ویرگول
ورودثبت نام
مهدی هستم
مهدی هستمعکس همه باش ولی قاب نشدنی ....
مهدی هستم
مهدی هستم
خواندن ۲ دقیقه·۴ روز پیش

شروع دوباره

خیلی وقت بود ننوشته بودم ولی باز میخوام شروع کنم

با اینکه روزگار عجیبیست و پر از تضاد.....

امید همراه با سردرگمی ...

یه حس معلق که به هیچ جا تعلق نداشته باشی.

ولی انسان به امید زنده ست البته این امید هم چیز خطرناک و کشنده ای هست. مثلا تو کتاب همه چی به گـ..... (نه بذار از ادب خارج نشم 😁) اسم کتاب همه چی به باد رفته که میگه امید یعنی ضد چیزی که هستی و الان توشی و وقتی این وضیعت طولانی مدت میشه ادمو به یه وضیعت بی حسی میکشونه.

نویسنده این کتاب که مارک منسون هست میگه با اینکه رفاه بیشتر از گذشته هست منظورش ابزار رفاهی هست ولی حال دلمون خوب نیست و بیشتر آدما از افسردگی رنج میبرن (یا میدونن افسرده هستن یا فک میکنن نمیدونن). و این وضیعت حال کلی جامعه رو تحت تاثیر میذاره و برای اینکه تلاش میکنیم از این وضیعت خارج بشیم ولی عین باتلاق که هرچی تقلا میکنی بیشتر فرو میری، توی باتلاق افسردگی فرو میریم.

این کتاب امیدو چیز مضری میدونه و وقتی دلایلشو میگه ،شروع میکنه به زندگی کردن بدون امید مطرح کردن و فک کنم خوبم مطرح کرد. در کل حرفای خوبی توی این کتاب میگه ولی نباید با گارد بسته خوندش. دیروز تو مترو داشتم یه پادکست رختکن بازنده هارو که مال سیاوش صفاریانپور و بهزاد عمرانی هستو گوش میدادم که بهزاد یه حرف باحالی زد:

امید دو قسمت داره یکیش اینکه باید دنبال امید بدویی که شاید هیچ وقت بهش نرسیم حتی و حالت دومش اینکه باید تو باتلاق حقیقت که تلخم هست بریم و این جمله اش منو برد تو فکر.

من حس میکنم بین این دوتا قسمت موندم هم تو باتلاق میرم هم از اونور میرم سمت چیزی که احتمالا سرابی بیش نیست. بخاطر همینم هست که با خودم خیلی جاها نمیتونم کنار بیام. هم حقیقتو میخوام هم یه چیزی میخوام که شاید بهش نرسم. شایدم مشکل اکثرمون همین باشه.

از چی شروع کردم به چی رسیدم.....


شروعامیدکتاب
۵
۱
مهدی هستم
مهدی هستم
عکس همه باش ولی قاب نشدنی ....
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید