
اولین باری که وارد دنیای سرمایهگذاری شدم، فکر میکردم خیلی راحت میتونم از طریق تحلیل تکنیکال بازار رو بفهمم. حتی چند بار که به نمودارها نگاه کردم، با خودم گفتم: "چقدر این سادهس! فقط باید خطوط روند رو بزنم و چندتا اندیکاتور بذارم و بزنم به هدف."
ولی خیلی زود متوجه شدم که این دنیای بازار، اصلاً به این سادگیها نیست. تحلیل تکنیکال نه تنها پیچیدهس، بلکه اگر بدون درک درست از اون بهش نگاه کنی، میتونه به راحتی تو رو گمراه کنه.
یادمه یک روز که با اعتماد به نفس زیاد نشستم و شروع کردم به تحلیل بازار، دیدم که بازار اصلاً طبق اون چیزی که فکر میکردم پیش نمیره. شاید به نظر میرسید که فقط با چند خط و اندیکاتور میشه به راحتی سود کرد، ولی هر روز بیشتر به این نتیجه میرسیدم که چیزی که از بیرون ساده به نظر میاد، توی عمل خیلی پیچیدهتره.
مشکل اینجا بود که از تحلیلهای سطحی استفاده میکردم. خطها و الگوها رو میزدم، ولی درک عمیقی از وضعیت بازار نداشتم. به همین خاطر اشتباه میکردم. با این حال، نمیخواستم تسلیم بشم و تصمیم گرفتم بیشتر بخونم و یاد بگیرم.
تا اینکه یکی از دوستانم توصیه کرد که تریدیدو رو امتحان کنم. اونجا بود که فهمیدم چه فرق بزرگی بین تحلیلهای سطحی و تحلیل درست وجود داره. ابزارهایی که بهت میده، علاوه بر کمک به تحلیل درست، بهت این امکان رو میده که به اشتباهاتت پی ببری و اونها رو اصلاح کنی.
یاد گرفتم که هیچ چیزی تو این دنیا ساده نیست. از سرمایهگذاری گرفته تا زندگی، همهچیز نیاز به تلاش، یادگیری و صبر داره. هرچقدر که بیشتر به خودم زمان میدادم و روی درک عمیقتر تمرکز میکردم، بیشتر متوجه میشدم که موفقیت به اندازهای که فکر میکردم فوری نیست.
الان دیگه میفهمم که تحلیل تکنیکال نه تنها یه ابزار برای پیشبینیه، بلکه یه مهارت است که نیاز به زمان و تمرین داره. هر روز یاد میگیرم و به اشتباهاتم میخندم، چون میدونم که اینها بخش از فرایند یادگیریه. به جایی رسیدم که دیگه از خطاها نمیترسم، چون میدونم هر اشتباه یه درس جدید بهم میده.