ویرگول
ورودثبت نام
منصور سجاد
منصور سجادمدیر انتشارات کلید آموزش
منصور سجاد
منصور سجاد
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

نمادها در فیلم زن و بچه

 

فیلم با تصویری ساده اما هوشمندانه آغاز می‌شود: مهناز و پسر نوجوانش، علی‌یار، پشت دیوار شیشه‌ای در دو قاب جدا نشسته‌اند و مشغول تمرین ریاضی‌اند. شیشه شفاف است، اما مرز میان آن‌ها را پررنگ می‌کند؛ گویی فاصله‌ای ناپیدا میان نگاه‌ها و نفس‌هایشان وجود دارد. انتخاب ریاضی به‌عنوان محتوای روی شیشه، فضای خشک و منطقی این رابطه را تقویت می‌کند؛ رابطه‌ای که بر حل مسئله بنا شده، نه بر گفت‌وگو.

 علی‌یار اتاقی باریک و تاریک دارد؛ فضایی که بیش از آن‌که محل زندگی باشد، شبیه راهرویی به انزواست. این معماری، نه اتفاقی، که پیش‌آگهی خاموشی است که قرار است در نیمه داستان فرود آید. مرگ او پس از سقوط از بلندی، نقطه گسست روایت است.

 پیش از مرگ، فرفره‌ای در دستش می‌چرخد؛ چرخشی طولانی که سر تماشاگر را گیج می‌کند. همان فرفره در پایان، در دستان مهناز می‌چرخد. این‌بار، هر دور آن، حلقه‌ای است که مادر را به خاطره پسر گره می‌زند. فیلم با این تکرار تصویری، به ما اجازه می‌دهد گیجی و بهت مادر را نه فقط بفهمیم، بلکه حس کنیم.

 

سعید روستایینقد فیلمنمادشناسی
۲
۰
منصور سجاد
منصور سجاد
مدیر انتشارات کلید آموزش
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید