باز هم بی صدا یه گوشه نشستم، بدن اینکه کسیو ازیت کنم همه چی اروم بود ولی خودم همش داشتم ازیت میشدم یه صدایی در گوشم ویز ویز میکرد یه چیزای پرت و پلا ک خیلی واضح نبود همش میگفت تو بودی چه میدونم تقصیر تو بود نباید میرفتی فلان ولی اصن نمیدونم راجب چی داشت صحبت میکرد یا اینکه اصن کی بود یه لحضه به خودم اومدم دیدم دارن صدام میکنن ولی نمیدونستم کیه صدا خیلی دور بود فقط یادمه تموم تمرکزم سر ویز ویزا بود نه صدا دوره همش با خودم میگفتم خوابم یا بیدار! اصن فرقیقم داره؟ قشنگ تره مگه نه؟ چی دارم میگم همه چی خراب شد دوباره...
نمیدونم شاید اصن راست میگفت شاید تقصیر منه ولی کاش حداقل میدونستم چقدر،چقدرش تقصیر منه؟ همش یا نصفش؟ اینجوری شاید ویز ویزه کمتر میشد...
کی میدونه شاید دیدی اصن تقصیر من نبود و کلا قطع ش