستقیم شما به نتیجه رسیده است؟
ششم؛ برخورد با ترکفعل یا ضعف نظارتی.
در برابر قصور احتمالی دستگاه اجرایی چه کردهاید؟ ابزارهای نظارتی شورا ـ سؤال، تذکر، تحقیق و تفحص ـ تا چه میزان بهکار گرفته شده است؟
هفتم؛ ارتباط با مردم.
چند ملاقات مردمی برگزار کردید؟ چه تعداد از مطالبات ثبت شد و چه میزان به نتیجه رسید؟
هشتم؛ حضور میدانی در محلات.
چند بار بیواسطه در میان مردم، مساجد و محلهها حاضر شدید و مسائل را از نزدیک شنیدید؟
نهم؛ رویکرد به درآمد پایدار و شفافیت مالی.
چه برنامهای برای کاهش وابستگی به درآمدهای ناپایدار شهری ارائه دادید؟ چه اقدامی برای شفافسازی مالی انجام شد؟
دهم؛ ارزیابی صریح از عملکرد شهردار پیشین.
آیا حمایت کردید؟ نقد کردید؟ هشدار دادید؟ نقش شما در موفقیتها یا ناکامیها چه بوده است؟ اکنون با تغییر شهردار چه اتفاق مثبتی در شهر رخ داده است؟ آیا سیاسی بازی کردید و بخاطر فشار یک نماینده شهردار را تغییر دادید؟ آیا بخاطر همین تهدید به استعفا کردید و شورای را در معرض تعطیلی کشاندید؟
این پرسشها تقابل سیاسی نیست؛ تمرین حکمرانی پاسخگوست.
اگر شورا خانه مردم است، دیوارهایش نباید شیشه دودی داشته باشد.
شهر قم نیازمند شورای فعال، متخصص، پاسخگو و برنامهمحور است؛ شورایی که اقتصاد محلهمحور را جدی بگیرد، بر اجرای طرحهای هوشمندسازی نظارت کند، برای صنایع تبدیلی استان زنجیره ارزش طراحی کند، و در برابر هر ترکفعل یا انحراف از منافع عمومی بایستد.
پیش از آنکه از مردم رأی بخواهید، به مردم گزارش بدهید.
اعتماد، با وعده ساخته نمیشود؛ با کارنامه ساخته میشود.
شفافیت نه تهدید است، نه هزینه؛ سرمایه اجتماعی مدیریت شهری است.
والعاقبة للمتقین
اسفند ۱۴۰۴