
میدانید چرا ما از صفحات تاریخ محو نشدیم ؟
چرا مرزهایمان در زبان از همه کهکشان بزرگتر است؟
چرا بعد از هفت هزار سال هنوز نام پارس و ایران مانده؟
به لطف خائنین داخلی و بی رحمی و بی مروتی دشمنان خارجی ایرانشهر نابود گشت ما از اسکندر و عمر و چنگیز و تزار و چرچیل و محمود افغان و سلطان سلیم خان و...که پشتیبانی خائنین داخلی را داشتند شکست خوردیم و نابود شدیم اما چرا ناممان ماند چرا ان ها هم تسلیم ما شدند و در آخر خود را ایرانی نامیدند و از ما تقلید کردند و وزیران پارسی برگذیدند؟
سپاه های خونخوار و متوحش آشور و یونان و سکا و اعراب و افغان ها هیچگاه زورشان به قلم شاعران و اندیشمندان ما نرسید وگرنه نامی از ما نمی ماند.
ما کشور شعریم و شعر یعنی عشق یعنی سخن خدا یعنی امید و رویا و تصرف قلب ها
از گات ها تا غزل ها
از زرتشت تا مولانا
از خیام تا پروین و..
سپاهی از فرهنگ و عشق تشکیل شد بوسیله شاعران ما که تا ابد سرزمین ما از لحاظ مرزهای قلبی و ذهنی بزرگترین سرزمین هاست .
کشوری بیاورید که همچو ایران حتی پیامبرانش شاعر و نقاش باشند زرتشت و مانی
یا حتی شاعرانش دانشمند باشند همچو خیام
پهلوانان واقعی ما شاعران ما بودند هستند و خواهند بود
و آثارشان نمیگذارد نام ایران محو شود.