
هر مکالمه ای، لایههایی پنهانی دارد که تنها با عمیقترین شکل گوش دادن قابل درک است. در کوچینگ کواکتیو، گوش دادن تنها یک مهارت نیست، یک حالت وجودی است. این مدل، گوش دادن را به سه سطح مجزا تقسیم میکند که هر یک، درکی متفاوت از جهان مراجع به کوچ میبخشد. درک این سه سطح، ما را از یک "مشاور خوب" به یک "کوچ تحول آفرین" تبدیل میکند.
ویژگی:در این سطح، مرکز ثقل توجه، خود کوچ است.
هنگامی که مراجع در حال صحبت کردن است، ذهن کوچ درگیر افکار، قضاوتها، خاطرات و راهحلهای شخصی خودش میشود. تمرکز اصلی بر روی این است که "من چه پاسخی بدهم؟"، "این ایده من چیست؟" یا "تجربه مشابه من چه بود؟".
مثال عینی: مراجع از مشکل ارتباطی با یکی از کارمندانش میگوید. کوچ در ذهن خود به این فکر میکند: "حتماً باید کتاب XYZ را به او معرفی کنم" یا "این دقیقاً شبیه مشکلی است که خودم داشتم".
نقش در کوچینگ: این سطح، حالت پیشفرض ذهن است، اما یک کوچ حرفهای میآموزد که حضور این سطح را تشخیص داده و از آن فراتر رود.
در این سطح، مرکز ثقل توجه به طور کامل به مراجع منتقل میشود.
ویژگی: اینجا، کوچ به یک "ظرف" خالی و بدون قضاوت تبدیل میشود. تمام حواس او (چشم، گوش، قلب) به سمت مراجع است تا نه تنها کلمات، بلکه احساسات، ارزشها، آرزوها و ترسهای بیاننشده او را دریافت کند. این سطح، مصداق عینی "حضور قلب" است.
مثال عینی: کوچ متوجه میشود وقتی مراجع از "هدف بزرگش" صحبت میکند، چشمانش برق میزند، اما وقتی از "موانع" میگوید، شانههایش خم میشود. کوچ این زبان بدن و انرژی را "میشنود" و بر اساس آن پرسش میپرسد.
نقش در کوچینگ: این سطح، قلب فرآیند کوچینگ کواکتیو است. اکثر جلسه کوچینگ در این سطح سپری میشود و امکان کشف بینشهای عمیق را برای مراجع فراهم میکند.
این سطح، حالت شهودی و چندبعدی گوش دادن است.
ویژگی: کوچ نه تنها به فرد، بلکه به کل فضای جلسه گوش میدهد. او به سکوتها، به انرژی حاکم بر اتاق، به چیزی که گفته نمیشود اما در فضا palpable (ملموس) است، توجه میکند. این سطح، شبیه به دریافت امواجی است که در فضای بین کوچ و مراجع جریان دارد.
مثال عینی: کوچ ناگهان حس میکند که یک موضوع مهم بیان نشده باقی مانده. یا در میانه یک سکوت، ایدهای ناب و خلاقانه به ذهنش خطور میکند که مستقیماً از عمق وجود مراجع سرچشمه میگیرد. گویی او به "هوش جمعی" یا "حکمت میدان" connection پیدا کرده است.
نقش در کوچینگ: این سطح، منبع الهامات بزرگ و اکتشافات تحول آفرین است. کوچینگ در این سطح، به یک هنر مقدس تبدیل میشود.
یک کوچ ماهر، مانند یک رهبر ارکستر است که بداند چه زمانی باید بر یک ساز خاص (سطح دو) متمرکز شود و چه زمانی باید به هارمونی کلی تمام سازها (سطح سه) گوش بسپارد.
1. شروع از سطح یک: ما همیشه از سطح یک شروع میکنیم. وظیفه ما این است که حضور افکار خودمحور (سطح یک) را تشخیص داده و با تمرین حضور قلب، آگاهانه آن را رها کنیم.
2. اقامت در سطح دو: پایه و اساس جلسه کوچینگ، زندگی کردن در سطح دو است. اینجا جایی است که اعتمادسازی میشود و واقعیت مراجع به طور کامل دیده و شنیده میشود.
3. سرکشی به سطح سه: کوچ در لحظات مناسب، به سطح سه سفر میکند تا از آنجا بینش، الهام یا سؤال قدرتمندی را برای مراجع بیاورد و دوباره به سطح دو بازمیگردد.
تمرینهای عمقی برای تقویت هر سطح
برای خاموش کردن سطح یک: تمرین "ذهن آگاهی" (Mindfulness) و همان تمرینهای حضور قلب (گوش کردن به صداهای محیط) که انجام میدهید، بسیار مؤثر است.
برای تقویت سطح دو: در مکالمات روزمره، تمرین کنید که فقط گوش کنید و هیچ پاسخی ندهید. هدف شما درک کامل احساس و Perspective طرف مقابل باشد.
برای فعال کردن سطح سه: پس از پایان یک جلسه یا یک مکالمه، چند دقیقه بنشینید و از خود بپرسید: "در آن فضای مکالمه، چه حس و انرژی ای حاکم بود؟ چه چیزی گفته نشد اما من آن را حس کردم؟"
جمعبندی نهایی
گوش دادن سه سطحی در کواکتیو کوچینگ، یک مدل ساده نیست، یک سفر تحول آفرین است. این مدل به ما میآموزد که چگونه از زندان دنیای درون خود (سطح یک) خارج شویم، به دنیای مراجع (سطح دو) سفر کنیم و در نهایت، به فضای وسیعتر حکمت و شهود (سطح سه) متصل شویم. تسلط بر این هنر، قدرتمندترین ابزار یک کوچ برای همراهی مراجع در رسیدن به اصیلترین و نابترین پاسخهای درون خودش است.