
مقدمه
در عرصه حقوق معاصر ایران، نام مرحوم دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی، حقوقدان و فقیه برجسته، با مفاهیمی عمیق و بنیادین گره خورده است. با این حال، در دهههای گذشته و در فضای آکادمیک ایران، آثار ایشان غالباً زیر سایه مرجعیت فکری رقیب علمیشان، مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان، قرار گرفت. به جز کتاب «ترمینولوژی حقوق» که همواره در دسترس دانشجویان بوده است، سایر آثار سترگ دکتر لنگرودی مورد توجه و اقبال کافی اساتید و دانشگاهیان واقع نشد. این مقاله به بررسی دلایل این مهجوریت، مبانی فکری ایشان در پیوند حقوق با «ایران فرهنگی» و ضرورت رویکرد بومیسازی در علم حقوق میپردازد.
ایران فرهنگی و تبارشناسی مفاهیم حقوقی
شاهکلید درک منظومه فکری دکتر لنگرودی، توجه ویژه ایشان به مفهوم «ایران فرهنگی» در معنای گسترده آن و فراتر از مرزهای سیاسی معاصر است. از دیدگاه ایشان، مفاهیم حقوقی در خلأ یا محیطی انتزاعی شکل نگرفتهاند، بلکه زاییده تعاملات، تحولات سیاسی، اجتماعی، بدهبستانهای فرهنگی و حتی نزاعهای دینی در بستر جامعه اسلامی و منطقه هستند.
دکتر لنگرودی معتقد بود که پیشرفت علم حقوق بدون شناخت این ریشههای تاریخی و فرهنگی ناممکن است. حقوق تبلور زندگی واقعی جامعه است و نمیتوان با نادیده گرفتن این پیوند ارگانیک، صرفاً به ترجمه قوانین و گرتهبرداری از نظامهای حقوقی بیگانه (بهویژه کشورهای لاییک) بسنده کرد. کالبدشکافی تاریخی مفاهیم حقوقی در آثار ایشان، تلاشی برای نشان دادن نحوه تولد و تکامل این نهادها در بستر فرهنگ منطقهای جهان اسلام بود تا از این طریق، بستر لازم برای توسعه «حقوق بومی» سازگار با روح جامعه فراهم شود.

شاهکارهای علمی و رنج غربت
آثار ارزشمندی چون «مبسوط در ترمینولوژی حقوق» و «الفارق»، بیش از آنکه صرفاً کتابهایی آموزشی برای دانشجویان باشند، گنجینههایی برای محققان و پژوهشگران به شمار میآیند. دکتر لنگرودی تدوین این دایرةالمعارفها را تنها یک «گردآوری» ساده نمیدانست، بلکه آن را نمودی از «اشراف علمی» در برابر «تواضع علمی» میدید که هدفش معرفی و احیای میراث عظیم گذشتگان بود.
با این وجود، تعصبات و نامهربانیهای موجود نسبت به یک فقیه دانشگاهی، در نهایت منجر به مهاجرت ایشان به انگلستان شد. او در مقدمه کتاب «مبسوط»، سرنوشت خود را با ابومنصور ازهری، لغوی نامدار، مقایسه میکند؛ با این تفاوت تلخ که کار ازهری در غربت آغاز و در وطن پایان یافت، اما مسیر علمی دکتر لنگرودی برعکس بود.

انزوای علمی در تقابل دو جریان غالب
تنهایی آکادمیک دکتر جعفری لنگرودی، ریشه در تقابل دو جریان اصلی در تاریخ معاصر حقوق ایران دارد:
۱. تقابل با حقوق نوین دانشگاهی: با تاسیس دانشگاه تهران و شکلگیری آموزش نوین حقوق، پارادایم غالب به سمت حقوق غرب (بهویژه فرانسه) متمایل شد. در این فضا، رویکرد دکتر لنگرودی مبنی بر بازگشت به متون کهن و استخراج حقوق از دل سنت بومی، از سوی متجددان رویکردی زمانبر و غیرضروری تلقی میشد.
۲. تقابل با سنت رایج فقهی: در سوی دیگر، روش ایشان برای حوزویان سنتی نیز نامألوف بود. او فقه را با روششناسی مدرن (همچون دایرةالمعارفنویسی و ترمینولوژی تطبیقی) دستهبندی و نقد میکرد که فراتر از دغدغههای رایج و سنتی آن دوران بود.
نتیجهگیری
دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی در دورانی که دوگانه «سنتگرایی متعصب» و «تجددگرایی مقلد» بر فضای علمی کشور سایه افکنده بود، تلاش کرد پلی میان این دو بنا کند و حقوقی بومی، ریشهدار و در عین حال روشمند ارائه دهد. سرنوشت او، سرنوشت بسیاری از نوآورانی است که خارج از چارچوبهای پذیرفتهشده دو جریان غالب عمل میکنند و در زمان حیات خود در انزوای نسبی قرار میگیرند، اما آثارشان همچون چراغی برای آیندگان در مسیر ایجاد سیستم حقوقی مستقل و متناسب با روزگار نو باقی میماند.