
درباره کوروش مورخین معتقدند که شاهی بوده با عزم و هضم و عاقل و رئوف ، کاری را که شروع میکرد تا آخرش می رفت و هیچ کار را ناقص نمیگذاشت در موارد مشکل به عقل بیش از قوه متوسل میشود و بر خلاف پادشاهان آشور ، بابل و غیره با مردم مغلوب رئوف و مهربان بود به پادشاهان مغلوب به اندازه ای مهربانی میکرد که آنها دوست صمیمی کوروش شده و در مواقع مشکل به او یاری نمودند با مذهب و معتقدات ملل کاری نداشت بلکه آداب مذهبی آنها را محترم می داشت. چنان که بعد از فتح بابل هرچه از پیروان مذاهب مختلف به غارت برده و به بابل آورده بودند همه را پس داد شهروندان ممالکی که تحت تسلط او در میآمدند معرض قتل و غارت واقعه نمیشدند برخلاف سلاطین آشور که در کتیبههای خود میبالند به اینکه چنان فلان مملکت را زیر و زبر کردن که صدای خروس یا سگی هم در آنجا شنیده نمیشد. وقتی که مردم رفتار کوروش را دیده و با آنچه تا آن زمان معمول بود مقایسه می کردند او را مخلوق فوق العاده و برانگیخته از طرف خدا میدانستند این شاه عالیقدر یک نوع انقلاب اخلاقی را در عالم قدیم باعث شده و طرز نوینی از حیض سلوک با ممالک تابعه و ملل مغلوب در عالم قدیم را داخل کرده و شاید به همین جهت حد فاصل دو قسمت از چهار قسمت عهد قدیم گرد او آمده است .درباره کوروش نیز باید گفت او یکی از دو یا سه شخص تاریخی از
عهد قدیم است که اسمشان به اذهان مردم و ملل عصر ما خیلی معروف بود ،از جهات این نکته است که پیامبران بنی اسرائیل او را بسیار ستودند و پیروان مذهبی را که تورات را مقدس می دانند از طفولیت اسم این شاه را شنیده و با این اسم مأنوس می شوند
منبع : تاریخ ایران ، حسن پیرنیا و عباس اقبال آشتیانی
صفحه ۷۸ و ۷۹