Haniyeh Ghasemi
خواندن ۶ دقیقه·۱ ماه پیش

اسطوره و دنیای جدید


نکتهٔ اخلاقی اسطوره ایکاروس چه می‌تواند باشد؟ «پروازکنان به خورشید نزدیک نشو؟» یا طبق باوری که من به آن رسیده‌ام، بال‌های بهتری بساز...
در عصر حاضر عموماً این تفکر درمورد اسطوره ها وجود دارد که اسطوره ها صرفاً داستانهایی تخیلی هستند و مطالعه آنها فقط شنا کردن در رویاهای مردم در گذشته های دور می‌باشد در صورتی که این اساطیر همواره نقش مهمی در شکل‌دهی به جهان‌بینی و هویت انسان‌ها ایفا کرده‌اند و نه تنها ماهیت طیف گسترده‌ای از فعالیت های انسانها ریشه در اسطوره ها دارد، مطالعه اسطوره ها می‌تواند مسیر روشنتری از زندگی را پیش روی انسان قرار دهد. در این متن، به بررسی دلیل وجودی اسطوره، ماهیت و زمان آن‌ها، و همچنین کارکردهای مختلف اسطوره در زندگی انسان‌ها پرداخته شده است.
دلیل وجودی اسطوره
اسطوره واکنشی از ناتوانی انسان است در مقابله با درماندگی‌ها و ضعف او در برآوردن آرزوها و ترس او از حوادث غیرمترقبه. قدرت تخیل نهایت فعالیت خود را در این زمینه انجام می‌دهد. خدایان به این ترتیب خلق می‌شوند و سپس به شهریاران و پهلوانان زمینی تبدیل می‌گردند و گاهی به عکس، از شخصیتی تاریخی یا قهرمانی معمولی، موجودی اسطوره‌ای شکل می‌گیرد؛ به این صورت که همۀ ویژگی‌های یک موجود خارق‌العاده را به او نسبت می‌دهند و بتدریج با این ویژگی‌ها، قهرمان از صورت موجود بشری عادی خارج می‌شود.
از سوی دیگر، اسطوره تجسم احساسات آدمیان است به گونه‌ای ناخودآگاه برای تقلیل گرفتاری‌ها یا اعتراض به اموری که برای ایشان نامطلوب و غیرعادلانه است. چون آن را تکرار می‌کنند، آرامشی به آنها دست می‌دهد. تکرار این داستان‌ها که در قالب نوعی آیین دینی برگزار می‌شود، به آنها حقانیت و واقعیت می‌بخشد.
اسطوره همچنین نشانه‌ای از عدم آگاهی بشر است از علل واقعی حوادث. انسان به پیروی از تخیل خود برای رویدادها علت و انگیزه می‌تراشد و به این ترتیب، تخیل را با واقعیت‌ها پیوند می‌دهد.
اصل و ماهیت و زمان اسطوره‌ها
مشکل می‌توان نظر قطعی داد که هر اسطوره‌ای به چه مکان و زمانی تعلق دارد. به‌وجودآورنده‌ی اسطوره‌ها، گروه‌های ناشناخته‌ای از مردم اندیشمند بودند که در هزاره‌های پیشین می‌زیسته‌اند. این اسطوره‌ها در طی زمان تغییر و تحول یافته‌اند. همان‌طور که فرهنگ‌ها با هم آمیخته می‌شوند، اسطوره‌ها نیز با هم می‌آمیزند و اسطوره‌هایی جدید را به وجود می‌آورند و تغییر جا و زمان می‌دهند. این ویژگی‌ها در اسطوره‌های ایرانی نیز متجلی است. داستان‌های کهن مربوط به هزارها سال پیش مردم سرزمین ما به طور شفاهی و سینه‌به‌سینه نقل شده تا سرانجام به صورت نوشته درآمده است. این نوشته‌ها تصویرهایی به دست می‌دهند از دورانی که نه تاریخ می‌تواند درباره‌ی آنها قضاوت کند و نه باستان‌شناسی، و جای پای آنها را فقط در اسطوره‌ها می‌توان یافت.
اسطوره‌ها زمان خاصی را نیز منعکس نمی‌کنند. فقط شاید بتوان همسانی‌هایی را میان بعضی از آنها و دوران‌های خاصی حدس زد. اسطوره‌های ایران نیز همگی از یک زمان نیستند و به دوره‌های مختلف تعلق دارند.
حال که با مفهوم اسطوره کمی آشنا شده‌ایم در ادامه، بیشتر به اهمیت اساطیر و اسطوره شناسی در زندگی امروزه با اشاره به برش هایی از کتاب «قدرت اسطوره» (power of myth) که بر اساس مجموعه مصاحبه‌های جوزف کمبل، اسطوره‌شناس برجسته، با روزنامه‌نگار بیل مویرز تهیه شده، پرداخته شده است. این کتاب به بررسی نقش اسطوره‌ها در زندگی انسان‌ها و ارتباط آن‌ها با فرهنگ، روانشناسی و معنویت می‌پردازد. کمبل در این کتاب استدلال می‌کند که اسطوره‌ها تنها داستان‌های قدیمی نیستند، بلکه ابزارهایی قدرتمند برای درک جهان و جایگاه انسان در آن هستند.
به گفته‌ی کمبل، اسطوره شناسی آنچه را که پشت ادبیات و هنر نهفته است آشکار می سازد و با شما از زندگی خودتان سخن میگوید موضوعی بزرگ هیجان انگیز و تغذیه کننده زندگی .است اسطوره شناسی با مراحل گوناگون زندگی ارتباط زیادی دارد در مراسم تشرف یعنی زمانی که از کودکی گذر میکنید و مسئولیتهای بلوغ را می پذیرید یا از موضع تجرد وارد موضع تأهل میشوید. همۀ این آیینها اسطوره شناختی اند آنها به بازشناسی نقش جدیدی می پردازند که شخص بر عهده گرفته است فرایند کنار گذاشتن نقش قدیم و پذیرش نقش جدید و ورود به یک حوزه مسئولیت را بررسی میکنند.
در قسمت دیگری از کتاب در زمینه‌ی به کارگیری اسطوره‌شناسی در شیوه‌ی زندگی انسان آمده، فرد ناگزیر است جنبه‌ای از اسطوره را پیدا کند که با زندگی خودش ارتباط داشته باشد. اسطوره اساساً چهار کارکرد دارد. اولین کارکرد آن نقش عرفانی است. در واقع درک شگفتی جهان و انسان، و تجربه‌ی حرمت در مقابل این راز است. اسطوره جهان را در مقابل بعد راز و درک رازی که زیربنای همه‌ی صورتها است می‌گشاید. اگر آن را از دست بدهید، فاقد اسطوره‌شناسی هستید. اگر راز در خلال همه‌ی چیزها خود را متجلی کند، کیهان به یک تصویر مقدس تبدیل می‌شود. شما از طریق شرایط واقعی دنیای خودتان همواره مخاطب راز متعال هستید.
کارکرد دوم آن بعد کیهان‌شناختی است که علم به آن می‌پردازد ـ به شما نشان می‌دهد که شکل کیهان چگونه است، اما به شیوه‌ای نشان می‌دهد که راز باز هم بر جای می‌ماند. امروزه ما بر این گمانیم که دانشمندان همه‌ی پاسخ‌ها را در اختیار دارند. اما دانشمندان بزرگ به ما می‌گویند: «خیر، ما همه‌ی پاسخ‌ها را نمی‌دانیم. ما می‌توانیم به شما بگوییم که چگونه کار می‌کند، اما نمی‌توانیم بگوییم چیست؟» وقتی کبریتی روشن می‌کنید، شعله‌ای که پدید می‌آید چیست؟ می‌توانید با من از اکسیداسیون صحبت کنید، اما این مطلب به من چیزی نمی‌گوید.
کارکرد سوم نقش جامعه‌شناختی است ـ حمایت کردن از یک نظم اجتماعی معین و اعتبار بخشیدن به آن. در اینجا است که اسطوره‌ها در مکان‌های مختلف تفاوت زیادی با یکدیگر دارند. می‌توانید یک اسطوره‌شناسی کامل برای چندهمسری و یک اسطوره‌شناسی کامل برای تک‌همسری داشته باشید. هر یک از آنها در جای خود درست است. بستگی به آن دارد که در کجا هستید. آنچه در جهان ما غالب شده، این کارکرد جامعه‌شناختی اسطوره است و دیگر عمرش هم به پایان رسیده است.
قوانین اخلاقی، قوانین زندگی بدان گونه که در یک جامعه‌ی خوب باید باشد. همه‌ی صفات یهوه درباره‌ی نوع لباسی که باید پوشید، نحوۀ سلوک افراد با یکدیگر و نظایر آن در هزاره‌ی اول قبل از میلاد، کهنه شده‌اند.
اما اسطوره کارکرد چهارمی نیز دارد، و این نقشی است که فکر می‌کنم امروز همه باید سعی کنند با آن درآمیزند ـ این کارکرد از نوع تعلیم و تربیتی است و به نحوه‌ی سپری کردن یک زندگی انسانی تحت هر شرایطی می‌پردازد. اسطوره‌ها می‌توانند این مطلب را به شما یاد بدهند. ما چنان گرفتار انجام کارها برای رسیدن به مقاصد ارزش بیرونی هستیم که فراموش میکنیم ارزش درونی و جذبۀ همراه با زنده بودن تمام مطلب است. برای بدست آوردن این تجربه ها اسطوره ها را بخوانید. آنها می آموزند که می توانید به درون بازگردید، و شروع به دریافت پیام نمادها میکنید. اسطوره های ملتهای دیگر را بخوانید، نه اسطوره های دین خود را زیرا گرایشتان بر آن است که دین خود را از زاویه واقعیات امور تفسیر کنید، اما اگر اسطوره های دیگران را بخوانید شروع به دریافت پیام خواهید کرد. اسطوره کمک میکند که ذهن خود را در تماس با این تجربه زنده بودن قرار دهید. به شما می گوید که این تجربه چیست.
نتیجه گیری:
اسطوره‌ها، به عنوان آینه‌ای از ذهنیت و احساسات انسان، نه تنها در گذشته، بلکه در دنیای امروز نیز کاربردهای عمیقی دارند. آن‌ها نه تنها به ما کمک می‌کنند تا با رازهای جهان و زندگی روبرو شویم، بلکه راهنمایی‌هایی برای چگونگی زندگی کردن در شرایط مختلف ارائه می‌دهند. همان‌طور که جوزف کمبل در کتاب «قدرت اسطوره» اشاره می‌کند، اسطوره‌ها تنها داستان‌های قدیمی نیستند، بلکه ابزارهایی قدرتمند برای درک جهان و جایگاه انسان در آن هستند. در نهایت، اسطوره‌ها به ما یادآوری می‌کنند که زندگی فراتر از واقعیت‌های ملموس، پر از راز و شگفتی است و این رازها هستند که به زندگی معنا می‌بخشند.

منابع:
کتاب قدرت اسطوره. جوزف کمبل
کتاب تاریخ اساطیری ایران. ژاله آموزگار
نقل قول از فیلم
A Space Odyssey (Stanley Kubrick, 1968)

شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید