ویرگول
ورودثبت نام
بهروز نصیبی
بهروز نصیبیمهندس لوله کشی ساکن تهران...
بهروز نصیبی
بهروز نصیبی
خواندن ۳ دقیقه·۵ روز پیش

داستان توافق

سال‌هاست که اقلیتی تمامیت‌خواه بر سرنوشت این سرزمین سایه افکنده‌اند؛ گروهی که گویی مأموریتی جز فرسودن توان ایران و ایرانی ندارند. شگفت آن‌که در تمام این سال‌ها، حتی در جنگهای اخیر، نه آسیبی به آنان رسیده و نه بهایی متناسب با عملکردشان پرداخته‌اند. گروهی که احتمالا همه ما آنها را میشناسیم.
بعید نمی‌دانم روزی آشکار شود بسیاری از این افراد آگاهانه یا نا آگاهانه عامل بیگانه بوده اند و در مسیری گام برداشته‌اند که بیش از هر چیز به سود بیگانگان و به زیان منافع ملی ایران بوده است.

آنان، در کنار دیگر جریان‌های جنگ‌طلب ــ چه در حاکمیت و چه در میان مخالفان آن ــ همواره بر طبل جنگ کوبیده‌اند و مواضعشان بارها و بارها با خواسته‌ها و اهداف دشمنان این کشور همسو بوده است.

حالا یکی از چهره‌های شاخص همین جریان، اقای نبویان، گفته است: «ما روی سینه آمریکا نشسته بودیم که ناگهان آمدند و گفتند توافق شد.» پاسخ این ادعا روشن است:
ما نزدیک به نیم‌قرن است به برکت امثال شما درگیر مذاکره، توافق، تنش، توافق دوباره و بازگشت به نقطه آغاز هستیم و خواهیم بود،آنچه برای مردم باقی مانده، نه پیروزی‌های اعلامی، بلکه هزینه‌هایی است که هر روز سنگین‌تر شده‌اند.

اگر قرار باشد از موفقیت و شکست سخن بگوییم، پرسش‌های ساده‌ای وجود دارد:

چه کسی توانست فرماندهان و چهره‌های کلیدی طرف مقابل را حذف کند و چه کسی نتوانست؟
کدام طرف پایتخت و مراکز حساس دیگری را هدف قرار داد؟
تلفات انسانی هر طرف چه میزان بوده است؟
چه زیرساخت‌هایی نابود شده و در برابر آن چه دستاوردی حاصل شده است؟
و از همه مهم‌تر، اقتصاد کدام کشور آسیب بیشتری دیده، ارزش پول کدام ملت بیشتر فروریخته و بار این بحران‌ها بر دوش چه مردمی سنگینی کرده است؟

با این همه، اگر ایران تا امروز پابرجا مانده است؛ اگر از طوفان‌های سهمگین عبور کرده و هنوز ایستاده، این دستاورد نه حاصل شعارهای پرطمطراق و نه نتیجه هیاهوی سیاست‌پیشگان بوده است.

این سرزمین پیش از هر چیز مدیون نجابت و شرافت مردمی است که بارها ترجیح داده‌اند رنج بکشند، خون دل بخورند و سکوت کنند تا کشورشان گرفتار آشوب و ویرانی نشود.

مدیون نظامیان و متخصصان و دانشمندانی است که با وجود همه گلایه‌ها، بی‌مهری‌ها و فشارها، اعتبار، توان، آبرو، شهامت و حتی جان خود را برای دفاع از ایران هزینه کرده‌اند؛ کسانی که از هر سو آماج انتقاد و دشنام بوده‌اند، اما در لحظه خطر از خاک این سرزمین دفاع کرده‌اند.

مدیون مدیران کسب‌وکارهایی است که روشن ماندن چراغ بنگاه اقتصادی‌شان و نشاندن چند نفر بر سر سفره آن را بر هر انتخاب دیگری ترجیح داده‌اند؛ و با هر سختی و جان‌کندنی که بوده، سرمایه و نیروهای انسانی خود را حفظ کرده‌اند .


مدیون مردمی است که جاده‌ها، شهرها، باغ‌ها، فرهنگ، محله‌ها و همه آنچه را که خانه و وطنشان نامیده می‌شود، بیش از هر جناح سیاسی و بیش از هر مدعی نجات کشور دوست داشته‌اند و برای حفظ آن صبوری کرده‌اند.

و مدیون کسانی است که در روزهای سخت، به جای شرکت در نمایش ِ شبانه و شوهای تلویزیونی، برای کمک به آسیب دیدگان داوطلب شده اند ؛ از آواربرداری تا بازسازی دستی به یاری رسانده اند ...من کسی را میشناسم که در دی ماه برادرش را از دست داد و در روزهای جنگ سگ تربیت شده اش را به کمک هلال احمر برده بود. و این تنها یکی ست از بسیاران.

وطن، میراث مشترک همه ماست؛ میزی برای کسب قدرت نیست. آنانی که منافع و جاه‌طلبی‌های خود را بر سرنوشت ایران ترجیح می‌دهند و بدتر از آن به سرنوشت ایران گره میزنند، دیر یا زود خواهند فهمید که آنچه این کشور را نگاه داشته، نه قدرت و وقاحت و طمع آنان، بلکه صبوری، فداکاری و عشق مردمی بوده است که هیچ‌گاه ایران را و یکدیگر را تنها نگذاشته‌اند و از زندگی و منافع خود برای ماندن ایران گذشته اند.....اگر چه شما آنها را به رسمیت نشناسید و نادیده بگیرید.

شما ایران را خرج خودتان و اهدافتان میکنید و در هر بزنگاه به آسانی سر اسلحه تان را به هر سوی میچرخانید، برعکس ِ ما که در قرون متمادی خودِ ایران بوده ایم با همه بدی ها و خوبیهایمان، حتی اگر جایی دیگر زیسته باشیم.

هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریدهٔ عالم دوامِ ما



بهروز نصیبی ۲۲ خرداد ۱۴۰۵

منافع ملیایرانتوافق
۰
۰
بهروز نصیبی
بهروز نصیبی
مهندس لوله کشی ساکن تهران...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید