ویرگول
ورودثبت نام
منصور سجاد
منصور سجادمشاور نویسندگی و چاپ کتاب با تجربه چاپ 900 عنوان کتاب و با تیراژ 5 میلیون جلد09122164704
منصور سجاد
منصور سجاد
خواندن ۳ دقیقه·۱۵ روز پیش

نام‌گذاری کتاب و محصولات آموزشی

بیشتر کتاب‌ها و مقاله‌های خوب نه به خاطر کیفیت پایین، بلکه به خاطر عنوان بد دیده نمی‌شوند. ما معمولاً فکر می‌کنیم اگر محتوای قوی بنویسیم، مردم خودشان می‌آیند و می‌خوانند. اما واقعیت این است که هیچ‌کس قبل از دیدن عنوان، از کیفیت نوشته‌ی ما خبر ندارد. اولین و شاید تنها فرصتی که برای جلب توجه داریم همان چند کلمه‌ی بالای صفحه است. اگر عنوان نتواند در چند ثانیه توجه مخاطب را بگیرد، بهترین متن دنیا هم بی‌فایده می‌شود.

یک قانون ساده وجود دارد که می‌تواند تکلیف عنوان را روشن کند. وقتی کسی عنوان را می‌بیند باید ناخودآگاه بگوید «این را می‌خواهم». اگر مکث کند و بپرسد «این درباره چیست؟» یا «به درد من می‌خورد یا نه؟» یعنی عنوان کارش را درست انجام نداده است. عنوان خوب مبهم نیست، شاعرانه و پیچیده هم نیست، بلکه کاملاً روشن و کاربردی است. باید دقیق بگوید این نوشته برای چه کسی است و چه مشکلی را حل می‌کند و چه نتیجه‌ای می‌دهد.

مشکل اینجاست که بیشتر ما عادت داریم کلی و عمومی بنویسیم. مثلاً می‌نویسیم «آموزش نویسندگی»، «اصول موفقیت»، «مدیریت زمان» یا «نکاتی درباره رشد فردی». این عنوان‌ها شاید درست باشند، اما هیچ حسی ایجاد نمی‌کنند. هزاران نوشته‌ی دیگر هم همین اسم‌ها را دارند. مخاطب دلیلی نمی‌بیند که روی نوشته‌ی ما کلیک کند. حالا همین‌ها را کمی دقیق‌تر و نتیجه‌محور کنیم. به جای «آموزش نویسندگی» بگوییم «از صفحه خالی تا چاپ اولین کتاب در شصت روز». به جای «مدیریت زمان» بگوییم «چطور روزی سه ساعت وقت آزاد بیشتر داشته باشیم حتی اگر سرمان شلوغ است». ناگهان عنوان جان می‌گیرد، چون نتیجه را می‌بینیم و خودمان را در آن موقعیت تصور می‌کنیم.

در واقع یک عنوان خوب معمولاً سه چیز را هم‌زمان نشان می‌دهد؛ مخاطب چه کسی است، مشکلش چیست و بعد از خواندن چه چیزی به دست می‌آورد. مثلاً اگر بنویسید «اولین صد میلیون درآمد اینترنتی بدون سرمایه برای تازه‌کارها»، تکلیف همه‌چیز روشن است. تازه‌کارها می‌فهمند این نوشته برای آن‌هاست، دردشان یعنی نداشتن سرمایه دیده شده و نتیجه هم عددی و مشخص است. چنین عنوانی خیلی راحت‌تر حس «می‌خواهم» را ایجاد می‌کند.

استفاده از عدد و زمان هم تأثیر زیادی دارد. ذهن ما با چیزهای قابل اندازه‌گیری بهتر ارتباط می‌گیرد. «لاغری سریع» مبهم است، اما «پنج کیلو کاهش وزن در سی روز» قابل تصور است. «یادگیری زبان» کلی است، اما «مکالمه روزمره زبان در سه ماه» مشخص و امیدوارکننده است. هرچه تصویر روشن‌تر باشد، تصمیم گرفتن برای مخاطب ساده‌تر می‌شود.

یک اشتباه دیگر این است که فقط یک عنوان می‌نویسیم و همان را انتخاب می‌کنیم. در حالی که عنوان‌نویسی بیشتر شبیه آزمایش کردن است تا الهام لحظه‌ای. بهتر است برای هر نوشته دست‌کم ده یا پانزده عنوان مختلف بنویسیم. بعد از خودمان بپرسیم اگر من مخاطب بودم روی کدام یکی کلیک می‌کردم. حتی می‌توانیم از دوستان یا خوانندگان بپرسیم کدام عنوان برایشان جذاب‌تر است. معمولاً اولین عنوانی که به ذهن می‌رسد ساده‌ترین و ضعیف‌ترین گزینه است و گزینه‌های بهتر کمی دیرتر پیدا می‌شوند.

برای تمرین می‌توانید همین حالا یکی از عنوان‌های قدیمی خودتان را بردارید و بازنویسی کنید. فرض کنید عنوانتان «نکاتی درباره مطالعه» است. آن را تبدیل کنید به «چطور هر روز سی صفحه کتاب بخوانیم حتی اگر وقت نداریم». یا اگر نوشته‌ای درباره کار آزاد دارید، به جای «راهنمای کار آزاد» بنویسید «از خانه کار کن و ماهی ده میلیون درآمد داشته باش؛ راهنمای شروع کار آزاد از صفر». می‌بینید که با چند تغییر کوچک، عنوان از یک جمله‌ی خنثی به یک پیشنهاد وسوسه‌کننده تبدیل می‌شود.

باید بپذیریم که عنوان دروازه‌ی ورود به نوشته است. اگر این دروازه بسته باشد، کسی وارد نمی‌شود. پس بهتر است به اندازه‌ی خود نوشتن برایش وقت بگذاریم. هر بار که عنوانی می‌نویسید از خودتان بپرسید آیا اگر این را در میان صد نوشته‌ی دیگر ببینم، واقعاً می‌گویم «این را می‌خواهم»؟ اگر پاسخ منفی است، هنوز جا برای بهتر شدن وجود دارد. عنوان خوب فقط چند کلمه است، اما می‌تواند سرنوشت کل نوشته را تغییر دهد.

آموزش نویسندگیرشد فردیشروع کارچاپ کتابانتخاب اسم
۸
۰
منصور سجاد
منصور سجاد
مشاور نویسندگی و چاپ کتاب با تجربه چاپ 900 عنوان کتاب و با تیراژ 5 میلیون جلد09122164704
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید