۱. خوندن یه رمانی که برای خوندنش نباید خودمو به زور پای کتاب نگه دارم🦥
۲. نگاه کردن به عکسهای دست جمعی و تکی قدیمی و عکسایی که تو دانشگاه گرفتیم. البته اصلا خوشعکس نیستم نمیدونم چرا. یه عکس برای یک رویدادی با دکتر فـ و دکتر حسینی گرفته بودیم بعد عمری من خوب افتادم اما چشم جفت اساتید بسته است.

درد و نفرین...
۳. خوندن یه کتاب تخصصی روانشناسی خارج از سیلتبس دانشگاه که بهم این حسو میده که دارم پیشرفت میکنم.
۴. حس موفقیت نذر های سنگینم. فکرشم نمیکردم بتونم بعد نماز صبح چشمامو باز نگه دارم، یا اون همه صلوات هعیییی

ولی خدا شوخیش گرفته، دیدید بعضی وقتا یه دعایی میکنید ولی یه جوری برأورده میشه که انتظارشو نداشتید؟ مثلاً دوستم بیست هزار تا صلوات نذر کرده بوده تو آزمون بعدی رتبه اش بهتر بشه و فقط یک واحد بهبود رتبه داشته😭😭
حکایت منه. یه بار تو سلف گفتم من دعا میکنم شما بگید آمین، گفتم ایشالا ترم بعدی روش تحقیق با دکتر ف ارائه میشه بعد گفتم نه با دکتر ع.ف عضو هیئت علمی گروه روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد ارائه میشه، بعد هی جزئی ترش کردم که یه وقت اشتباه نشه اما به ذهن نرسید کلمه حضوری رو هم بگم😭😭😭 امیدوارم مجازی نشه امیدوارم...
۵. حس اینکه آدمای زیادی تو دانشکده منو میشناسن، از رشته خودمون ترم بالا و پایین بگیر تاااا رشته های دیگه. یه روز با دوست صمیمی ترم بالاییم تو محوطه قدم میزدیم و از هر دو سه نفر که رد میشدن یکی به من سلام میداد و دوستم خیلی تعجب کرده بود🤭
همین دوستم بهم گفت تو زندگی تحصیلیمو نجات دادی من ذوق من غش🤩✨💛

۷. احساس خستگی بعد از یک روز خیلی پربار و مفید(:
۸. رفتن سر کلاسای استادای مختلف بدون اینکه جزو واحدای درسیم باشه. من تجربه کلاس فیزیولوژی دوتا استاد رو دارم. اگه حضوری باشه دانشگاه میتونم سومی رو هم تجربه کنم😍😍😍
۹. توی یه کاری خیلی بهتر از متوسط بودن.
۱۰. ذوق آبجی کوچیکه وقتی براش یه چیز جینگول پینگول میخرم. دیشب دعواش کردم چرا برای عیدی دادن خواهر ارشدت برنامه ریزی نکردی😌😌😌

۱۱. خوردن فست فود😬 تا قبل از اینکه فکر کردن به ضررش بهم عذاب وجدان بده.

۱۲. غذای رایگان رستوران مکمل دانشگاه، البته بجز مواردی که باید یک ساعت تو صف و یک ساعت منتظر پخت بشینی😐
۱۳. شوخی و خنده و گفتوگوی نقادانه درباره موضاعات مختلف با دوستان و همکلاسیها🌝
۱۴.داشتن شماره اغلب افراد موجود در دانشکده از استاد بگیر تا کارشناس آموزش و آبدارچی و دانشجویان ترم های مختلف.
۱۵. کمک کردن به انتخاب واحد دانشجو های ترم دومی بخت برگشته. دلم میسوزه براشون. زمان کنکورشون جنگ شد، ترم یکشون امتحانا و انتخاب واحد قاطی پاطی و مجازی شد. ما قبل از اینکه امتحان بدیم این ترم انتخاب واحد کردیم😐😐😐 ایشالا ترم دومشون مجازی نشه واگرنه زیر بار آمار استنباطی کمر خم میکنن😱😱😱😱
۱۶. کلا شبکه سازی بهم حس خوبی میده.
۱۷. وقتی اساتید ازم تعریف میکنن. دکتر حسینی وقتی میخواست منو به ترم یکیا معرفی کنه گفت یکی از دانشجو های خوبمونه🤭 دکتر فـ هم بهم گفت تو حتما آدم موفقی میشی اینقدر پیگیری. البته فک کنم مومن نباید از تمجدید خوشش بیاد....

۱۸. برداشتن واحدهای ترمای بالاتر و جلو افتادن. هرچند درسای ترم خودم تداخل پیدا کرد و عقب افتادم و باهم سربهسر شد اما اینکه توی کلاس ورودیای مختلف هستم و میبینم اساتید و بچههای هر کلاس جو بینشون چطوره حس خوبی بهم میده.
۱۹. بالش و پتوی خنک تو تابستون🥲🥲
۲۰. مرتب کردن آشپزخونه همراه گوش دادن به یه پادکست درجه یک. شاید باورتون نشه ولی من فردای روزی که کنکور دادم ساعت پنج صبح از خواب پاشدم و ظرفارو شستم🤭🤭
در آخر تشکر میکنم از حسین آقا راه انداز این چالش خوب(:
خدایا کشورمون ایران رو از گزند دشمنانش حفظ کن.
خدایا اقتصاد کشورمونو از فروپاشی نجات بده.
به بیخونه ها تو این سرمای زمستون سرپناه بده به گرسنهها غذا بده.
خدایای خوبم کمک کن مقدمات وصل شدن اینترنت فراهم بشه. نشدم دانشگاهها ترم جدید حضوری بشن...
غزه مظلوم رو از شر ظلم و ستم رژیم غاصب سهیونیستی نجات بده.
کمک کن بتونیم بر مستبکرین عالم غلبه کنیم.
ظهور آقا و سرورمون رو برسون
مارو از یارانش قرار بده.
مارو افرادی قرار بده که به حرفش گوش میکنن نه افرادی که بخاطر هوی نفس بهم پشت میکنن.
شکر بخاطر دادههات✨