ویرگول
ورودثبت نام
علی بهاری
علی بهاری
علی بهاری
علی بهاری
خواندن ۵ دقیقه·۱۱ ساعت پیش

عبور از مصیبت به معنا: «حماسۀ حسینی» همچنان خواندنی است!

در میان آثار معاصر دربارۀ عاشورا، «حماسۀ حسینی» جایگاهی ممتاز دارد؛ نه صرفاً به دلیل اعتبار نویسندۀ آن، بلکه از آن رو که این کتاب یکی از مؤثرترین تلاش‌ها برای بازاندیشی در معنای قیام کربلا در جهان شیعی معاصر است. بسیاری از آثار عاشورایی یا در قالب تاریخ‌نگاری واقعۀ کربلا نوشته شده‌اند یا در چارچوب ادبیات سوگواری قرار می‌گیرند. اما مطهری مسیر دیگری را برمی‌گزیند. او نه صرفاً مورخ است و نه واعظی که تنها در پی برانگیختن احساسات باشد؛ دغدغۀ اصلی او فهم معنای عاشورا و بازگرداندن آن به عرصۀ اندیشه و مسئولیت اجتماعی است.

نقطۀ مرکزی «حماسۀ حسینی» را می‌توان چنین صورت‌بندی کرد: عاشورا پیش از آنکه یک مصیبت باشد، یک حماسۀ آگاهانه است؛ و اهمیت آن نه در رنجی که بر حسین بن علی (ع) و یارانش رفت، بلکه در حقیقتی است که این رنج برای پاسداری از آن تحمل شد. مطهری معتقد است که در طول تاریخ، جنبۀ سوگوارانۀ عاشورا به‌تدریج بر ابعاد حماسی و اصلاحی آن غلبه کرده است. نتیجۀ این فرایند آن بوده که حادثه‌ای که می‌توانست منشأ آگاهی، مسئولیت و آزادی باشد، گاه به موضوعی صرفاً عاطفی فروکاسته شده است.

ماموریت کتاب از همین‌جا آغاز می‌شود. مطهری می‌کوشد عاشورا را از زیر آوار عادت، احساس‌گرایی و روایت‌های تحریف‌شده بیرون بکشد و آن را به‌عنوان یک انتخاب آگاهانه و یک کنش تاریخی بازخوانی کند. در روایت او، قهرمانان کربلا قربانیان منفعل تاریخ نیستند؛ آنان انسان‌هایی هستند که در اوج اختیار و آگاهی، مسئولیت خویش را پذیرفته‌اند. ارزش عاشورا از این منظر، در پیروزی اخلاقی و معنوی آن نهفته است.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای کتاب، انتقال کانون توجه از «واقعه» به «معنا» است. پرسش اصلی مطهری این نیست که در روز عاشورا دقیقاً چه رخ داد؛ بلکه می‌پرسد چرا چنین رخدادی ممکن شد و چه پیامی برای انسان امروز دارد. از این رو، او عاشورا را نه صرفاً یک حادثۀ تاریخی، بلکه نمادی از نسبت انسان با حقیقت، قدرت و مسئولیت می‌داند.

در جلد اول، این رویکرد بیش از همه در بحث مشهور «تحریفات عاشورا» آشکار می‌شود؛ فصلی که می‌توان آن را یکی از تأثیرگذارترین متن‌های انتقادی در سنت معاصر شیعی دانست. مطهری در اینجا تنها به رد برخی روایت‌های ضعیف یا افسانه‌ای نمی‌پردازد؛ مسئلۀ او عمیق‌تر است. او می‌پرسد چگونه ممکن است جامعه‌ای دینی برای دفاع از حقیقت، به جعل و اغراق متوسل شود؟ از نگاه او، تحریف صرفاً تغییر یک روایت تاریخی نیست؛ بلکه تغییردادن معنای یک نهضت است. هنگامی که عظمت عاشورا با عناصر ساختگی آمیخته می‌شود، حقیقت آن در پس احساسات پنهان می‌گردد.

اما جلد دوم، افق تحلیل را گسترده‌تر می‌کند. مطهری در این بخش، از خود واقعه فراتر می‌رود و به زمینه‌های تاریخی و اجتماعی آن می‌پردازد. یکی از پرسش‌های محوری او این است: چگونه جامعه‌ای که پیامبر اسلام را دیده بود، در کمتر از نیم‌قرن به جایی رسید که فرزند همان پیامبر را به قتل رساند؟ پاسخ او بر تحلیل روندهای تاریخی استوار است. کربلا در نگاه مطهری حادثه‌ای دفعی و تصادفی نیست؛ محصول فرایندی تاریخی است که در آن، ارزش‌های نخستین اسلام به‌تدریج جای خود را به مناسبات قدرت و سلطه داد.

از این منظر، عاشورا نه فقط اعتراض به یک حاکم، که اعتراض به یک وضعیت تاریخی است. در این تحلیل، امام حسین (ع) رهبر جنبشی اصلاحی است که می‌خواهد وجدان جامعۀ اسلامی را بیدار کند. به همین دلیل، مطهری بارها بر مفهوم «امر به معروف و نهی از منکر» تأکید می‌کند و آن را در معنایی گسترده و اجتماعی می‌فهمد: نه صرفاً توصیه‌ای اخلاقی به افراد، بلکه مسئولیتی برای اصلاح ساختارهای منحرف جامعه.

یکی دیگر از مهم‌ترین مباحث کتاب، تبیین «ماهیت قیام حسینی» است. مطهری با تفسیرهای تک‌عاملی از عاشورا مخالفت می‌کند. او معتقد است که نهضت امام حسین (ع) را نمی‌توان صرفاً با مسئلۀ بیعت‌نکردن با یزید، دعوت مردم کوفه، طلب حکومت یا حتی شهادت‌طلبی توضیح داد. هریک از این عوامل، بخشی از حقیقت را نشان می‌دهند، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی کافی نیستند. از نظر او، عاشورا حاصل تلاقی مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اجتماعی، دینی و اخلاقی است که در نهایت به یک جنبش اصلاحی بزرگ انجامیده‌ است.

در همین چارچوب، مطهری مفهوم شهادت را نیز بازخوانی می‌کند. او شهادت را نه نوعی شکست، بلکه شکلی از کنش آگاهانه می‌داند که (در شرایط خاص تاریخی) می‌تواند حقیقت را از نابودی نجات دهد. بحث‌های او دربارۀ «ارزش شهید در اجتماع»، «منطق حقیقت و منطق منفعت» و «قیام‌های مقدس»، در واقع تلاشی برای نشان‌دادن این نکته است که تاریخ تنها با معیار سود و زیان مادی فهمیده نمی‌شود؛ بلکه گاه، فداکاری آگاهانۀ یک اقلیت می‌تواند مسیر یک تمدن را تغییر دهد.

از نظر روش‌شناسی، «حماسۀ حسینی» در مرز میان تاریخ، الهیات و اندیشۀ اجتماعی قرار دارد. مطهری مورخ دانشگاهی نیست و هدف او نیز بازسازی دقیق همۀ جزئیات تاریخی نیست. او تاریخ را مادۀ خام اندیشه قرار می‌دهد و از دل آن پرسش‌های فلسفی، اخلاقی و اجتماعی استخراج می‌کند. همین ویژگی، مهم‌ترین نقطۀ قوت کتاب است؛ زیرا عاشورا را از محدودۀ قرن نخست هجری بیرون می‌آورد و به مسئله‌ای زنده برای انسان معاصر تبدیل می‌کند.

البته این روش محدودیت‌هایی نیز دارد. کتاب در بسیاری از بخش‌ها از انسجام یک اثر کاملاً تألیفی برخوردار نیست و رنگ خطابه و سخنرانی به خود می‌گیرد. برخی استدلال‌ها نیز بیش از آنکه بر پژوهش تاریخی جدید تکیه داشته باشند، بر پیش‌فرض‌های نویسنده استوارند. با این حال، این کاستی‌ها از اهمیت فکری اثر نمی‌کاهند؛ زیرا ارزش اصلی کتاب در طرح پرسش‌ها و تغییر افق نگاه خواننده است.

اهمیت تاریخی «حماسۀ حسینی» در آن است که نوعی قرائت «اصلاح‌گرانه» از سنت شیعی عرضه می‌کند. مطهری می‌کوشد میان وفاداری به سنت و نقد درون‌دینی جمع کند. او از یک سو به میراث عاشورا عمیقاً وفادار است و از سوی دیگر، از نقد خرافه، تحریف و جمود فکری ابایی ندارد. همین ترکیب است که کتاب را به بخشی از پروژۀ بزرگ‌تر او برای بازسازی اندیشۀ اسلامی در دوران معاصر تبدیل می‌کند.

در نهایت، سهم اصلی «حماسۀ حسینی» در فهم عاشورا آن است که محور توجه را از «رنج» به «معنا»، از «مصیبت» به «مسئولیت» و از «سوگواری» به «آگاهی» منتقل می‌کند. مطهری نشان می‌دهد که راز ماندگاری عاشورا صرفاً در اندوه‌بار بودن آن نیست؛ بلکه در این است که الگویی از آزادگی، حقیقت‌جویی و مسئولیت اخلاقی را پیش چشم انسان قرار می‌دهد. از این منظر، عاشورا نه فقط رویدادی در گذشته، بلکه امکانی دائمی برای احیای شخصیت انسان و بیدارکردن وجدان تاریخی جوامع است و همین نکته، مهم‌ترین میراث فکری «حماسۀ حسینی» برای خوانندۀ امروز به شمار می‌آید.

شهید مطهریهیئتخرافات
۱
۰
علی بهاری
علی بهاری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید