به خودت میای و میبینی ترم چهار هم کمکم داره تموم میشه و تو بیشتر از نصف واحدهای درسیتو پاس کردی و چیزی تا فارغالتحصیلی نمونده. 🥲

ترم سه بهترین و جذاب ترین ترم تحصیلی من بود و احتمالا اگر ترم چهار کاملا مجازی نمیشد گوی سبقت رو میربود. من با اشتیاق زیادی واحدهای خیلی جذابی برداشته بودم و بجز دو استاد مابقی از خفنهای روزگار بودن که در مقایسه با ترم های قبلی که فقط با یکی دو استاد خوب سر میکردم پیشرفت چشمگیری بود اما...
اگه بخوام به چهار ترمی که گذشت نگاه کنم فرهنگ دانشجویی برام پدیده جالبی محسوب میشه. ترم یک بودم یکی از همکلاسیها که فکر کرد من خیلی درس خوندم و بهم گفت اینجا دبیرستان نیست که اینقدر درس بخونی🦦
شاید شما هم باهاش موافق باشید اما اگه یه قدم برید عقب این خیلی براتون چیز عجیبی میشه.
فارغالتحصیلان ما شکایت میکنن که باوجود فارغالتحصیلی از دانشگاه(های معتبر) نمیتونن شغل پیدا کنن اما درکنارش این امر که دانشگاه جایی نیست که مثل دبیرستان زیادی درس بخونی براشون بدیهیه.
بله خیلی از واحدها ناکارآمد هستند، اساتید به روز نیستند و مشکلات زیادی وجود دارن اما حداقل توی رشته من که تسلط بیشتری به واحدهای ارائه شونده دارم، اغلب عناوین کاربردی هستند.
وقتی استادی منبع غیراستاندارد معرفی میکنه یا اصلا چیزی رو از ما میخواد که در محیط واقعی کاربرد نداره لزومی نداره همونو انجام بدیم، میتونیم بریم سراغ کارهای مفید و ارزشمند.
اصلا اینا هم هیچی به هرحال هر رشته ای یه تعداد هر چند کمی واحد مفید و استاد خوب داره، برای اونا چقدر تلاش میکنیم؟ ما ها عادت کردیم که شب امتحان با سلام و صلوات و جزوه مردم پاس کنیم و بعد هم خوشحال بشیم که من درسیو که فلانی کل ترم داشت میخوند توی دو ساعت جمع کردم. اما مگه فقط پاس کردنه؟؟؟

به نظر من اگه در هر ترم یه کار مفید رو عمیق انجام بدیم خیلی برد کردیم.
چرا ترم سه بهترین ترم من بود؟ دقیقا به همین دلیل، چون یک کار بسیار مفید رو به شکل عمیق انجام دادم.
درسی به نام «روانشناسی اجتماعی کاربردی» که اساسا گرایشش در تحصیلات تکمیلی وجود نداره و کمتر کسی پیدا میشه که بهش اهمیت بده شد مهم ترین درس من.
توضیحات درباره اهمیت و ماهیت این گرایش در این پست نمیگنجه اما من به واسطه اون با شبکهای از ارزشمندترین افراد آشنا شدم. اسرا، کسی بود که هر هفته در شرایط سخت زمانی و هماهنگی اسفبار در مکان های شلوغ و نامناسب برای کار کردن جلسه میزاشتیم و یافتههای خودمونو مرور میکردیم.
اسرا پیشینه نظری رو پیدا کرد و من کارهای عملی رو انجام دادم، یک راهنمای واقعی مصاحبه طراحی کردم، با چهار تا دانشجو و یک استاد مصاحبه واقعی کردم، با قواعد و قالبهای کار پژوهشی آشنا شدم، معیار شناخت مقاله معتبر رو فهمیدم و برای اولین بار ترسمو کنار گذاشتم و مقاله زبان اصلی خوندم.
یک کار تیمی واقعی و دو نفر که مکمل هم بودیم!
به استادم اصرار کردم حتما گزارش مارو با دقت بخونه، گزارشی که قرار بود بیست صفحه بشه اما من به سختی تونستم به ۲۶ صفحه کاهشش بدم.
نتیجه واقعا عالی شد. کاری که ما دوتا انجام دادیم از خیلی از پایان نامه ها و رسالههای دکترایی که دیدم باکیفیتتر بود و استاد از ۶ بهمون ۷ داد.

شنیدن این تعریف ها باوجود همه اشکالات کار برای ما شگفت انگیز بود.
سعی کردم ضعف های ترم قبلیمو این ترم جبران کنم و به مسیر ادامه بدم. تجربه جالب و ارزشمندیه و با همه کاستیها به کارشناسیم غنا داده.
شماهم امتحان کنید، یکی از واحدهای خوب ترمتونو انتخاب کنید و روش یه کار عمیق انجام بدید.
خدایا شکرت بخاطر همه نعمت های ارزشمندی که بهم دادی.
خدایا شکرت بخاطر رفاهی که من دارم و شاید خیلی نداشته باشن.
خدایا شکرت بابت دلخوشیهایی که برامون مونده
خدایا کمک کن به مردم ایران
به این انسانهای بزرگمنشی که در سختترین شرایط درحالی که دستشون زیر ساطوره پای کشورشون ایستادن
خدایا کمک کن رنگ صلح پایدار رو ببینیم.
خدایا کمکمون که بپذیریم کار تو خدایی کردنه و کار ما بندگی(: