ویرگول
ورودثبت نام
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
نویسنده:حسین نجفعلی بیگیاشتراک‌گذاری دریافت‌های شهودی و دغدغه‌های درونی.
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
خواندن ۷ دقیقه·۲ ساعت پیش

تأملی بر مدیریت مراسم ملی در دوران‌های حساس اجتماعی

پیش‌گفتار

این نوشته تلاشی است برای تحلیل علمی یکی از چالش‌های همیشگی جوامع بشری: چگونگی مدیریت مراسم ملی در دوران‌های بحرانی.

این موضوع در تاریخ معاصر جهان بارها و در کشورهای مختلف رخ داده و همواره پژوهشگران علوم اجتماعی را به تأمل وا داشته است.این متن بر اساس مطالعات جامعه‌شناختی، روان‌شناسی اجتماعی و نظریه‌های حکمرانی نوشته شده و هدف آن ارائه دیدگاه‌های علمی موجود در این حوزه است، نه اظهارنظر سیاسی یا جانبداری. دیدگاه‌های مطرح‌شده در این نوشته، برداشت‌های شخصی نویسنده از ادبیات علمی موجود است و الزاماً بازتاب موضع رسمی یا واقعیت کامل موضوع نیست.امید است این تحلیل بتواند به فهم بهتر پیچیدگی‌های مدیریت نمادها و مراسم عمومی در شرایط حساس کمک کند و زمینه‌ای برای گفتگوی سازنده فراهم آورد.

تأملی بر مدیریت مراسم ملی در دوران‌های حساس اجتماعی

در علوم اجتماعی، رابطه میان آیین‌های رسمی و حافظه جمعی جامعه همواره موضوع پژوهش و بررسی بوده است. این رابطه زمانی که جامعه دچار تحولات شدید یا رویدادهای تلخ می‌شود، پیچیدگی‌های خاص خود را پیدا می‌کند و نیازمند توجه ویژه‌ای است.روان‌شناسان اجتماعی در مطالعات خود نشان داده‌اند که جوامع انسانی پس از تجربه رویدادهای دردناک و فقدان‌های دسته‌جمعی، به زمان و فضای کافی برای پردازش این تجربیات نیاز پیدا می‌کنند. این فرآیند پردازش یک سیر طبیعی دارد که شامل شناسایی آنچه اتفاق افتاده، فضایی برای ابراز احساسات، جستجو برای یافتن معنا در اتفاقات، و سپس حرکت تدریجی به سمت ترمیم و بازسازی روانی است. وقتی این مراحل به هر دلیلی طی نشود یا ناقص بماند، جامعه در وضعیتی قرار می‌گیرد که می‌توان آن را «سوگ معلق» نامید حالتی که در آن نه غم به‌طور کامل پردازش شده و نه امکان بازگشت به وضعیت عادی فراهم آمده است.در چنین شرایطی، یک چالش اساسی برای نهادهای عمومی و حکومت‌ها پیش می‌آید. این چالش در واقع یک معضل زمانی است. از یک سو، تقویم رسمی کشور دارای مراسم و آیین‌های ثابت سالیانه است که معمولاً به رویدادهای تاریخی مهم مربوط می‌شوند. از سوی دیگر، مردم در زمان حال زندگی می‌کنند و تجربه‌های امروز آن‌ها، دغدغه‌ها و احساسات فعلی‌شان، واقعیت زیسته آن‌هاست. وقتی این دو زمان - زمان تاریخی-تقویمی و زمان تجربی-وجودی - از هم فاصله بگیرند، یک شکاف عاطفی و ادراکی در جامعه ایجاد می‌شود.

جامعه‌شناسان احساسات به این نکته اشاره کرده‌اند که در زندگی اجتماعی، نوعی انتظار ضمنی درباره توالی مناسب احساسات وجود دارد. مردم انتظار دارند که نهادهای رسمی در بیان احساسات خود، یک منطق و توالی طبیعی را رعایت کنند. ابتدا باید درد و رنج دیده شود و به آن همدلی نشان داده شود. سپس نوبت به توضیح، پاسخگویی و شفاف‌سازی می‌رسد. پس از آن اقدامات عملی برای جبران یا اصلاح صورت می‌گیرد، و تنها بعد از طی این مراحل است که می‌توان به‌تدریج به وضعیت عادی بازگشت. زمانی که این توالی رعایت نشود یا مراحلی از آن نادیده گرفته شود، مردم احساس ناهمخوانی عاطفی می‌کنند . احساسی که میان آنچه انتظار دارند ببینند و آنچه می‌بینند، فاصله وجود دارد.

نظریه‌پردازان معاصر حکمرانی مفهومی را مطرح کرده‌اند که می‌توان آن را «سرمایه همدلی» نامید. این سرمایه نوعی دارایی معنوی و اجتماعی برای هر نهاد حکومتی است و بر این پایه شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند «حکومت ما را می‌فهمد، درد ما را می‌بیند، با ما همدلی دارد». این سرمایه زمانی ساخته می‌شود که نهادهای رسمی نشان دهند که واقعاً با تجربیات زیسته مردم آشنا هستند، رفتارهایشان با احساسات جمعی جامعه همخوانی دارد، و اولویت‌هایشان با نیازهای واقعی مردم تطبیق می‌یابد. برعکس، این سرمایه زمانی فرسایش پیدا می‌کند که مردم احساس کنند تجربیات دردناک‌شان نادیده گرفته می‌شود یا اهمیتی برای نهادهای رسمی ندارد.تجربه تاریخی کشورهای مختلف در دوران‌های بحرانی نشان داده است که نهادهای سیاسی موفق معمولاً در چنین شرایطی، سبک و شیوه برگزاری مراسم ملی خود را تعدیل می‌کنند. آن‌ها از شکل جشنواره‌ای و شادمانه به سمت یادبودهای متفکرانه و آرام حرکت می‌کنند. فضا برای بیان تجربیات مختلف و حتی متضاد جامعه فراهم می‌شود. به جای انکار درد و غم موجود، آن را در متن بزرگداشت‌های خود می‌گنجانند. در احترام به سوگ جمعی، از برگزاری مراسم باشکوه و پرهزینه خودداری می‌کنند. این تعدیل‌ها نه به معنای کنار گذاشتن میراث تاریخی است و نه نشانه ضعف، بلکه نشان‌دهنده حساسیت و درک عمیق از وضعیت جامعه است.

یکی از چالش‌های ساختاری که برخی نظام‌های سیاسی با آن روبرو می‌شوند، وابستگی بیش از حد به مشروعیت تاریخی است. وقتی یک نظام سیاسی مشروعیت اصلی خود را از رویدادی تاریخی می‌گیرد و به‌شدت بر آن تکیه می‌کند، ممکن است در طول زمان دچار نوعی انعطاف‌ناپذیری شود. چنین نظامی ممکن است کمتر بتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد، روایت خودش را در پاسخ به تجربیات تازه بازنگری کند، یا در برابر نقدهای تاریخی واکنش مناسب نشان دهد. در نتیجه ممکن است به «تکرار آیینی» به‌عنوان راه حل اصلی متوسل شود، درحالی‌که آنچه جامعه نیاز دارد، «پاسخگویی عملی» است. این وابستگی بیش‌ازحد می‌تواند خود به منبعی برای بی‌ثباتی و فاصله از مردم تبدیل شود.

بر اساس مطالعات جامعه‌شناختی، چند مسیر برای کاهش این تنش‌ها و عبور از چنین بحران‌هایی وجود دارد. یکی از این مسیرها، ایجاد آنچه می‌توان «فضاهای انتقالی» نامید، است. این به معنای برگزاری مراسمی است که هم به گذشته احترام می‌گذارد و هم حال حاضر را به رسمیت می‌شناسد. چنین مراسمی می‌تواند شامل لحظات سکوت برای همه کسانی باشد که در مسیرهای مختلف آسیب دیده‌اند، فضای باز برای گفتگوی صادقانه، و تأکید بر آرمان‌ها و ارزش‌های مشترکی که همه می‌توانند در آن سهیم باشند، به جای برجسته کردن تقسیم‌بندی‌ها و دوگانگی‌ها.

مسیر دیگر، بازتعریف هویت جمعی است. به جای تکیه صرف بر حوادث تاریخی خاص، می‌توان هویت را بر اساس آرمان‌ها و ارزش‌هایی تعریف کرد که فراتر از زمان و مکان خاص هستند و همه نسل‌ها و گروه‌های مختلف می‌توانند در آن خود را بیابند. این کار به جامعه کمک می‌کند تا به جای تقسیم میان کسانی که در گذشته بودند و کسانی که نبودند، بر اساس ارزش‌های مشترک امروز همبستگی پیدا کند.

همچنین می‌توان به سراغ ایجاد «مشروعیت چندلایه» رفت. این بدان معناست که نظام سیاسی مشروعیت خود را تنها از یک منبع تاریخی نگیرد، بلکه ترکیبی از مشروعیت تاریخی، مشروعیت عملکردی (یعنی کارآمدی در حل مسائل امروز)، مشروعیت مشارکتی (یعنی شنیدن صدای مردم)، و مشروعیت اخلاقی (یعنی رعایت اصول انسانی و عدالت) داشته باشد. این تنوع در منابع مشروعیت، پایداری بیشتری ایجاد می‌کند و وابستگی به یک منبع واحد را کاهش می‌دهد.

و شاید مهم‌ترین مسیر، نشان دادن «همدلی نهادی» است. این به معنای آن است که نهادهای رسمی به‌صورت ملموس و مشهود نشان دهند که قادرند احساسات و تجربیات متفاوت مردم را ببینند، به آن‌ها احترام بگذارند، و در تصمیم‌گیری‌های خود در نظر بگیرند. این همدلی نهادی از طریق کلمات، اما بیشتر از همه از طریق اعمال و اولویت‌ها نشان داده می‌شود. از منظر علمی، چالش اصلی در دوران‌های بحرانی اجتماعی، مدیریت این ناهمخوانی میان زمان رسمی-تقویمی و زمان تجربی-عاطفی جامعه است. هر نظام سیاسی که می‌خواهد پیوند خود را با جامعه حفظ کند، باید قادر باشد حساسیت نسبت به این شکاف نشان دهد و شیوه حضور خود را با شرایط عاطفی و روانی جامعه تطبیق دهد. عدم این تطبیق، به فرسایش تدریجی اعتماد و همدلی میان حکومت و مردم منجر می‌شود و فاصله‌ای ایجاد می‌کند که پر کردنش با گذشت زمان دشوارتر می‌شود.

سؤال اساسی برای هر نهاد سیاسی در چنین شرایطی این است: آیا می‌خواهم از گذشته و میراث تاریخی برای ایجاد پیوند بیشتر با مردم استفاده کنم، یا اینکه استفاده از آن در این شرایط خاص، ناخواسته فاصله ایجاد می‌کند؟ پاسخ به این سؤال، که نیازمند صداقت و شجاعت است، تعیین‌کننده نحوه برگزاری مراسم و شیوه ارتباط با جامعه خواهد بود. تجربه تاریخی نشان داده است که جوامعی که توانسته‌اند از این دوران‌های حساس با موفقیت عبور کنند، جوامعی بوده‌اند که در آن‌ها نهادهای رسمی توانایی شنیدن واقعی را داشته‌اند نه فقط شنیدن صداهایی که می‌خواهند بشنوند، بلکه شنیدن همه صداها، حتی آن‌هایی که ناخوشایند یا انتقادی هستند. و بیش از شنیدن، توانایی پاسخ مناسب دادن، نه لزوماً با کلمات، بلکه با اعمال، اولویت‌ها و تصمیماتی که نشان می‌دهد پیام دریافت شده است.در نهایت، موفقیت در مدیریت این دوران‌های حساس به این بستگی دارد که آیا نهادهای حکومتی می‌توانند از «منطق تقویم» فراتر روند و به «منطق احساس» نیز توجه کنند. هر دوی این منطق‌ها مهم و ضروری هستند، اما در دوران‌های بحران، منطق احساس باید اولویت پیدا کند تا پس از گذر از بحران، بتوان دوباره به تعادل رسید.این تحلیل نشان می‌دهد که موضوع مدیریت مراسم ملی در دوران‌های حساس، صرفاً یک مسئله تشریفاتی یا اداری نیست، بلکه یک چالش عمیق اجتماعی، روانی و سیاسی است که نیازمند حساسیت، درک عمیق از وضعیت جامعه، و آمادگی برای تطبیق و انعطاف است. جوامعی که بتوانند این چالش را به‌خوبی مدیریت کنند، از این تجربه قوی‌تر و متحدتر بیرون می‌آیند، و جوامعی که این فرصت را از دست بدهند، ممکن است شکاف‌های عمیق‌تری را تجربه کنند که التیام آن‌ها سال‌ها زمان می‌برد.

نظام سیاسیعلوم اجتماعی
۱
۰
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
اشتراک‌گذاری دریافت‌های شهودی و دغدغه‌های درونی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید