ویرگول
ورودثبت نام
Sima sp
Sima sp
Sima sp
Sima sp
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

دردِ دل


دلایل من واسه زندگی:

اجبار اجبار اجبار

ترس از خودکشی

فکر یه روز دیگه بیدار شدن تو این زندگی آزارم میده

تا کجا قراره ادامه داشته باشه؟

چقدر دیگه قراره له بشم و صدام در نیاد

چرا صدام به جایی نمیرسه

چرا هیچ انگیزه ای تو من نیس

از درون مُردم اینو مطمئنم

زندگیم با یه مورچه یا پشه فرقی نداره

فقط اون احساس نداره فکر نداره

این منم که هرروز فرسوده میشم

نکنه هیچوقت تموم نشم؟

نکنه این فرسودگی جزئی از من باشه !؟

چه باشه چه نباشه ظاهراً هیچوقت قرار نیست بفهمم

وای امیدوارم هیچ زندگی دیگه ای منو شامل نشه

من بَسَمه خیلی دیگه کشیدم

جالبه به هرکی میرسی همینو میگه

نکنه این درد مشترک باشه؟

نکنه این درد انسان بودن باشه

از خودم بعضی وقتا بدم میاد

ازین که نتونستم مسیر بقیه رو برم

ازینکه انقدر بی عرضه و بیکار و علاف موندم بدم میاد

ازینکه همیشه تقصیر گردن یه چیز یا نفر سوم میندازم بدم میاد

سرم پیش خودم پایینه ،مدام شرمنده خودمم

شایدم نمیخوام بیوفتم تو دور باطل

نمیدونم اصن

کاش یه درست و غلطی وجود داشت،کاش یه معیاری بود

تو یه چاردیواری گیر افتادم ،همه جاش سیاهیه

کاش یکی پیدام کنه نجاتم بده

کاش بتونم فرار کنم

نکنه باید یاد بگیرم توش بمونم تا بمیرم!؟

کاش یکی جواب سوالامو میداد

کاش یکی منو میفهمید

احساس میکنم اب از سرم گذشته و دارم غرق میشم

شایدم گذشته و مُردم

آره همینه اصن ، احساس زندگی و امیدی توی من نیست

توی سرم یه حالیه که نمیشه توضیح داد

موسیقی خوبه دوس دارم شجریان میخونه تو سرم

دیگه چی خوبه؟ تنهایی

اینکه هیشکی نباشه حرف بزنه یا مجبور باشی نگاه سنگینشو تحمل کنی یا مجبور به توضیح خودت باشی

چجوریه که تنهایی اذیتم میکنه و از طرفی احساس نیاز شدید بهش دارم؟

شاید آدمای درستی دور و برم نیستم

۳۱ سالمه

همین الانشم دیگه دیره

یه زمانی به خودم میگفتم تازه اول راهی دختر

فک نمیکردم انقد زود به تهش برسم

دیگه خدارو صدا نمیزنم

از نبودنش دیگه مطمئن شدم

میشینم همینجوری زل میزنم به خودم تا بالاخره تموم بشه این کوفتی


دردزندگی
۲۲
۰
Sima sp
Sima sp
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید