نوشته های خوب و پر معنایی رو میشه این روز ها داخل ویرگول خواند و تحسین کرد ...
صد ها کتاب میشه نوشت که ده سال بعد داخل کتاب های درسی ازش به عنوان ادبیات اعتراضی یاد بشه اما خب امروز سوالم اینه که برای که مینویسیم!
چه کسی مخاطب نوشته های ما هست !
این درد های یکسان ، این روان رنجور ما تماما یک زبان مشترک دارند .
قلم های تلخ و طنز سیاسی تا درام های شکست خورده ،
آرزو های بر باد رفته و حسرت های جوانی ...
کمتر میشود در این کوچه های غم زده امید را جستجو کرد
خیلی ها میپرسند امید کجاست ؟
نمیدانم ما اینترنتمان محدود است فقط میدانم ، آرزو مدت هاست رفته دنبال او ...
بلکه پیدایش کند
دوباره میپرسم ! برای که مینویسیم ؟
ما که همه رنج های یکسان داریم و همه دردمندیم
آنکه باید بداند هم که میداند ؛
شهروندان درجه ۱ هم که متصل هستند ، توییتر و تلگرام دارند
فقط ما میمانیم و تنهاییِ دست جمعی ...
ایکاش آنها هم تجربه میکردند و میدیدند ؛ ولی خب ما ماندیم و درد های یکسان ...
شاید درد هایمان جز نوشتن و شنیدن درمانی نداشته باشد ...
اگر امید را پیدا کردید ازش سراغ نوید را بگیرید ...
نوید از روز های خوب بیشتر میداند ...
نمیدانم کنار خواهرش رویا بود ، داشتند دور میشدند ...