ویرگول
ورودثبت نام
منصور سجاد
منصور سجادشاید تجربه‌های من کمک کنه کتابتون را بنویسید و چاپ کنید. خیلی وقته تو کار نشر و پخش کتاب و کتابفروشی هستم. خودم هم چند کتاب نوشته‌ام. 09122164704
منصور سجاد
منصور سجاد
خواندن ۲ دقیقه·۷ روز پیش

درس‌هایی از فیلم «ساعت‌ها» برای روایت داستان‌های غیرخطی و موازی

تحلیل نمادشناسی و ساختار فیلم ساعت‌ها
تحلیل نمادشناسی و ساختار فیلم ساعت‌ها

اگر فیلم «ساعت‌ها» (The Hours) را دیده باشید، شاید در ابتدا فکر کنید با سه داستان مجزا طرف هستید که صرفاً با تدوین به هم چسبیده‌اند. اما برای درک عظمت این اثر، باید عینک «داستان‌گویی خطی» را از چشم بردارید. این فیلم بر اساس «خط داستانی مشترک» (Plot) ساخته نشده، بلکه بر اساس «تجربه انسانی مشترک» بنا شده است.

در این یادداشت، بررسی می‌کنیم که چطور سه قطعه به ظاهر پراکنده، در نهایت یک «کل واحد» را می‌سازند.

۱. هنر؛ نخ تسبیحی که زمان را می‌دَرَد
نخستین پیوند این سه زن، کتاب «خانم دالووی» اثر ویرجینیا وولف است. هنر در اینجا صرفاً یک شیء نیست، بلکه پلی است که از مرز زمان عبور می‌کند:
- ویرجینیا وولف (۱۹۲۳): در حال «خلق» کتاب است.
- لورا براون (۱۹۵۱): در حال «خواندن» کتاب است و کلمات بر زندگی‌اش اثر می‌گذارد.
- کلاریسا وان (۲۰۰۱): در حال «زندگی کردنِ» نسخه‌ای مدرن از این کتاب است.
فیلم به ما نشان می‌دهد که چطور رنج یک زن در دهه ۲۰، در روح زنی در دهه ۵۰ و ۲۰۰ طنین‌انداز می‌شود.

۲. تدارک جشن؛ نقابی بر روی فروپاشی
یکی از درخشان‌ترین نمادگرایی‌های فیلم، «تدارک مراسم» است. هر سه زن در ابتدای روز با یک وظیفه روبه‌رو هستند: خرید گل، پختن کیک، یا تدارک جشن.
این کارهای روزمره و شاد در واقع نقابی هستند بر روی اندوه و آشفتگی درونی آن‌ها. آن‌ها سعی می‌کنند با این مراسم‌ها به زندگی خود «نظم» بدهند، در حالی که در درون در حال متلاشی شدن هستند. برای کسی که با افسردگی یا پوچی می‌جنگد، پختن یک کیک ساده می‌تواند به اندازه صعود به قله اورست طاقت‌فرسا باشد.

۳. وحدت زمان؛ فشار «ساعت‌ها»
نام فیلم تصادفی نیست. روایت هر سه داستان در یک روز، فشار روانی روی شخصیت‌ها را دوچندان می‌کند. این «یک روز» نمادی از تمام عمر آن‌هاست؛ روزی که باید در آن تصمیمی بزرگ بگیرند یا با حقیقتی تلخ روبرو شوند. فیلم می‌گوید: «زندگی مجموعه‌ای از همین ساعت‌های تکراری است که گاهی تحملش ناممکن می‌شود.»
۴. میراث رنج؛ زنجیره‌ای که قطع نمی‌شود

فیلم در اواخر داستان، یک پیوند فیزیکی غافلگیرکننده برقرار می‌کند. «ریچارد» (شاعر مبتلا به ایدز در سال ۲۰۰۱)، همان پسربچه کوچک داستان دهه ۵۰ (فرزند لورا براون) است. این گره داستانی به ما می‌گوید که چگونه تصمیمات یک مادر برای نجات خودش از پوچی، بر روان فرزندش اثر می‌گذارد و این «میراث رنج» چطور در طول دهه‌ها جابه‌جا می‌شود.
۵. سمفونی «رنج بودن»بسیاری از منتقدان، «ساعت‌ها» را بیشتر شبیه به یک قطعه موسیقی (سمفونی) می‌دانند تا یک داستان سنتی. در یک سمفونی، سازهای مختلف ملودی‌های متفاوتی می‌زنند، اما همه در یک «گام» مشترک هستند. گامِ این فیلم، «رنج انسان بودن» و تلاش برای یافتن معنا در میان روزمرگی‌هاست.
گر می‌خواهید داستانی بنویسید که شخصیت‌هایش با هم ملاقات نمی‌کنند، به دنبال «تم» (Theme) مشترک باشید. رنج، تنهایی، یا حتی یک کتاب ساده می‌تواند محکم‌تر از هر حادثه‌ای، آدم‌ها را در طول تاریخ به هم زنجیر کند.


فیلمسینماتحلیل فیلمنویسندگی
۰
۰
منصور سجاد
منصور سجاد
شاید تجربه‌های من کمک کنه کتابتون را بنویسید و چاپ کنید. خیلی وقته تو کار نشر و پخش کتاب و کتابفروشی هستم. خودم هم چند کتاب نوشته‌ام. 09122164704
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید