
پس از نبرد دوازدهروزه که کشور وحدت کمنظیری را تجربه کرد در روزهای اخیر اتفاقات تلخی کف خیابانهای کشور افتاد و ایران را در سوگ و ماتم فرو برد. ناامنی داخلی و تهدید حمله خارجی بیش از پیش، ایراندوستان را نگران کرده است. برای برونرفت از وضعیت کنونی چند پیشنهاد ارائه میشود؛ باشد که گوش شنوایی باشد!
الف) تغییر فوری مدیران و سیاستهای صداوسیما
صداوسیما اگر چه از بودجه عمومی کشور ارتزاق میکند ولی در سالهای اخیر هرگز بلندگوی وحدت نبوده است. پس از جنگ دوازدهروزه گمان میرفت این رویه تغییر کند که نکرد. شاید اگر پس از جنگ این تغییر رخ میداد کار به اعتراضات و سپس اغتشاشات نمیکشید یا حداقل این رخداد را به تعویق میانداخت. این تغییر از آن رو ضروری و فوری است که صداوسیما در چشم بسیاری از مردم، نماد حاکمیت است و هر گونه تغییر مثبت در آن، جامعه را آرام و امیدوار میکند.
ب) برخورد بدون تبعیض با فساد
مبارزه با فساد چیزی نیست که کشور ما نخستین کشور جهان باشد که بخواهد انجامش دهد. کشورهای مختلفی در این زمینه کار کردهاند و میشود از تجربه آنها استفاده کرد. نگارنده میخواست برخی از این موارد را در لیست بیاورد که به برکت قطعی اینترنت، موفق نشد. تا جایی که حافظه یاریام میدهد در این زمینه باید از اقتصاد دولتی فاصله گرفت و کار را به بخش خصوصی واقعی واگذار کرد. (به قید «واقعی» توجه کنید. سرمایهداری رقابتی جواب میدهد نه رفاقتی!) آزادی رسانهها برای لو دادن فساد و انداختن نورافکن به عملکرد سازمانهای مختلف را نیز باید به اوج رسانید. (به قید «مختلف» توجه شود که از جامعة المصطفی تا شرکتهای بزرگ دولتی و نهادهای حاکمیتی را دربرمیگیرد)
ج) تغییر برخی چهرههای تکراری
برخی مسئولان سالهاست که در مناصب خود حضور دارند و اگر تکلیفی هم داشتهاند ادا کردهاند. بد نیست این عزیزان از صندلی خود برخاسته، به منزل بروند و باقی عمر را کنار اهل منزل سپری کنند و اجازه دهند خونی تازه در رگهای حکومت دمیده شود و هوایی تازه در فضای سیاست ایران بوزد. در این زمینه مشخصا میشود به برخی اعضای شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت و برخی دیگر ارکان اشاره کرد. تکرار مکررات است اگر بگویم بعضی مسئولان در این ارگانها بسیار پیر و سالخوردهاند و بعید است بتوانند کاری از پیش ببرند.
د) حذف شوراهای موازی
ماشین حکومت باید هر چه بیشتر چابک شود و موازیکاری را کم کند. شوراهایی نظیر انقلاب فرهنگی و فضای مجازی عملا دست و پای وزارتخانههای علوم و ارتباطات را که به شکل غیر مستقیم منتخب مردمند بستهاند. به این لیست، شورای عالی اقتصاد، شورای راهبردی روابط خارجی و برخی از شوراهای دیگر را هم میشود اضافه کرد. حذف این شوراها علاوه بر افزایش چابکی ساختار اداری جمهوری اسلامی، رای مردم در انتخابات را هم قدرتمندتر میکند و این خود به افزایش مشارکت منجر خواهد شد. اگر بخواهم به زبان اهل منطق این بخش را بیان کنم باید بگویم:
مقدمه اول: هر چه شوراهای عالی کمتر شوند، اختیار نهادهای انتخابی بیشتر میشود.
مقدمه دوم: هر چه اختیار نهادهای انتخابی بیشتر شود، مشارکت در انتخابات معنیدارتر میشود.
نتیجه: پس هر چه شوراهای عالی کمتر شوند، مشارکت در انتخابات معنیدارتر میشود.
حال نتیجه استدلال قبل را در استدلالی جدید به کار میگیرم:
مقدمه اول: هر چه شوراهای عالی کمتر شوند، مشارکت در انتخابات معنیدارتر میشود.
مقدمه دوم: هر چه مشارکت در انتخابات معنیدارتر شود، اعتراض و اغتشاش خیابانی کمتر میشود.
نتیجه: پس هر چه شوراهای عالی کمتر شوند، اعتراض و اغتشاش خیابانی کمتر میشود.
امیدوارم با انجام اصلاحات واقعی، راه بر هر گونه اغتشاش داخلی و تهاجم خارجی بسته شود.