ویرگول
ورودثبت نام
نسرین
نسرین
نسرین
نسرین
خواندن ۲ دقیقه·۹ ماه پیش

کشف استعدادهای پنهان

در خانواده ما، همیشه داستان‌هایی از پدربزرگم، آقاجون، نقل می‌شود. می‌گویند صدای بی‌نظیری داشته؛ از آن صداهایی که وقتی در جمع می‌خوانده، همه میخکوب می‌شدند. عکس‌های قدیمی‌اش هست که در کنار دوستانش، با یک تار در دست، لبخندی به لب دارد. عمویم هم رگه‌هایی از این استعداد را به ارث برده؛ شاید نه به قدرت آقاجون، اما در دورهمی‌های خانوادگی، وقتی می‌زند زیر آواز، همه سر ذوق می‌آیند. حتی عمه‌ام، که هیچ‌وقت به‌صورت جدی دنبال موسیقی نرفت، ناخودآگاه همیشه ریتم‌ها را درست می‌گیرد و صدایش زنگ دلنشینی دارد. انگار یک جور «ژن خوش‌صدایی» یا حداقل «استعداد موسیقی» در شجره‌نامه ما وجود دارد.

اما من؟ من همیشه در دسته «شنوندگان» بوده‌ام. در مدرسه، از کلاس موسیقی فراری بودم چون فکر می‌کردم صدای خوبی ندارم. هیچ‌وقت جرئت نکردم در جمع بخوانم، حتی یک ترانه ساده. همیشه با حسرت به کسانی که به راحتی آواز می‌خوانند یا سازی می‌نوازند نگاه کرده‌ام. خودم را قانع کرده‌ام که من این استعداد را به ارث نبرده‌ام؛ من بیشتر اهل حساب و کتابم تا هنر و آواز.

با این حال، یک سوال همیشه در گوشه ذهنم هست: واقعا این استعداد در من وجود ندارد، یا فقط هیچ‌وقت فرصت شکوفایی پیدا نکرده است؟ آیا ممکن است آن ژن خوش‌صدایی، مثل یک بذر خفته، در وجود من هم باشد، اما ترس از قضاوت، کمبود اعتماد به نفس، یا تمرکز بر جنبه‌های دیگر زندگی، مانع از جوانه زدنش شده باشد؟ یادم می‌آید در کودکی، وقتی تنها بودم، برای خودم آوازهایی زمزمه می‌کردم و از آن لذت می‌بردم. شاید آن علاقه کودکانه، نشانه‌ای از یک استعداد پنهان بود که بعدها سرکوب شد؟

این فکر که شاید من هم بخشی از آن میراث هنری خانواده باشم، هیجان‌انگیز است. اگر می‌دانستم که واقعا یک زمینه ژنتیکی برای موسیقی یا آواز در من وجود دارد، چه تغییری ایجاد می‌شد؟ شاید اولین اتفاق، افزایش اعتماد به نفس بود. دیگر فکر نمی‌کردم که «من کلاً برای این کار ساخته نشده‌ام». شاید این آگاهی، انگیزه‌ای می‌شد تا دوباره به سراغ آن علاقه قدیمی بروم؛ شاید یک کلاس آواز برمی‌داشتم، یا سعی می‌کردم نواختن یک ساز ساده را یاد بگیرم. حتی اگر قرار نبود یک خواننده حرفه‌ای شوم، صرفاً لذت بردن از این فرآیند و کشف بخشی پنهان از وجودم، می‌توانست تجربه ارزشمندی باشد. دانستن اینکه «پتانسیلش را دارم»، می‌توانست قفل بسیاری از ترس‌ها و تردیدها را باز کند.

البته، استعداد فقط به هنر و موسیقی محدود نمی‌شود. شاید در خانواده شما، استعداد خاصی در ورزش، در حل مسئله، در رهبری، در داستان‌گویی یا حتی در همدلی با دیگران وجود داشته باشد. این‌ها هم می‌توانند ریشه‌های ژنتیکی داشته باشند. ما اغلب فقط به استعدادهای آشکار توجه می‌کنیم و از پتانسیل‌های نهفته خودمان غافلیم.

در نهایت، چه استعدادهایمان آشکار باشند و چه پنهان، سفر برای شناختن و پرورش آن‌ها، بخشی جدایی‌ناپذیر از رشد ماست. دانستن اینکه ژنتیک چه نقشی در این میان ایفا می‌کند، می‌تواند این سفر را آگاهانه‌تر و شاید هیجان‌انگیزتر کند. شاید وقت آن رسیده که به جای تمرکز بر آنچه «نیستیم»، به دنبال کشف تمام چیزهایی باشیم که «می‌توانیم باشیم».

اعتماد نفسهنر موسیقیمای اسمارت ژن
۷
۱
نسرین
نسرین
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید