نقدهای سینمایی مهناز عظیمی

بعضی سریالها ما را سرگرم میکنند و بعضی دیگر، آرام و بیصدا نگاه ما را به زندگی تغییر میدهند. «Ted Lasso» از آن دسته آثاری است که در ظاهر یک کمدی ورزشی است، اما در عمق خود، درباره امید، رهبری، انسانیت و قدرت تغییر سخن میگوید.
این سریال که در سه فصل و برای Apple TV+ ساخته شد، توسط جیسون سودیکیس، بیل لارنس، برندان هانت و جو کلی خلق شده است. «Ted Lasso» در مدت پخش خود به یکی از موفقترین سریالهای تلویزیونی سالهای اخیر تبدیل شد و با کسب ۱۳ جایزه امی و دهها نامزدی دیگر، جایگاه ویژهای در میان منتقدان و مخاطبان پیدا کرد.
در نگاه اول، داستان کمی غیرمنطقی به نظر میرسد؛ یک مربی فوتبال آمریکایی که تقریباً هیچ شناختی از فوتبال انگلیس ندارد، هدایت یک تیم لیگ برتر را برعهده میگیرد. اما درست همین نقطه، آغاز بزرگترین غافلگیری سریال است. تد لاسو قرار نیست با تاکتیکهای پیچیده فوتبال پیروز شود؛ او آمده است تا انسانها را دوباره به خودباوری برساند.
از دید من، تد لاسو بیش از آنکه مربی فوتبال باشد، یک روانشناس، یک رهبر و یک امیدبخش است. او استعدادها را نه در عملکرد امروز افراد، بلکه در ظرفیت پنهان آنها جستوجو میکند. شخصیت نیت شلی نمونه درخشانی از این نگاه است. مردی خجالتی که تنها وظیفهاش جمعآوری توپها و تجهیزات تیم است، اما تد لاسو ذهن تحلیلگر و نبوغ تاکتیکی او را میبیند؛ چیزی که دیگران سالها از کنارش گذشته بودند. همین اعتماد، مسیر زندگی نیت را برای همیشه تغییر میدهد.
این همان پیامی است که سریال بارها تکرار میکند؛ گاهی انسانها بیش از آموزش، به کسی نیاز دارند که استعدادشان را باور کند.
از سوی دیگر، رابطه تد با ربکا، مدیرعامل باشگاه، یکی از زیباترین خطوط روایی سریال است. ربکا در آغاز داستان با انگیزه انتقام، تد را استخدام میکند تا تیم شکست بخورد؛ اما تد به جای پاسخ دادن به دشمنی با نفرت، با مهربانی، احترام و صداقت رفتار میکند. او ثابت میکند که محبت، گاهی قدرتی دارد که هیچ انتقامی توان رقابت با آن را ندارد. تغییر تدریجی ربکا، یکی از انسانیترین دستاوردهای فیلمنامه است.
فیلمنامه «Ted Lasso» هوشمندانه میان طنز و درام تعادل برقرار میکند. شوخیهای آن صرفاً برای خنداندن نیستند، بلکه راهی برای تحمل دردها و شکستها هستند. شخصیتها در سختترین لحظات زندگی، همچنان لبخند میزنند و همین طنز، به آنها کمک میکند تا از بحران پلی به سوی رشد بسازند، نه دیواری برای تسلیم شدن.
کارگردانی سریال نیز کاملاً در خدمت همین جهانبینی قرار دارد. دوربین کمتر به دنبال نمایش اغراقآمیز مسابقات فوتبال است و بیشتر بر نگاهها، سکوتها و رابطه میان شخصیتها تمرکز میکند. مسابقه واقعی در زمین فوتبال نیست؛ در قلب انسانها جریان دارد. قاببندیهای صمیمی، ریتم متعادل و استفاده از لحظات سکوت، فرصت میدهد تا مخاطب با شخصیتها زندگی کند، نه اینکه فقط آنها را تماشا کند.
بازی جیسون سودیکیس در نقش تد لاسو یکی از مهمترین دلایل موفقیت سریال است. او شخصیتی خلق کرده که خوشبینیاش هرگز مصنوعی به نظر نمیرسد. پشت لبخندهای همیشگی او، درد، اضطراب و تنهایی نیز وجود دارد و همین تضاد، شخصیت تد را عمیق و باورپذیر میکند. هانا وادینگهام در نقش ربکا، برت گلدستین در نقش روی کنت و جونو تمپل در نقش کیلی نیز با بازیهای دقیق و چندلایه، به شخصیتهای خود هویتی مستقل میبخشند.
اما آنچه بیش از همه مرا جذب این سریال کرد، نگاه انسانگرایانه آن است. «Ted Lasso» به ما یادآوری میکند که موفقیت فقط حاصل هوش، تحصیلات یا مهارت فنی نیست. گاهی بزرگترین عامل موفقیت، توانایی دیدن انسانهاست. تد لاسو ثابت میکند که رهبری یعنی ساختن انسانها؛ و وقتی انسانها رشد کنند، موفقیت نیز دیر یا زود از راه میرسد.
از منظر فلسفی، این سریال برای من یادآور این حقیقت است که سختیها دشمن زندگی نیستند؛ آنها ابزار صیقل خوردن شخصیت انساناند. شکست، خیانت، اضطراب و ناامیدی، هر کدام فرصتی هستند تا نسخه کاملتری از خودمان را کشف کنیم. هیچیک از شخصیتهای سریال در پایان همان آدمی نیستند که در آغاز بودند و شاید زیبایی واقعی زندگی نیز همین باشد؛ اینکه رنج، اگر درست فهمیده شود، میتواند آغاز دگرگونی باشد.
«Ted Lasso» برای من داستان فوتبال نیست؛ داستان ایمان به انسان است. این سریال یادآوری میکند که بسیاری از ما نه به دلیل نداشتن استعداد، بلکه به دلیل دیده نشدن، سالها در جایگاهی کوچک باقی میمانیم. گاهی تنها یک نفر کافی است که به تواناییهای پنهان ما باور داشته باشد تا مسیر زندگیمان تغییر کند.
من باور دارم موفقیت واقعی از لحظهای آغاز میشود که انسان به جای جنگیدن با دیگران، شروع به ساختن خود و اطرافیانش میکند. تد لاسو به من یادآوری کرد که مهربانی، اعتماد و امید، برخلاف تصور رایج، نشانه ضعف نیستند؛ بلکه قدرتمندترین ابزارهای رهبریاند.
شاید مأموریت بعضی انسانها در این دنیا، اثبات برتری خودشان نباشد؛ بلکه کشف و شکوفا کردن استعدادهایی باشد که دیگران هرگز فرصت دیدنشان را پیدا نکردهاند. و شاید به همین دلیل است که تد لاسو، پیش از آنکه یک مربی فوتبال باشد، مربی زندگی است.