دنیا همیشه میتونه متعجبت کنه و همیشه یه چیز جدید برای بهم زدن حالت داره. تو هانتینگ ادلاین رو میخونی و میگی خدایا هیچ چیز نمیتونه از این ترسناک تر و کریپی تر و حتی حال به هم زن تر باشه، تا وقتی لیتل استرنجر و لیتل لایر رو میخونی و خدارو شکر میکنی که یه برادر ناتنی نداری. واقعا تراماتایزد شدم. ! دیگه نمیدونم بعد از این سوییتست ابسشن چطوری قراره هیجان زدم کنه؟ کتاب بعدی ی این نویسنده چیه؟ پدر و دخترن؟ اه.
داستان رو با پوینت اف ویوی الیویای 6 ساله شروع میکنیم که با پدر و مادر ناتنیش رفته فرودگاه تا برادر بزرگش رو برای اولین بار ببینه. مالاچی. مالاچی وایز حرف نمیزنه و از زبون اشاره استفاده میکنه(به صورت انتخابی و ارادی) و حتی وقتی پدرشون خواهر کوچیکش رو بغل میکنه امپر میچسبونه. هر شب پیش خواهرش میخوابه و عاشق بو کردن موهاشه و نمیتونه ازش دور بمونه. الیویا هم... به نظر نمیاد با اینا مشکلی داشته باشه.
_نه! مامان گفته نباید بذارم پسرا من رو ببوسن! تو یه پسر.
+من برادرتم. اشکالی نداره.
با گذشت زمان الیویا و مالاچی بزرگتر میشن اما هیچی از علاقه اشون به هم کم نمیشه. حتی وقتی مادرشون این دوتا در حال بوسیدن(توی 8 سالگی لعنتیشون) میبینه و اتاقشون رو از هم جدا میکنه، اون دوتا هر شب میرن پیش هم و فیلم میبینن. علاقه ی مالاچی روز به روز بیشتر میشه و الیویا روز به روز بیشتر میخواد که... خب. میدونی؟
داستان درواقع از 18 سالگی الیویا(19 سالگی مالاچی) شروع میشه. جایی که الیویا یه چیر لیدره و مامانش اصرار داره که هرچی سریع تر ازدواج کنه و مدام درحال مچ میکری کردنه. مالاچی هم یه علاف عضله ای سیگاریه.
خلاصه که... واقعا نمیخوام بگم. دختره روانیه، پسره روانیه، باهم میخوابن، مامانه پول میده به یکی تا با دخترش بخوابه، مالاچی میکشتش، مالاچی میره سر قرار اما کاملا بی تجربه است، خواهرش به شکل عملی(هرشب.) بهش یاد میده چیکار کنه، دختره یچیزی که یه هرزه ای درمورد داداشش گفته رو باور میکنه، داداشه میره زندان، میاد بیرون و 72 ساعت(حتی بیشتر) بی وقفه به خواهرش تجاوز میکنه. تفنگ زید رو یادتونه؟ این پدرسوخته پیچ گوشتی داره(دو ساعت تمام خودمو کشتم تا توضیح بدم چرا تفنگ خیلی بهتر از پیچ گوشتیه). دختره از عروسیش فرار میکنه و تا ابد با خوبی و خوشی زندگی میکنن(پدر سوخته های روانی)
نویسنده هانتینگ ادلاین رو خونده و یکی بهش گفته هیچ کس نمیتونه چیزی شبیه تر به پورن بنویسه و اونم با خودش گفته:« چنلج اکسپتد!»
پ.ن: واقعا اینا رو میخونید و برای مالاچی فن گرلی میکنید؟ این داداش بلک فلگ رو رد کرده!