ویرگول
ورودثبت نام
آیدین زهره کرمانی
آیدین زهره کرمانی
آیدین زهره کرمانی
آیدین زهره کرمانی
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

مسیر های خونین

مسیرهای خونین

در یکی از تاریک‌ترین شب‌های سال ۱۹۸۴، چهار مرد با چشمانی یخ‌زده و قلب‌هایی بی‌رحم، نقشه‌ای برای نابودی یک کازینو در لاس‌وگاس می‌کشند.

ویتــو، مرد تکنیکی گروه، وارد ساختمان می‌شود و با دقتی سرد، به اتاق کنترل می‌رود تا برق اصلی را قطع کند و دوربین‌ها را از کار بیندازد. در تاریکی مطلق، تامی و طونی – دو آدمکش حرفه‌ای با تفنگ‌های صداخفه‌کن و چراغ‌قوه – نگهبان‌ها را یکی پس از دیگری از پا در می‌آورند؛ آرام، بی‌صدا، بی‌رحم.

آنها بمب‌ها را در نقاط کلیدی ساختمان نصب می‌کنند. چند دقیقه بعد، مایکل، خلبان سابق ارتش، با هلیکوپتری دزدیده‌شده روی سقف فرود می‌آید.

همه سوار می‌شوند. صدای پره‌های هلیکوپتر با صدای انفجار عظیمی در پشت سرشان در هم می‌آمیزد. کازینو در شعله‌های آتش فرو می‌رود؛ پول، فساد، و خاطرات، همه با هم خاکستر می‌شوند.

در سال ۱۹۴۶، پنج مرد مافیایی – ویتو، مارگارتی، هنری، توماس و جیمی – پس از سرقتی خشن از یک بانک در بروکلین، قرار می‌گذارند تا پول‌ها را در یک رستوران قدیمی ایتالیایی تقسیم کنند.

اما چیزی در نگاه‌ها تغییر کرده. سکوت شام را می‌شکند. یک فنجان قهوه واژگون می‌شود. اولین گلوله شلیک می‌شود. خیانت، طمع و سوءظن به خون می‌انجامد.

هم‌زمان، پلیس که از پیش در جریان عملیات بوده، وارد صحنه می‌شود. رستوران به جهنمی از دود و آتش تبدیل می‌شود. در نهایت، روی زمین فقط جنازه‌ها باقی می‌ماند؛ پول ناپدید می‌شود و حقیقت در همان شب دفن می‌گردد.

در سال ۲۰۰۱، در رینگ بوکس تاریک مسکو، قهرمان خون‌سردی به نام "پوتین" در برابر رقیبش می‌ایستد؛ نه برای بُرد، بلکه برای انتقام.

او با ضربه‌ای سهمگین، رقیب را درجا می‌کشد. هزاران تماشاچی شوکه می‌شوند. پلیس فدرال وارد ماجرا می‌شود و یک تعقیب و گریز گسترده در سراسر اروپا آغاز می‌شود.

در نهایت، او در مرزهای یخبندان روسیه دستگیر می‌شود. آن شب، ورزش دیگر همان نبود.

در دل جهنمِ سبز کلمبیا، کارتل "بابیلون" با ۲۷ مرد مسلح، امپراتوری خون و مواد را اداره می‌کند.

سه مأمور ویژه – آقای پی، آقای سی و آقای تی – با نام‌های جعلی به دل این جهنم نفوذ می‌کنند. پس از ماه‌ها عملیات، بالاخره شب انتقام فرا می‌رسد. رئیس کارتل کشته می‌شود. اما بهای سنگینی پرداخت می‌شود.

آقای پی به دست افراد بابیلون تکه‌تکه می‌شود؛ آقای سی جلوی چشم مردم تیرباران می‌شود. فقط آقای تی زنده می‌ماند و در تاریکی فرار می‌کند.

صبح روز بعد، تمام اعضای باقی‌مانده کارتل توسط نیروهای ویژه دستگیر می‌شوند. کلمبیا نفس راحتی می‌کشد، اما زمین هنوز از خون گرم است.

۴
۱
آیدین زهره کرمانی
آیدین زهره کرمانی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید