ویرگول
ورودثبت نام
مدرسه تخصصی کوچینگ ویسان
مدرسه تخصصی کوچینگ ویسانویسان فقط یک مدرسه کوچینگ نیست؛ یک سرزمین زنده است. سرزمینی که از دل نیاز به معنا، رشد و همدلی به دنیا آمده است!
مدرسه تخصصی کوچینگ ویسان
مدرسه تخصصی کوچینگ ویسان
خواندن ۳ دقیقه·۱۳ روز پیش

کیک زرد، غبار زرد و کابوسِ ما: کوچینگِ زرد

در جریان جنگ‌ اخیر، ترامپ گفته بود ایران نباید کیک زرد داشته باشد. بعدتر هم در پستی نوشت: «فورا آن غبار زرد را از ایران خارج کنید!»

من سیاستمدار نیستم، اما پا به پای ترامپ می‌گویم: ایران نباید کوچینگ زرد داشته باشد.

اشتباه نشود یک وقت؛ من با خودِ رنگ زرد مشکلی ندارم. اتفاقا زرد، رنگ مورد علاقه‌ام است. رنگ آفتابگردان‌ها و گرمای شیشه مربای لیمو. اما این «زردِ» دنیای ما چیز دیگری است. زردی که این روزها آن‌قدر توی چشم می‌زند که کافی است تا نگاه خیلی‌ها به ما کوچ‌ها، دقیقا شبیه نگاه ترامپ به کیک زرد اورانیومی باشد: چیزی مشکوک، ترسناک و خطرناک.

و راستش را بخواهید، می‌فهمم چرا.

آن روز در سمینار؛ توهمِ یک نسخه مشترک

چند وقت پیش در یک سمینار نشسته بودم. مردی پشت تریبون ایستاده بود — نفوذ داشت، لبخند داشت، اعتماد به نفس داشت. خودش را «بیزینس کوچ» معرفی کرده بود. یک لحظه از جمعیت خواست همه با هم و بلند تکرار کنند:

«من به کارهای روزمره‌ام پایبندم.»

صدای جمعیت توی سالن پیچید. من هم چیزی زمزمه کردم. شاید :))

بعد سراغ یک مثال رفت: «تلفن زدن کار ساده‌ای است، مگه نه؟» اکثر آدم‌ها سر تکان دادند. یک نفر از گوشه تاریکِ سالن گفت: «نه، برای من مثل مرگه.»

مرد پشت تریبون خندید. گفت: «نه عزیزم، کار ساده‌ایه. روزی پنج تا تلفن احوال‌پرسی به مشتریان قدیمیت بزن!»

آن لحظه سوالی در ذهنم قفل شد. این «بیزینس کوچینگ» بود؟

بگذارید بگویم یک بیزینس کوچ واقعی آنجا چه می‌کرد. او نمی‌پرسید تلفن زدن ساده است یا سخت. او با Presence کامل در آن لحظه حاضر می‌شد و می‌پرسید: «چی شده که تلفن زدن برایت سخت شده؟»

این یک تفاوت لفظی کوچک نیست. این یک فلسفه است.

آن مرد در سمینار داشت فرآیند بهبود می‌فروخت. داشت به کسب‌وکار نسخه می‌پیچید. کارهای ارزشمندی هستند — اما اسمشان مشاوره است، نه کوچینگ. یک مشاور با مسئله کار می‌کند؛ یک کوچ با آدم.

چرا یک کوچ هرگز راهکار نمی‌دهد؟

وقتی کوچ می‌پرسد «چی شده که تلفن زدن برایت سخت شده؟»، دارد با مهارت‌ گوش دادن فعال به سکوت‌ها و ترس‌های پشت آن کلمات گوش می‌دهد. او دری را باز می‌کند به روی چیزی که پشت آن «سختی» پنهان است. شاید ترس از طرد شدن باشد، شاید یک باور قدیمی.

در کوچینگ اصیل، ما سه خط قرمز داریم که به ظرافت یک مو هستند اما از پولاد محکم‌ترند:

کوچ راهکار نمی‌دهد. کوچ جهت نمی‌دهد. کوچ تشخیص نمی‌دهد.

ما در یک Partnering عمیق با شما همراه می‌شویم، چون عمیقا باور داریم: «تو خودت متخصص زندگی خویشتنی.» وقتی کسی از پشت تریبون می‌گوید «روزی پنج تلفن بزن»، یعنی من بهتر از تو می‌دانم مشکلت چیست. این کوچینگِ زرد است.

کوچینگ، قدم زدن در دشتِ توهم نیست!

رایج‌ترین سوءتفاهم اینجاست: «خب کوچینگ یعنی سوال خوب بپرسی. دانش خاصی نمی‌خواد.»

فدراسیون بین‌المللی کوچینگ (ICF) شایستگی‌هایی را تعریف کرده که ساعت‌ها آموزش و سوپرویژن می‌طلبند. مهارت‌هایی مثل Evokes Awareness (برانگیختن آگاهی) چیزی نیست که با یک سمینار آخر هفته یا چند جمله انگیزشیِ زرد به دست بیاید.

اعداد هم همین را می‌گویند؛ وقتی ۹۵٪ از مراجعین ICF گزارش می‌دهند که بعد از کوچینگ، مسیر زندگیشان تغییر کرده، یعنی ما با یک رویکرد عمیق و علمی طرفیم، نه یک مسکنِ موقت. صنعتی که امروز ۵.۳ میلیارد دلار ارزش دارد، روی توهم و کائنات بنا نشده؛ روی نتایج واقعی و انسانی بنا شده است.

ترامپ از کیک زرد می‌ترسد چون نمی‌داند ایران با آن چه خواهد کرد. شک شما به کوچینگ هم از همین جنس است و کاملا حق دارید. آن‌قدر «کوچِ» نسخه‌پیچ دیده‌اید و وعده «پتانسیل‌های بی‌پایان» شنیده‌اید که این بدبینی، منطقی‌ترین واکنش شماست.

اما این بدبینی نشانه هوشمندی شماست، نه دلیلی برای خط زدنِ صورت مسئله.

دفعه بعد که کسی خودش را «کوچ» معرفی کرد، فقط یک سوال از او بپرسید: «با مسئله‌ی من کار می‌کنی یا با خودِ من؟»

جوابش همه چیز را روشن می‌کند.

شما هم از تجربه‌های زرد خود بگویید!

کوچینگتوسعه فردیرشد
۰
۰
مدرسه تخصصی کوچینگ ویسان
مدرسه تخصصی کوچینگ ویسان
ویسان فقط یک مدرسه کوچینگ نیست؛ یک سرزمین زنده است. سرزمینی که از دل نیاز به معنا، رشد و همدلی به دنیا آمده است!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید