رشد روبیکا، ایتا، بله و چالشهای تبلیغات و محتوا در این فضاها

چند سال اخیر، با محدود شدن دسترسی پایدار به برخی شبکههای اجتماعی خارجی مثل اینستاگرام، توییتر و لینکدین، کاربران ایرانی به سمت پیامرسانها و پلتفرمهای داخلی بیش ازقبل جذب شدند. این تغییر رفتار فقط یک جابهجایی ساده نبود؛ بیشتر شبیه به تغییر سلیقهی جمعی بود. آدمهایی که تا دیروز سرگرمی، خرید، دنبالکردن اخبار و حتی کارشان را در اینستاگرام ،توییتر یا لینکدین انجام میدادند، کمکم کانالهای داخلی را بیشتر جدی گرفتند.
برای مثال، یکی از دوستانم که همیشه از «محیط پیامرسانهای داخلی» شکایت میکرد، امروز بیشتر زمان روزانهاش را در روبیکا و بله میگذراند و حتی فروش محصولات دستسازش را هم در همین فضاها شروع کرده حتی یکی دیگه از دوستانم که همیشه نسبت به بلاگری و جامعه بلاگرها نقد داشت به تازگی یه نیمچه بلاگری در ایتا شروع کرده و این رو راه حلی برای فرار از حالت یکجا نشینی و یکنواختی ذهنی میدونه. این یعنی کاربران وقتی مجبور به تغییر میشوند، بعد از مدتی به آن عادت میکنند و همین عادت، فضاهای جدید را برای مارکترها مهم میکند.
در چنین شرایطی، پیامرسانهایی مثل روبیکا، ایتا و بله تبدیل به زمین بازی جدیدی برای بازاریابها شدهاند؛ اما خب این زمین بازی بدون چالش هم نیست.
گسترش جامعه کاربری
تعداد کاربران فعال این پلتفرمها بیشتر شده و برندها مخاطبان واقعی پیدا میکنند و کاربران بهجای استفاده تفریحی، کمکم برای خرید، ارتباط با کسبوکارها و حتی یادگیری از این فضاها استفاده میکنند.
شکلگیری فرهنگ استفاده
اعتماد کاربران در حال شکلگیری است. قبلاً خیلیها به این فضاها بدبین بودند، اما حالا کانالهایی دارند که هر روز سر میزنند و محتواها را دنبال میکنند. از طرفی برندهایی که زودتر وارد شدند، توانستند جامعههای کوچکی از دنبالکنندگان وفادار بسازند.
ابزارهای جدید برای کسبوکارها
هر پلتفرم داخلی قابلیت خاص خودش را دارد. روبیکا ابزارهای متنوعی برای ویدئو و صفحهی برندها دارد، بله با خدمات پرداخت بانکیاش کار فروشندهها را ساده کرده و ایتا هم برای اطلاعرسانی سریعتر محیط سبکتری دارد. مارکترها میتوانند بسته به نوع کسبوکارشان از ترکیبی از این ابزارها استفاده کنند.
محدودیتهای فرمت محتوا
کی از مشکلات اصلی این است که هنوز محیطهای داخلی از نظر طراحی و نمایش شبیه پلتفرمهای خارجی نیستند. مثلاً برندهایی که روی محتوای بصری قوی کار میکنند، نمیتوانند جلوهی همیشگیشان را نشان دهند. این باعث میشود تولید محتوا سختتر و گاهی خستهکنندهتر شود.
کمبود ابزارهای تحلیل داده
در پلتفرمهای داخلی هنوز پنل تحلیلی قوی وجود ندارد که رفتار کاربران را دقیق نشان دهد. اینکه چند نفر پست را دیدند، از کجا آمدند یا چرا ترک کردند معلوم نیست. برای بسیاری از مارکترها، این یعنی حرکت در تاریکی و صرف هزینهی تبلیغاتی بدون دادهی قابل اعتماد.
سختی پیدا کردن مخاطب واقعی
در سیستمهای تبلیغاتی جهانی میشود دقیقاً گروه سنی، شهر یا علایق خاص را هدف گرفت. ولی در تبلیغات داخلی هنوز چنین دقتی وجود ندارد. برند باید امیدوار بماند که تبلیغش به دست آدمهای درست برسد، بدون اینکه مطمئن باشد بازده خوبی دارد.
محتوای تکراری و خستهکننده
چون قالبها محدود است، خیلی از کانالها شبیه هم شدهاند. کاربران زود دلزده میشوند. برندهایی که نتوانند خلاق باشند، در میان صدها کانال مشابه گم میشوند. محتوای آموزشی، پشتصحنه یا حتی گفتوگوهای خودمانی میتواند تفاوت ایجاد کند.
اعتمادسازی سختتر
هنوز بخشی از کاربران نسبت به فروش، خرید یا حتی اطلاعات برند در این پلتفرمها کاملاً راحت نیستند. مشتری احتمالاً یکبار خرید میکند، اما برای بار دوم نیاز به اعتماد بیشتری دارد.
مثال:
یک کسبوکار فروش لوازم آرایشی که در اینستاگرام فروش خوبی داشت، بعد از انتقال به روبیکا فهمید کاربران اعتماد اولیه را ندارند و مجبور شد با ویدئوهای پشتصحنه، رضایت مشتری و لایوهای ساده اعتمادسازی کند. نتیجه؟ فروش برگشت، اما آهستهتر.
1. تبدیلشدن به پلتفرمهای چندمنظوره
بعید نیست پیامرسانهای داخلی بهزودی به سوپراپ تبدیل شوند(همان طور که روبیکا در این راه قدم گذاشته)؛ یعنی جایی که هم میشود محتوا دید، هم خرید کرد، هم پرداخت انجام داد. این مدل ترکیبی به مارکترها اجازه میدهد همه مراحل ارتباط با مشتری را در یک محیط داشته باشند.
2. رشد تبلیغات هدفمند
به مرور زمان، ابزارهای تحلیل داده در این پلتفرمها پیشرفتهتر خواهد شد. وقتی امکانات هدفگذاری دقیقتر شود، تبلیغات بازده واقعیتری دارند و کسبوکارها میتوانند هزینهشان را هدفمندتر خرج کنند.
3. حرفهایتر شدن تولید محتوا
کسبوکارها یاد گرفتهاند که تولید محتوای پرزرقوبرق همیشه جواب نمیدهد. حالا تمرکز روی محتوای واقعیتر، صمیمیتر و مرتبطتر با نیاز کاربر است؛ مثلاً تولید محتوای گفتاری، ویدئوهای ساده، پشتصحنهها و محتوای آموزشی احتمالاً سهم بیشتری پیدا میکند.
4. افزایش رقابت بین پلتفرمها
روبیکا، بله و ایتا هر ماه قابلیت جدیدی معرفی میکنند تا کاربران را نگه دارند. این رقابت باعث میشود کیفیت خدمات بهتر شود و امکانات تبلیغاتی برای برندها حرفهایتر گردد؛ در نهایت این تغییرات به سود مارکترهاست چون ابزارهای بهتری خواهند داشت.
5. رشد جوامع کوچک اما وفادار
در فضای پیامرسانهای داخلی تعداد دنبالکننده معیار اصلی موفقیت نیست. داشتن چند صد یا چند هزار مخاطب واقعی. و فعال ارزش بسیار بیشتری دارد. در این فضا، ارتباط انسانی و گفتوگوی مداوم مهمتر از عدد فالوور است.
پیامرسانهای داخلی حالا دیگر فقط یک گزینه جانبی نیستند؛ تبدیل شدهاند به یک بخش واقعی از اکوسیستم دیجیتال مارکتینگ ایران. رشد کاربران، تغییر رفتار مصرفکننده و امکانات جدید، فرصتهای جذابی ایجاد کرده است. البته چالشهایی مثل محدودیت محتوا، نبود ابزارهای دقیق تحلیل و سختی اعتمادسازی هنوز وجود دارد.
اما اگر بخواهیم واقعبین باشیم، آینده این پلتفرمها روشنتر از چند سال پیش است. هرچه برندها خلاقتر شوند و هرچه ابزارهای این اپها بهتر شود، احتمال اینکه پیامرسانهای داخلی تبدیل به یک رسانه مهم برای بازاریابی بشوند خیلی بالاتر میرود.
#پله به پله
#