فاطمه محمودی
خواندن ۲ دقیقه·۲ ماه پیش

انسان در جستجوی توهم

واقعیت اینه که ما درکی که ما از زندگی داریم توهمی بیش نیست. ما درمورد زندگی و آدم‌ها هیچی نمی‌دونیم حتی همین احساساتی که تجربه می‌کنیم هم واقعیت ندارند. امروز حالم خیلی بد شد خیلی خیلی بد. آدم‌هایی که منو می‌شناسند می‌دونند که من معمولا آدم انرژی مثبتی هستم. حالا خیلیم خجسته و دل‌مشنگ نیستم اما معمولا دارم می‌خندم و دنیا به کتفمه.

امروز یهو به خودم اومدم و دیدم خیلی حالم خرابه. غم و خشم عجیبی رو دارم با خودم حمل می‌کنم که حتی نمی‌دونم دلیلش چیه. از خودم از همه آدم‌ها نفرت دارم. خیلی خستم اصلا دیگه حوصله جنگیدن رو ندارم. دیگه از رمق افتادم. از خودم می‌پرسم تا کی؟ چرا؟ به چه امیدی؟ هزار بار از خودم پرسیدم چرا باید بجنگم؟ چرا از رو نمی‌رم؟ هدفی که دیروز و پریروز تمام هم و غمم رو براش گذاشته بودم، الان می‌بینم چقدر مضحک بی ارزشه .


این همه توجه و مهربونی با دیگران چه معنایی داره؟ که چی بشه؟ نشستم پست‌های قبلیم تو ویرگول رو خوندم که انقد درمورد مهربونی و توجه به دیگران شعار دادم. انگار روی گه رنگ صورتی بزنی. ما فقط داریم سعی می‌کنیم که برای زندگی معنا بسازیم. هر کدوم با زاویه دیدی که داریم یه فلسفه مزخرفی برای خودمون تعریف می‌کنیم که زندگی کردنمون، نفس کشیدنمون با معنا بشه. هر کدومم فکر میکنیم فقط فلسفه و زاویه دید من درست و بقیه غلطه. در حالی که هممون دسته جمعی سرکاریم.

آدمی چاره‌ای نداره باید برای خودمون یه قصه ببافیم که بتونیم با این حجم از غم و تشویش و اضطراب سروکله بزنیم. یه هدف مزخرف و پوچ برداریم قاب بگیریم بذارم روبه‌رومون انگار که جایی برامون ریدن. بعد خودمون رو با بازی‌ها و اسباب‌بازی‌هامون سرگرم کنیم که نفهمیم تو چه کثافتی داریم دست و پا می‌زنیم. یه روزی نمیدونم روی اسید یا چی بودم که فکر کردم می‌تونم دنیا رو عوض کنم. ما رو زندگیمون و حتی خودمون هم هیچ کنترلی نداریم. ما نمی‌دونیم تفکرات و احساساتمون چقدر تحت تاثیر عواملیه که فکرشم نمی‌کنیم.

ما نمی‌دونیم این زاویه دیدی که نسبت به دنیا داریم چقدر ساختیگیه، مشکل این نیست که چقدر همه چیز کشکیه، مشکل اینه ما خیلی همه چیزو جدی می‌گیریم. تفاوت قشنگ و عالی دیدن دنیا و دیدن واقعیت نکبت و تهی که داره برای من تفاوت دیروز و امروزه. چرا؟ چون فقط دو روزه یادم رفته قرص‌هامو بخورم. آره دقیقا! دلیلی که دیروز دنیا رو انقدر قشنگ و خوب و انگیزه‌بخش میدیدم قرص‌های بود که می‌خوردم. حالم از زندگی که با یه قرص اینجوری بالا و پایین بشه بده. این چیه؟ جز گول زدن خودم؟

کنون زمانه دگر گشت و من دگر گشتم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید