
دوست دارم یا دوستدارم؟
در خور توصیف کلمه غفلتی وجود دارد .. فاصله ای میان دو کلمه برای خوانش بهتر ..
در خور تجربه کلمه هم غفلتی وجود دارد .. فاصله ای میان دو نفر برای ارتباط بهتر ..
اگر بخام در جواب تصویر یک کلمه بگم ..حضور
طیف ادم های مختلفی داخل زندگی وجود دارند که کنارت قدم میزنند .. و به هر نحوی کلمه حضور و بودن رو معنی دار میکند
ولی درون خودت مشخص میشود که حضور چه کسی برات ارزشمند و قابل ستایش است و نبود چه کسی خلاء در تو ایجاد میکند که هیچ توانایی پر کردنش را ندارد ..
حضور توجهی به حضوری فیزیکی و اقلیمی ندارد و صرفا در درون ذهن شکل میگیرد
جمله دوست دارم در ذات خود تهی و بی وزن است؛ این گوینده است که به ان جمله جان و معنا میدهد و تورا سوق میدهد برای اضافه وزن ..
برای من احساس حضور معنی دوست داشتن میدهد و اینکه بگویی چه کسی بیشترین حضور رو داره.. قابل گفتن نیست زبان توانایی شو ندارد و قاصره از سخن کردن صرفا گفت وگوی تو و درونت هست..
جمله دوستدارم با حضور سنگین و شکننده است
مانند خوردن یک استکان چای داغ بعد از خستگی طولانی مدت است همینقدر ارامش بخش و لذت محور ..
غفلت جمله شکننده بودنش است که اگر مراعات داغ بودن استکان چای را نکنی این تو هستی که میسوزی که وجودیتش را نادیده گرفته ای ..
میان دوست دارم نسبت با دوستدارم تفاوتی عمیق دیده میشود
فاصله
فاصله بزرگترین قوت و ضعف توصیف کلمه است
نیازی وجودی دارد و گر نباشد مشکل است
بی نیاز است که چنان مشاهده کنی ان استکان چایی را و از توانایی لمس کردنش امتناع کنی

+ دوسش داری؟
- نمیفهمم منظورتو..
+ خودت میدونی منظورم کیه
- نه فقط از حضورش داخل ذهنم لذت میبرم
+ تفاوتی نداره جملاتت
میدونم :)
- میدونم :)