داستان رشته ی انسانی...

شبیه مقدمه

چند وقت قبل با یکی از آشنایان سالمند صحبت می کردم.ایشان درباره ی رشته ی تحصیلی ام پرسیدند و وقتی پاسخ پر افتخار من یعنی انسانی را شنیدند گفتند مگر درسَت خوب نبود که این رشته را انتخاب کردی؟😐

و مکالمه هایی از این قبیل و حتی بی رحمانه و تحقیر آمیز تر مشکل بزرگ فرهنگ ما ایرانی هاست!


داستان واقعی:


پسری در سال اول دبیرستان با وجود مخالفت همه ی مشاوران و حتی خانواده اش از تجربی تغییر رشته داد.

خانواده ی او برای آینده ی تباه شده اش می گریستند و به هزار حربه برای تغییر نظر او متوسل می شدند.

او که علاقه ی وافری به جامعه شناسی داشت در یکی از بهترین دانشگاه های ایران با رتبه ای عالی قبول شد و برای پایان نامه اش دست روی ناهنجاری های اجتماعی گذاشت.

روزی مادر این پسر با آه و ناله به دوستش گفت:بدبخت شدیم،خونه خراب شدیم،بچم از دستم رفت!

_مگر چه شده؟

+پسرمو دانشگاه هاروارد بورسیه کرده تا مشکلات آمریکا رو حل کنن😐


در کشور آمریکا برای حل مشکلات نژاد پرستی به کمک نژاد های دیگر نیاز پیدا کردند و دانشجوی ایرانی می پذیرند!

نمردیم و معنی بدبختی رو هم فهمیدیم
نمردیم و معنی بدبختی رو هم فهمیدیم



در مدارس چه می گذرد؟

شاید برای شما جالب باشد که یکی از بهترین رشته های دانشگاهی انسانی رشته ی دبیری در دانشگاه های فرهنگیان است که با سخت گیری های خاص و فعالیت هایی که در طول تحصیل انجام شده و تنها رشته های سه رقمی را می پذیزند!

با وجود این مسائل توقع موقعیت اجتماعی بالایی را از این قشر مهجور داریم که متاسفانه نه از لحاظ اجتماعی و نه حتی از نظر مالی رسیدگی لازم به ایشان نمی شود.

حال تصور کنید مردمی را که برای رسیدن به هدفی خاص سه سال تلاش کردند و سرانجام با پشت سر گذاشتن تحصیلات دانشگاهی موقعیت اجتماعی مطلوبی که ندارند هیچ،در مواردی حتی مجبور به تحمل توهین و تمسخر هم می شوند.به نظر شما چنین معلمانی اگر عاشق نباشند چه بلایی بر سر دانش آموزان می آید؟

در کشور آلمان که یکی از توسعه یافته ترین کشور های دنیاست حقوق معلمان جزو بالاترین حقوق هاست و در جواب اعتراض سایر مشاغل از جمله پزشکان و مهندسین اعلام شده:آیا می خواهید کسانی که شما را برای امروز تربیت کردند حقوق کمتری بگیرند؟

چطور می توانیم تا این حد به مسئله ی آموزش بی توجه باشیم؟در حالی که تربیت نسل آینده و پیشرفت در عرصه های مختلف به عهده ی معلمان است؟چرا آموزش و پرورش هر کسی که بدستش رسیده معلم کرده در حالی که عده ای برای درس خواندن در دانشگاه فرهنگیان خون دل خورده اند؟

از نظر من تغییر در نظام آموزشی یک کشور کافی است تا همه ی عقب ماندگی ها جبران شود!تربیت نوجوانانی که افسرده و سرخورده نباشند،به کشور و وطن خود عشق بورزند و دائما برای مهاجرت تلاش نکنند و...

و یکی از مسئولین غیور که بودجه دادن به این نهاد مهم را به دلیل نداشتن تولید(!!!)کاری بیهوده دانسته است😐



اگر بخواهیم مسئولیت های هر رشته را توصیف کنیم به بیان ساده می توان پزشکان(رشته های تجربی) را حامی جان و تن انسان و مهندسین(رشته ریاضی) را حامی عوامل محیطی تاثیر گذار بر زندگی انسان دانست.

اما نماینده ی رشته ی انسانی کدام شغل است؟

☆وکالت؟قضاوت؟

☆دبیری؟

☆روان شناسی؟

☆فیلسوف؟

☆ادیب؟

☆اقتصاد دان؟

☆سیاست دان؟

با نگاهی اجمالی می توان تفاوت جنس مشاغل این رشته و رشته های ریاضی تجربی را دریافت.

قطعا من تاثیر این رشته ها در جامعه را انکار نمی کنم اما....

  • خانه ای که مهندس در مدت طولانی می سازد را وکیل با یک کلام و قاضی با یک چکش می توانند در لحظه ای ویران کنند!(قانون)
  • تنی را که پزشک با هزار دارو و رژیم درمان می کند یا از درمان باز میماند را روان شناس با کلامش،می تواند از نو بسازد(روح)
  • کلام و زبانی که عامل حیات یک ملت است را ادیب پاس می دارد.(فرهنگ)
  • گروهی که جهان غرب از قرون وسطی بیرون کشیدند فلاسفه بودند(اندیشه)
  • پول پزشک و مهندس،آبرو و شرف یک ملت و حتی شکم سیر و رفاه مردم را چه کسی جز سیاست دانان و اقتصاد دانان تضمین می کنند؟(نیاز های اولیه)



بیایید واقع بین باشیم.روح انسان را رشته های انسانی تامین می کنند و رشته های تجربی و ریاضی حامی رفاه جسم اند!با اینکه شاخه هم مهم است اما اهمیت ریشه همیشه بیشتر خواهد بود!

بیایید از این پس محصلین انسانی را تنبل ننامیم....

بیایید مراقب تربیت کسانی که آینده ی یک ملت را رقم می زنند باشیم.....

بیایید....