
همیشه گفتن بخاطر سلامتیت خداروشکر کن
دست وپا و تن سلامت وقتی کار نیست به چه کار میاد
وقتی انرژی هست ،تفریح نیست سرگرمی نیست
اینجا هیچی نیست
اینجا خنده نیست خوشحالی مُرده
اینجا غذا نیست لباس نیست
اینجا اینترنت نیست
اینجا هوا نیست
اینجا همه چی سوخته و خاکستر شده
اینجا گُم شده
اینجا نامرئی شده کسی نمیبینتش
ماها مهره های شطرنجیم بدون صفحه سیاه و سفید
اینجا کسی مارو تو بازی راه نمیده
اینجا فقط هستیم که باشیم
اینجا دور خوردمون میچرخیم فرسوده میشیم
اینجا هرروز خسته تر از دیروزیم
اینجا حال وحوصله رفته
اینجا رنگ زندگی مثل الکل پریده
اینجا انگار از اول نبوده
خاطره زندگی مثل دژاوو اومده و رفته
یکی در گوشمون قصه زندگی تعریف کرده و رفته
خدا و وجدان واسه کارای بد میاد اونم فقط تو زندگی آدمای بدبخت
اینجا جهنمِ یه دنیای دیگه نیست ،خود برزخه
اینجا نه پاهات رو زمینه نه سرت تو آسمون ،همه چی برعکسه
اینجا اصلاً وجود نداره یه توهمه تو ذهنمون
کاش بالاخره نقطه بزاره ته خط
کاش بالاخره رهامون کنه
کاش دلش به حالمون بسوزه
کاش هممونو راحت بزاره یا نابودمون کنه
خدایا اگه وجود داری اگه میشنوی باید بهت بگم بازی دیگه بسه لطفاً تمومش کن.