ویرگول
ورودثبت نام
منصور سجاد
منصور سجادمشق‌های نوشتن
منصور سجاد
منصور سجاد
خواندن ۳ دقیقه·۲۴ روز پیش

چرا نباید بعد از یک کتاب یا چند شکست اولیه از نویسندگی دست بکشیم؟

بسیاری از نویسندگان تازه‌کار دقیقاً همین مسیر را تجربه می‌کنند:
ماه‌ها وقت می‌گذارند، تحقیق می‌کنند، می‌نویسند، بازنویسی می‌کنند، و با شوق کتابشان را منتشر می‌کنند اما نتیجه، آن چیزی نیست که انتظار داشتند. بازخورد کم، فروش پایین، یا حتی بی‌توجهی کامل. بعد یک کتاب دیگر می‌نویسند و باز هم همان داستان تکرار می‌شود.

همین‌جاست که بسیاری با خودشان می‌گویند:
«شاید نویسندگی برای من نیست.»
اما حقیقت این است: این احساس کاملاً طبیعی است، و اتفاقاً همین نقطه‌ای است که نویسندگان واقعی از بقیه جدا می‌شوند.

اگر این متن را می‌خوانی، این را به‌عنوان یک نشانه بگیر: قرار نیست زود تسلیم شوی.

نویسندگی یک مسیر بلندمدت است، نه یک مسابقه‌ی سرعت

نویسنده‌ای که فقط با یک کتاب یا یک تجربه‌ی ناموفق دلسرد می‌شود، اصولاً ماهیت نویسندگی را درست نشناخته است. بازار کتاب به زمان نیاز دارد تا تو را بشناسد. مخاطب باید فرصت کند تا با قلم تو ارتباط بگیرد. هیچ محصول فرهنگی چه کتاب باشد، چه فیلم، چه موسیقی با اولین تجربه مسیرش را پیدا نمی‌کند.

۱. نویسندگی تو را از نظر ذهنی قوی می‌کند

نوشتن کتاب برخلاف شبکه‌های اجتماعی، هیچ پاداش فوری ندارد.
نه لایک می‌گیری، نه کامنت، نه عددهای لحظه‌ای.

برای همین در شروع راه، طبیعی است که حس کنی «هیچ‌کس اهمیت نمی‌دهد».
اما درست همین‌جاست که ذهن نویسنده ساخته می‌شود.
نویسنده باید بتواند:

  • مدتی طولانی بدون دیده‌شدن کار کند

  • بدون تشویق ادامه دهد

  • از شکست‌های کوچک عبور کند

نویسندگان بزرگ معمولاً نه بااستعدادترین، بلکه پُر استقامت‌ترین افراد هستند.

۲. هر کتابی حتی اگر دیده نشود، مهارت تو را چند برابر می‌کند

نویسندگی دقیقاً همان جایی است که با نوشتن یاد می‌گیری، نه با تماشای کلاس‌ها و خواندن آموزش‌ها.

هر کتاب و هر نسخه‌ی بازنویسی:

  • قلمت را قوی‌تر می‌کند

  • ساختاردهی‌ات را بهتر می‌کند

  • به تو یاد می‌دهد چطور روایت، شخصیت و ریتم داستانی را کنترل کنی

  • صدا و سبک منحصربه‌فرد نویسنده را شکل می‌دهد

اگر امروز به کتاب‌های اول نویسندگان مشهور نگاه کنی، احتمالاً تعجب می‌کنی که چقدر ساده یا حتی ضعیف بودند.
پیشرفت واقعی فقط با «نوشتن» اتفاق می‌افتد.

۳. کتاب‌های تو سرمایه‌های دیجیتال و فرهنگی هستند

ممکن است کتاب اولت فقط ۵۰ نسخه بفروشد.
شاید دومین کتابت فقط چند بازدید در فیدیبو بگیرد.

اما هر کتاب:

  • بخشی از سابقه نویسندگی توست

  • نام تو را در فضای فرهنگی ثبت می‌کند

  • در آینده توسط مخاطبان جدید کشف می‌شود

  • و به مرور، برند شخصی تو را می‌سازد

هیچ نویسنده‌ای با یک کتاب شناخته نشده است.
اما هیچ نویسنده‌ای هم بدون کتاب‌های اولیه مشهور نشده.

۴. بازار نشر باید بفهمد «تو چه می‌نویسی» تا مخاطبت را پیدا کند

نشر و مخاطب‌سازی دقیقاً مثل الگوریتم‌های اینستاگرام است:
باید بفهمند تو چه نوع نویسنده‌ای هستی تا بتوانند کتاب‌هایت را به افراد مناسب برسانند.

وقتی فقط یک کتاب داری، ناشر یا مخاطب نمی‌تواند تو را دسته‌بندی کند.
اما وقتی چند اثر داری، سبک تو واضح می‌شود:

  • نویسنده‌ی داستان‌های شهری هستی؟

  • نویسندگان خودیاری؟

  • نویسنده‌ی روایت‌های واقعی؟

  • نویسنده‌ی تحلیل‌محور؟

وقتی مسیر روشن شد، مخاطب درست شروع می‌کند به پیدا کردن تو.

۵. به مرور متوجه می‌شوی چه چیزی برای تو کار می‌کند

هیچ نویسنده‌ای از ابتدا نمی‌داند چه می‌نویسد و چرا جواب می‌دهد.
تو در مسیر کتاب به کتاب یاد می‌گیری:

  • چه موضوعاتی برایت جریان نویسندگی ایجاد می‌کنند

  • چه نوع روایت‌هایی مخاطب را جذب می‌کند

  • چه سبک زبانی برایت طبیعی‌تر است

  • چه ژانری بهترین بازخورد را می‌گیرد

گاهی کتابی که اصلاً فکر نمی‌کنی مهم باشد، می‌شود دروازه‌ی اصلی ورود مخاطب به دنیای تو.

۶. حتی یک خوانندهٔ واقعی ارزش ادامه‌دادن را دارد

اگر یک نفر به تو پیام بدهد که کتابت الهام‌بخش بود، چیزی یاد گرفت یا لمس شد، این یعنی تأثیر واقعی.

هر خواننده‌ی راضی،
نشانه‌ای است از اینکه ده‌ها نفر دیگر هم هستند که فقط هنوز کتابت را پیدا نکرده‌اند.

۷. نویسندگی دیر پاداش می‌دهد، اما پاداشش ماندگار است

نوشتن کتاب برخلاف بسیاری از مشاغل، نمودار رشد سریع ندارد.
اما یک حقیقت مهم دارد:

هر کتابی که می‌نویسی، همیشه برای تو کار می‌کندحتی وقتی تو خواب هستی.

هر کتاب:

  • در کتاب‌فروشی‌ها

  • در دیجیتال‌فروش‌ها

  • در سایت‌های نقد

  • در میان مخاطبان دهان‌به‌دهان می‌چرخد

و روزی فرا می‌رسد که همه آنها معنادار می‌شوند.
همان روزی که مخاطبانت ناگهان به پشت سر نگاه می‌کنند و می‌گویند:
«وای، چقدر نوشته! چه مسیر پایداری!»

اگر داری به رها کردن نویسندگی فکر می‌کنی فقط چون کتابت فروش نرفته،
یا آن‌طور که انتظار داشتی دیده نشده—

تسلیم نشو.

روی فرایند تمرکز کن، نه روی نتیجه.
بازار کتاب گاهی بی‌ثبات و غیرقابل پیش‌بینی است.
اما قلم تو اگر ادامه بدهد، بالاخره راه خودش را باز می‌کند.

نویسنده کسی نیست که فقط «کتاب نوشته باشد».
نویسنده کسی است که حتی وقتی دیده نمی‌شود، باز

هم مینویسد

کتابنویسندگیچاپ کتابفروشبرندینگ
۸
۰
منصور سجاد
منصور سجاد
مشق‌های نوشتن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید