ویدیویی از آلن دوباتن دیدم که در فسمتی از آن درباره هوش مصنوعی و نویسندگی صحبت میکرد. قسمتی از آن را ترجمه کردم:
آیا هوش مصنوعی جای نویسنده را میگیرد؟ این پرسشی است که با ورود ابزارهای هوش مصنوعی به حوزهی تولید محتوا، ذهن بسیاری از نویسندگان را درگیر کرده است. پاسخ کوتاه این است: هنوز هم به نویسندهی انسانی نیاز هست و شاید حتی بیش از گذشته اما نه دقیقاً به همان شکلی که قبلاً تصور میکردیم. برای فهم بهتر این موضوع، باید ببینیم هوش مصنوعی دقیقاً چه نقشی میتواند در فرایند نوشتن داشته باشد، کجا مفید است و کجا نباید به آن تکیه کرد.
هوش مصنوعی در چند حوزه بسیار قدرتمند عمل میکند. نخست در جمعبندی و ساختاردهی: اگر موضوعی کلی مانند «نوستالژی» به آن بدهید، میتواند تعریف ارائه دهد، تاریخچه بیان کند، ساختار مقاله پیشنهاد دهد و نمونههایی جمعآوری کند. در واقع AI استاد «استانداردسازی دانش» است. دوم، در تحلیل روانشناختی: در حوزهی روابط، احساسات و الگوهای رفتاری، اگر درست سؤال بپرسید، میتواند تنشها را تحلیل کند، الگوهای تکراری را نشان دهد و زوایای پنهان یک موقعیت را آشکار کند. برای بازتاب ذهنی و خودشناسی ابزار بسیار خوبی است. سوم، در بازبینی و تکمیل: میتوانید بعد از نوشتن متن خودتان، از AI بپرسید چه چیزی جا افتاده، آیا ساختار منطقی است یا آیا مثال بیشتری نیاز دارد. در این مرحله، AI شبیه یک ویراستار کمکی عمل میکند.
اما در کنار این تواناییها، محدودیتهای مهمی نیز وجود دارد. هوش مصنوعی میتواند آنچه قبلاً گفته شده را بازترکیب کند، اما نمیتواند بداند شما دقیقاً چه زخمی پشت این متن دارید، کدام تجربهی شخصی شما را به نوشتن این موضوع کشانده و چه چیزی واقعاً در درون شما میخواهد بیان شود. نویسندگی واقعی صرفاً تولید اطلاعات نیست؛ نویسندگی یعنی وفاداری به تجربهی درونی. اگر متن را کامل به AI بسپارید، احتمالاً خروجی قابل قبولی میگیرید، اما آن متن «شما» نخواهد بود.
بزرگترین خطری که AI برای نویسندگان دارد، حذف شغل نیست؛ حذف «صدا» است. وقتی ابزار میتواند سریعتر بنویسد، ساختار بدهد و جملههای مرتب تولید کند، وسوسه میشوید که همه چیز را به آن بسپارید. اما نتیجه معمولاً متنی بینقص، منطقی و تمیز است. متنی بدون ریسک، بدون زخم، بدون جسارت و دقیقاً همین عناصر هستند که یک متن را زنده میکنند.
پس راه درست استفاده از AI چیست؟ به جای اینکه آن را جایگزین کنید، از آن به عنوان ابزار استفاده کنید. مرحله اول: خودتان بنویسید؛ بدون توجه به ساختار کامل، بدون وسواس، بدون اینکه بخواهید همه چیز«درست» باشید. مرحله دوم: از AI کمک بگیرید و بپرسید چه نکتهای را میتوان عمیقتر کرد، آیا مثال بهتری وجود دارد یا آیا ساختار منطقی است. مرحله سوم: دوباره به خودتان برگردید؛ آنچه با تجربهی شما سازگار نیست حذف کنید و آنچه حس شما را تقویت میکند نگه دارید. AI باید در خدمت صدای شما باشد، نه بالعکس.
شاید عجیب به نظر برسد، اما AI یک فشار مثبت ایجاد کرده است. چون وقتی ماشین میتواند متن استاندارد تولید کند، توضیحهای عمومی بدهد و تحلیلهای قابل قبول ارائه دهد، تنها راه تمایز شما صداقت بیشتر، شخصیتر شدن و رفتن به لایههای عمیقتر تجربهی زیسته است. هوش مصنوعی میتواند «متن درست» بنویسد، اما نمیتواند «متن ضروری» بنویسد؛ متنی که اگر شما ننویسید، وجود نخواهد داشت.
میتوان تفاوت میان متن هوش مصنوعی و متن نویسنده انسانی را چنین دید: متن هوش مصنوعی منظم، کامل، بینقص و قابل پیشبینی است؛ اما متن زنده گاهی ناصاف، شخصی، پرریسک و برآمده از تجربه است. مخاطب حتی اگر نتواند دقیق توضیح دهد این تفاوت را حس میکند
از خودتان بپرسید: چرا مینویسید؟ اگر هدف فقط تولید محتوا باشد، AI رقیب شماست. اما اگر هدف فهمیدن خودتان، نامگذاری احساسات، سبک کردن یک تجربهی سنگین یا ایجاد ارتباط انسانی عمیق باشد، AI نمیتواند جای شما را بگیرد. نوشتن، پیش از آنکه محصول باشد، یک فرایند درونی است.
در آینده احتمالاً دو نوع نویسنده خواهیم داشت: کسانی که با AI رقابت میکنند و کسانی که از AI عبور میکنند. گروه اول تلاش میکنند سریعتر، کاملتر و ساختارمندتر بنویسند؛ گروه دوم عمیقتر، شخصیتر و انسانیتر مینویسند. و بازار بلندمدت معمولاً به سمت عمق انسانی تمایل دارد.
هوش مصنوعی ابزار قدرتمندی است؛ میتواند کمک کند، سرعت بدهد و ساختار ایجاد کند. اما نمیتواند جای تجربهی زیستهی شما را بگیرد. اگر قرار است در عصر AI نویسنده بمانید، یک اصل را به خاطر بسپارید: صادقتر از قبل بنویسید. زیرا تنها چیزی که هنوز قابل کپیبرداری نیست، تجربهی واقعی شما از زندگی است.