ویرگول
ورودثبت نام
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
نویسنده:حسین نجفعلی بیگیاشتراک‌گذاری دریافت‌های شهودی و دغدغه‌های درونی.
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
خواندن ۳ دقیقه·۹ روز پیش

تحلیلی بر کتاب «ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام»

مقدمه

کتاب «ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام» در سه مجلد اثر دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، یکی از مهم‌ترین متون معاصر در بازخوانی سنت فکری فلسفی مسلمانان است. این اثر را نباید صرفاً یک «تاریخ فلسفه» به معنای مصطلح و وقایع‌نگارانه آن دانست؛ بلکه چنان‌که از نامش پیداست، روایتی از یک «ماجرا» و کشمکش زنده و مستمر است. این مقاله با نگاهی تحلیلی، تفسیری و مبتنی بر جامعه‌شناسی معرفت، به واکاوی ابعاد هویتی، تمدنی و روش‌شناختی این اثر می‌پردازد.

۱. از «تاریخ فلسفه» تا «ماجرای فکر»: عبور از روایت خطی

در سنت غربی، تاریخ فلسفه معمولاً روایتی خطی از تطور ایده‌ها، مکاتب و فیلسوفان است که هر یک بر شانه‌های پیشینیان خود ایستاده‌اند. اما دکتر دینانی با انتخاب واژه «ماجرا»، آگاهانه از این سنت فاصله می‌گیرد. در نگاه او، اندیشه در جهان اسلام یک روند آرام و آکادمیک نبوده، بلکه یک عرصه پرالتهاب، مملو از تکفیر، تبعید و منازعات عمیق کلامی و سیاسی بوده است. نویسنده در این اثر دست به یک «افشاگری کالبدشکافانه» می‌زند تا هویت، انگیزه‌ها و مبانی فکری جریان‌های عقل‌ستیز را در بستر تاریخ تمدن اسلامی تبیین کند.

۲. تجربه زیسته و نگاه «درون به درون»

برای فهم دقیق این کتاب، باید به خاستگاه فکری نویسنده آن توجه کرد. دکتر دینانی یک مستشرق یا ناظر سکولارِ بیرونی نیست، بلکه یک «متأله صدرایی» و تربیت‌یافته مکتب علامه طباطبایی است. پیشینه حوزوی او و مرارت‌هایی که شخصاً در مسیر تحصیل فلسفه تحمل کرده است، نقشی کلیدی در شکل‌گیری انگیزه او برای نگارش این اثر داشته است.

از این منظر، کتاب روایتی «درون به درون» است. دینانی در حال گزارش یک جنگ با بیگانگان نیست؛ او به کالبدشکافی «درگیری‌های داخل خانواده» می‌پردازد. شکوائیه او علیه متکلمان، اهل حدیث، اخباریون و ظاهرگرایانی است که از درون خیمه اسلام، سنگین‌ترین ضربات را بر پیکره «عقلانیت» وارد کردند.

۳. گسست تمدنی: سرنوشت متفاوت عقل در جهان تسنن و تشیع

یکی از دستاوردهای مهم این تحلیل، نشان دادن تفاوت بنیادین در سرنوشت فلسفه در دو جغرافیای فکری جهان اسلام است:

جهان تسنن و افول عقل‌گرایی:با قدرت گرفتن مکتب اشعری، غلبه ظاهرگرایی و در نهایت بسته شدن باب اجتهاد، عقلانیت فلسفی در قسمت بزرگی از جهان اهل تسنن پس از ابن‌رشد عملاً به حاشیه رانده شد و نفی گردید. در این جغرافیا، نص‌گرایی محض جایگزین تأملات عقلی شد.

جهان تشیع و تداوم حیات فلسفه در ایران: در مقابل، در جغرافیای ایران و جهان تشیع، پیوند با میراث فرهنگی ایران باستان، رویکرد باطن‌گرایانه به دین و مهم‌تر از همه، تداوم سنت «اجتهاد»، باعث شد تا فلسفه نه تنها از بین نرود، بلکه به عنوان ابزاری بنیادین برای تبیین عقلانی دین به حیات خود ادامه دهد. البته باید توجه داشت که این «عقل حکمی» در سنت اسلامی، همچنان در ساحت و اتمسفر دین تنفس می‌کرد و هرگز به «عقل خودبنیاد» (Autonomous Reason) به معنای مدرن و غربی آن تبدیل نشد.

۴. تقابل عقل حکمی و جزم‌اندیشی

پروژه اصلی دینانی در این کتاب، دفاع جانانه از «عقل حکمی» است. او نشان می‌دهد که چگونه جریانات فکری مختلف، به نام دفاع از دین، به مبارزه با عقل برخاستند. غزالی با «تهافت الفلاسفه»، شهرستانی با «مصارع الفلاسفه» و فخر رازی با تشکیکات مداوم خود، هر کدام به نوعی در این ضدیت سهیم بودند. دینانی با رویکردی انتقادی، مبانی معرفت‌شناختی این مخالفت‌ها را تحلیل کرده و نشان می‌دهد که تقابل اصلی نه میان «دین و عقل»، بلکه میان «فهم ظاهرگرایانه و قشری از دین» با «فهم عمیق، باطنی و فلسفی» بوده است.

نتیجه‌گیری

کتاب «ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام» فراتر از یک اثر تاریخی، یک مانیفست دفاعی و یک پروژه آسیب‌شناسی در حوزه جامعه‌شناسی معرفت است. دکتر دینانی از جایگاه یک فیلسوف متعهد به میراث اسلامی، رنج‌نامه عقل را در تاریخ این تمدن به رشته تحریر درآورده است. این اثر به ما یادآوری می‌کند که بزرگترین تهدید علیه پویایی تمدن اسلامی، نه از بیرون، بلکه از درون و از جانب جزم‌اندیشی و عقل‌ستیزیِ ظاهرگرایان بوده است. بازخوانی این «ماجرا»، امروزه نیز برای فهم ریشه‌های رکود یا شکوفایی اندیشه در جوامع اسلامی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

تاریخ فلسفهجهان اسلامتاریخ تمدن
۰
۰
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
اشتراک‌گذاری دریافت‌های شهودی و دغدغه‌های درونی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید