
زندگی شیرینی و شوری ای بیش نیست
اما بستگی دارد که چه آدمی شور است و چه آدمی شیرین است
انسان ها پیچیده هستند
بخش اول
ما انسان هستیم خلقی از خالق
درست شده از گل و یا استخوان و گوشت و پوست
قدر شناس بودیم اما دیگه نیستیم از نعمت های آن خالق هستی و نیستی. همان که آن بالاست
ما در کشور تمدن و باستان هستیم ۷۰۰۰۰۰سال قدمت اما قدر ندانستیم مدام متکی هستیم به کشور های دیگر .ما شناختنی ها را شناختیم
خوبی ها را از بدی ها تشخیص ندادیم
مهربانی را از تلخی و منت سوا نکردیم
مثل درختی بودیم استوار اما قطع کردن
اما هنوز آن اقتدار را داریم
انسان ها موجوداتی پیچیده هستند چه از نوع روحی و روانی
در خواب جاهلیت به سر میبردیم اما بیدار شدیم
ولی دوباره به خواب رفتیم
در خواب جاهلیت بودن را به پیشرفت ترجیح دادیم
بله ما توانستیم اما دیگر نتوانستیم
دینمان کامل است اما خودمان نه
ما هنوز به آن بخش درک کامل نرسیدیم
ندگی تلخ است و شیرین.!