ویرگول
ورودثبت نام
منصور سجاد
منصور سجادبا ۳۰ سال سابقه و نشر ۵ میلیون جلد کتاب، زنجیره‌ای از چاپ حرفه‌ای و پخش گسترده را برای موفقیت کتاب‌تان فراهم کرده‌ایم/ انتشارات کلید آموزش 09122164704
منصور سجاد
منصور سجاد
خواندن ۵ دقیقه·۱۶ ساعت پیش

وقتی قهرمان فیلم، یک نفر نیست؛ یک خانواده است

آیا فیلم «مادر» علی حاتمی یک روایت موزائیکی است؟

بعضی فیلم‌ها را می‌شود با قصه‌شان به خاطر آورد، بعضی‌ها را با شخصیت اصلی‌شان، و بعضی‌ها را با حسی که بعد از تمام شدن فیلم در ما باقی می‌گذارند.

فیلم «مادر» ساخته علی حاتمی از آن دسته آثاری است که بیشتر از آن‌که بر یک قهرمان مشخص تکیه کند، یک حال‌وهوای جمعی می‌سازد؛ حال‌وهوایی که از کنار هم قرار گرفتن آدم‌ها، خاطره‌ها، دلخوری‌ها و پیوندهای خانوادگی شکل می‌گیرد.

برای همین، اگر کسی بپرسد آیا می‌توان «مادر» را یک فیلم با ساختار موزائیکی دانست، پاسخ کوتاه این است: بله، تا حد زیادی می‌توان.

اما چرا؟


روایت موزائیکی یعنی چه؟

برای فهم این موضوع، اول باید خود «روایت موزائیکی» را بشناسیم.

در هنر، موزائیک از کنار هم قرار گرفتن تکه‌های کوچک ساخته می‌شود؛ تکه‌هایی که هر کدام به تنهایی کامل نیستند، اما وقتی کنار هم می‌نشینند، یک تصویر بزرگ‌تر می‌سازند. در سینما هم روایت موزائیکی یعنی فیلم به جای آن‌که فقط یک خط داستانی مستقیم را دنبال کند، از چند قطعه روایی، چند شخصیت یا چند مسیر متفاوت استفاده می‌کند تا در نهایت به یک معنای کلی برسد.

در چنین ساختاری، مهم فقط سرنوشت یک نفر نیست؛ مهم تصویری است که از مجموع آدم‌ها و رابطه‌ها ساخته می‌شود.


چرا «مادر» را می‌توان موزائیکی دانست؟

اگر به فیلم «مادر» دقت کنیم، می‌بینیم با یک داستان کلاسیک و تک‌خطی روبه‌رو نیستیم. فیلم بیشتر شبیه مجموعه‌ای از برخوردها، خاطره‌ها و تنش‌های خانوادگی است که حول یک مرکز مشترک شکل می‌گیرند.

۱) هر فرزند، یک تکه از روایت است

در این فیلم، هر کدام از فرزندان زندگی، خلق‌وخو، زخم‌ها و مسئله‌های خودش را دارد.

فیلم به جای آن‌که فقط روی یک نفر متمرکز شود، این شخصیت‌ها را کنار هم می‌گذارد تا ما از خلال آن‌ها، یک کلیت بزرگ‌تر را ببینیم.

یعنی ما فقط داستان یک فرد را نمی‌بینیم؛ بلکه با چند خرده‌داستان مواجهیم که هر کدام بخشی از تصویر نهایی را کامل می‌کنند. درست مثل قطعات یک موزائیک.

۲) مادر، مرکز ثقل همه چیز است

در روایت موزائیکی، پراکندگیِ قطعات اگر به یک نقطه مشترک وصل نشود، فیلم از هم می‌پاشد.

در «مادر»، این نقطه اتصال روشن است: خودِ مادر.

مادر فقط یک شخصیت در داستان نیست؛ او مرکز عاطفی و معنایی فیلم است. همه اختلاف‌ها، دوری‌ها، رنج‌ها و بازگشت‌ها به او گره می‌خورند. حتی وقتی کنش اصلی را فرزندان انجام می‌دهند، باز هم معنای آن کنش‌ها در نسبت با مادر شکل می‌گیرد.

به بیان ساده‌تر: اگر فرزندان قطعات موزائیک باشند، مادر همان الگویی است که این قطعات را به تصویر نهایی تبدیل می‌کند.

۳) تم مشترک، پراکندگی را به وحدت تبدیل می‌کند

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های روایت موزائیکی این است که داستان‌های پراکنده باید یک تم مشترک داشته باشند. در «مادر»، این تم چیزی جز خانواده، ریشه، مهر و بازگشت نیست.

به همین دلیل، مخاطب حس نمی‌کند با چند داستان بی‌ربط طرف است. برعکس، احساس می‌کند همه این بخش‌ها در حال ساختن یک معنای واحد هستند:

این‌که «مادر» فقط یک فرد نیست، بلکه یک جایگاه عاطفی است؛ جایی که همه فاصله‌ها، تعارض‌ها و سرگردانی‌ها به آن بازمی‌گردند.


آیا «مادر» شخصیت اصلی دارد؟

اینجا به یکی از جذاب‌ترین پرسش‌ها می‌رسیم:

آیا این فیلم اصلاً شخصیت اصلی دارد؟

اگر با معیار کلاسیک نگاه کنیم، شاید جواب این باشد که نه، فیلم یک قهرمان واحد ندارد.

یعنی ما با شخصیتی روبه‌رو نیستیم که از ابتدا تا انتها، خط اصلی داستان را بر دوش بکشد و یک مسیر تحول روشن را طی کند.

اما این به معنی بی‌مرکزی فیلم نیست.

قهرمان این فیلم، یک فرد نیست؛ یک جمع است

در «مادر»، می‌توان گفت با چیزی شبیه شخصیت جمعی روبه‌رو هستیم.

یعنی به جای یک قهرمان واحد، این خانواده است که نقش شخصیت اصلی را بازی می‌کند.

هر فرزند، بخشی از این شخصیت جمعی است. هر کدام نماینده یک زاویه، یک رنج، یک واکنش یا یک نوع زیستن هستند. فیلم از کنار هم قرار دادن این آدم‌ها، چهره‌ای کامل‌تر از خانواده می‌سازد.

پس اگر بپرسیم «شخصیت اصلی فیلم کیست؟» شاید بهترین پاسخ این باشد:

شخصیت اصلی «مادر» نه یک نفر، بلکه کلیتِ خانواده است؛ و مادر، قلب تپنده این کلیت.


آیا هر فیلم چندشخصیتی، موزائیکی است؟

نه، لزوماً.

این نکته مهمی است، چون خیلی وقت‌ها هر فیلمی که چند شخصیت دارد یا بین چند نفر جابه‌جا می‌شود، سریع «موزائیکی» نامیده می‌شود؛ در حالی که این برچسب همیشه دقیق نیست.

تفاوت فیلم موزائیکی با فیلم صرفاً چندشخصیتی

ممکن است یک فیلم شخصیت‌های زیادی داشته باشد، اما همه آن‌ها در خدمت یک خط داستانی واحد باشند. در این حالت، فیلم الزاماً موزائیکی نیست.

فیلم موزائیکی معمولاً این ویژگی‌ها را دارد:

  • چند خرده‌روایت یا چند زاویه دید دارد

  • هر بخش تا حدی استقلال دارد

  • همه این بخش‌ها در نهایت یک تصویر کلی می‌سازند

  • تمرکز فیلم بیشتر روی معنا و کلیت است تا صرفاً ماجرای یک فرد

بنابراین، چندشخصیتی بودن شرط لازم هست، اما شرط کافی نیست.


تفاوت «مادر» با سینمای هایپرلینک چیست؟

گاهی برای توضیح این نوع ساختار، از اصطلاح Hyperlink Cinema یا «سینمای هایپرلینک» هم استفاده می‌شود؛ یعنی فیلم‌هایی که در آن چند داستان جداگانه در نهایت به هم متصل می‌شوند. نمونه‌های معروفش فیلم‌هایی مثل Babel، Crash یا Amores Perros هستند.

اما «مادر» یک تفاوت مهم با این فیلم‌ها دارد.

در بسیاری از فیلم‌های هایپرلینک، نقطه اتصال شخصیت‌ها یک حادثه بیرونی است؛ مثلاً یک تصادف، یک شلیک یا یک اتفاق ناگهانی.

اما در «مادر»، اتصال آدم‌ها از جنس عاطفه و ریشه است، نه تصادف.

یعنی شخصیت‌ها به خاطر یک رویداد ناگهانی به هم وصل نشده‌اند؛ آن‌ها از قبل به واسطه مادر و خانواده به هم تعلق دارند.

این تفاوت باعث می‌شود «مادر» بیشتر از آن‌که یک فیلم هایپرلینکی مدرن باشد، یک روایت موزائیکی عاطفی و خانوادگی به نظر برسد.


پس چرا این ساختار برای فیلم جواب داده است؟

پاسخ در خود مضمون فیلم است.

حاتمی می‌خواهد از «مادر» فقط به عنوان یک شخصیت حرف نزند؛ او می‌خواهد مفهوم مادر را نشان دهد. و این کار با دنبال کردن یک شخصیت واحد به دست نمی‌آید.

برای فهم جایگاه مادر، باید اثر او را در زندگی دیگران ببینیم.

باید ببینیم فرزندان چطور با او تعریف می‌شوند، چطور در حضورش تغییر می‌کنند، و چطور فاصله‌هایشان در نسبت با او معنا پیدا می‌کند.

به همین دلیل، ساختار موزائیکی برای چنین مضمونی کاملاً مناسب است.

چون به جای تعریف مستقیم، اجازه می‌دهد مفهوم «مادر» از دل رابطه‌ها و خرده‌روایت‌ها آشکار شود.


فیلم «مادر» را می‌توان نمونه‌ای موفق از روایتی دانست که به شکل موزائیکی ساخته شده است؛ روایتی که در آن:

  • یک قهرمان واحد وجود ندارد

  • چند شخصیت و چند خرده‌روایت در کنار هم قرار می‌گیرند

  • «مادر» نقطه اتصال عاطفی و معنایی همه چیز است

  • در نهایت، فیلم بیش از آن‌که داستان یک نفر باشد، تصویری از خانواده، ریشه و مهر ارائه می‌دهد

شاید دقیق‌ترین توصیف این باشد که بگوییم:

«مادر» فیلمی است که در آن، هیچ‌کس به تنهایی شخصیت اصلی نیست؛ اما حذف هیچ‌کس هم ممکن نیست.

و همین ویژگی است که فیلم را از یک درام خانوادگی ساده فراتر می‌برد و به آن کیفیتی می‌دهد که می‌توان آن را موزائیکی نامید.

فیلمعلی حاتمیفیلم سینماییفیلمنامه نویسی
۰
۰
منصور سجاد
منصور سجاد
با ۳۰ سال سابقه و نشر ۵ میلیون جلد کتاب، زنجیره‌ای از چاپ حرفه‌ای و پخش گسترده را برای موفقیت کتاب‌تان فراهم کرده‌ایم/ انتشارات کلید آموزش 09122164704
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید