اثر محمد رضا خاکی
یاداشت ساراعبدی منفرد
در داستان فیلم، سه دوست که در کودکی با یکدیگر عهد میبندند در جوانی کنسرتی را بر روی یک سکوی نفتی برگزار کنند، محور اصلی روایت هستند. اما در ادامه، حادثهای ناگوار برای یکی از این سه نفر رخ میدهد و مسیر زندگی آنها دستخوش تغییر میشود.
فیلمنامه با وجود قصهای خوب، روان و با ریتمی ملایم، در ژانر درام شکل گرفته و از نظر روایت، ظرفیت بالایی برای تأثیرگذاری دارد.
با این حال، کارگردان که پیش از این تنها تجربه ساخت فیلمهای کوتاه را داشته و این اثر نخستین تجربه سینمایی او محسوب میشود، نتوانسته از ظرفیتهای داستان بهخوبی بهره ببرد و در نهایت فیلمی نسبتاً ضعیف را به تصویر کشیده است.
موسیقی فیلم نیز در همراهی با روایت، عملکردی قابل قبول دارد، اما فراتر از ایجاد فضایی سرگرمکننده برای مخاطب عمل نمیکند و تأثیر عمیق یا ماندگاری بر جای نمیگذارد.
با وجود استفاده از بازیگران توانمند، بازیها در سطحی متوسط باقی مانده و آنگونه که انتظار میرود نتوانستهاند عمق و تأثیرگذاری قصه را تقویت کنند
در مجموع، فیلمنامه دارای داستانی خوب و روان در ژانر درام است، اما ضعف در کارگردانی و اجرای کلی اثر باعث شده نتیجه نهایی فیلمی ضعیف اما تا حدی سرگرمکننده برای مخاطب باشد.