یکی از نقاط کمتر دیدهشده در مطالعات اسلامی، بررسی نقش تربیت پیامبر در شکلگیری شخصیت و سیره امام حسن و امام حسین است. واقعیت تاریخی و روایی نشان میدهد حسن و حسین در دوران کودکی، با پیامبر زندگی کرده، پرورش یافته و به طور مستقیم تحت تأثیر رفتار و منش او شکل گرفتهاند.
۱. کودک در نگاه پیامبر: محبت و کرامت
رفتار پیامبر با کودکان، به ویژه با حسن و حسین، در منابع اسلامی بارها روایت شده است. پیامبر آنان را بر دوش میگرفت، میبوسید، در جمع احترام میگذاشت و حتی نماز خود را به خاطر بازی آنان طولانیتر یا کوتاهتر میکرد. این رفتار، برای جامعهای که کودک را «ناتمام» میدید و زن را «عورت» خطاب میکرد، شگفتآور بود. پیامبر با این کار، کودک را نه «ابزاری در خدمت خانواده یا قبیله» بلکه «مخاطب مستقیم کرامت انسانی» معرفی کرد.
۲. تأثیر این تربیت بر حسن و حسین
از خلال روایات میتوان دید که این نوع تربیت اثر عمیقی در روح و روان حسن و حسین گذاشت. در روایات، امام حسن «اشبه الناس به رسول الله» معرفی میشود و به سبب خلق و خوی پیامبرانهاش لقب «کریم اهل بیت» میگیرد. امام حسین نیز در همان امتداد «سفینه النجاه» خوانده میشود، یعنی کشتی نجات امت همانگونه که پیامبر برای امت نجاتبخش بود.
۳. امام حسن و صلح: تداوم پیامبرِ صلح
صلح امام حسن معمولاً به عنوان نشانهای از مصلحتجویی یا ضعف او تفسیر شده است. اما اگر آن را در پرتو الگوی پیامبرانه ببینیم، معنای کاملاً دیگری پیدا میکند. همانگونه که پیامبر در صلح حدیبیه یا در فتح مکه از انتقام و خشونت چشم پوشید و راه را برای اصلاح امت باز کرد، حسن نیز با پذیرش صلح، از یک جنگ داخلی ویرانگر جلوگیری کرد. او در حقیقت پیام پیامبر را در رفتار خود متجلی ساخت: حفظ امت، حتی به قیمت چشمپوشی از قدرت سیاسی. صلح او نشانه ضعف نبود؛ بلکه اوج وفاداری به سیره پیامبر بود.
۴. امام حسین و قیام: تداوم پیامبرِ مقاومت
در سوی دیگر، حرکت امام حسین نیز مستقیماً به پیامبر بازمیگردد. او در کربلا بارها گفت: «خروج من برای اصلاح امت جدم است». حسین خود را وارث رسالت پیامبر میدانست. همانگونه که پیامبر در بدر و احد در برابر قریش ایستاد و در برابر نظام فاسد مکه مقاومت کرد، حسین نیز در برابر یزید به عنوان تجسم فساد و ظلم زمانه ایستاد. لقب «سفینه النجاه» او، بازتاب همان نگاه پیامبرانه است که مقاومت را عین نجات میدانست.
۵. دو روی یک سکه: پیامبر در دو تجلی
اگر از این زاویه بنگریم، حسن و حسین دو روی یک سکهاند:
حسن ادامهدهنده پیامبرِ صلح است.
حسین ادامهدهنده پیامبرِ مقاومت است.
هر دو، در حقیقت بازتابهای مختلف یک پیامبر واحدند. پیامبری که هم اهل صلح و گذشت بود و هم اهل ایستادگی و مقاومت. کودکی آنان در دامان پیامبر سبب شد که این دو وجه متضاد اما مکمل در شخصیت آنان به بار بنشیند.
۶. نتیجهگیری: بازگشت به سنت در پرتو مدرنیته
اگرچه نگاه مستقل به کودک محصول جهان مدرن است و در دوران پیشامدرن به طور روشن شناخته نشده بود، اما سیره پیامبر در رفتار با حسن و حسین نشان میدهد که در دل سنت اسلامی نیز میتوان بذرهای یک نگاه نوین به کودک را یافت. این نگاه نه بر اساس «مالکیت پدر و قبیله»، بلکه بر اساس «کرامت انسانی» کودک استوار است.
از همین زاویه میتوان دریافت که صلح امام حسن و قیام امام حسین نه تصمیمهای صرفاً سیاسی یا مصلحتاندیشیهای شخصی، بلکه ثمره مستقیم تربیت پیامبرانه آنان بود. کودکی که پیامبر با احترام، محبت و کرامت پرورده بود، در بزرگسالی یا در هیئت صلح و یا در هیئت قیام، همان پیامبر را در تاریخ تکرار کرد.
✍️ این تحلیل میتواند پلی باشد میان فهم سنتی شیعه از اهل بیت و خوانش مدرن از جایگاه کودک و تربیت؛ و نشان دهد که سنت اسلامی نیز ظرفیتهایی دارد که اگر بازخوانی شود، میتواند به مسئله امروز ما یعنی «کودک به عنوان یک انسان مستقل» پاسخ دهد.