هر سال اواخر اسفند ویرگول پر میشد از کوله پشتیهای جذاب و دوست داشتنی.🎒
منم وقتی درحال جمعبندی نقاط ضعف و قوت و حوادث ۱۴۰۴ بودم خیلی دلم میخواست یه پست توی ویرگول منتشر کنم اما اون روزا ویرگول کاملا بسته بود. 🧑🦼 این شد که تصمیم گرفتم الان و با دو ماه تاخیر چای از دهن افتاده ای که اسفند ۱۴۰۴ توی یه فنجون کمر باریک ریختم رو اینجا هم قرار بدم.

سال ۱۴۰۴ یکی از پر حادثهترین سالهای عمر من نبود بلکه واقعا پرحادثه ترین سال بود.😵💫 ما جنگ ۱۲ روزه رو از سر گذروندیم، جنگی که بت اسرائیل رو شکست و نشون داد اون ترس مرموزی که از اسرائیل تو دلم بود فقط فکر کردن بهش سخت بود و در واقعیت اونقدرا هم چیز خاصی نبود. بعد از اون در دی ماه یه چیزی تو مایههای جنگ داخلی رو تجربه کردیم و درنهایت رهبر عزیزمونو از دست دادیم و جنگ رمضان شروع شد و همون روز اولش بچههای مدرسه میناب پرپر شدن. جنگی که هنوزم معلوم نیست نتیجهاش چی قراره بشه.

یادمه سال ۱۴۰۳ که کنکور داشتم وقتی خبر سقوط هلیکوپتر سید ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور وقت رو شنیدم چند لحظه فروریختم. حس میکردن یه بحران بزرگ در پیشه و چنین اتفاقی هر چهل سال یکبار میوفته که اونم قسمت من شده. چرا امسال چرا الان؟
اما هر سالی که گذشت وضعیت بدتر شد و دارم فک میکنم روزی که کنکوریای امسال فارغ از گرایش سیاسیشون خبر شهادت رهبر رو شنیدن چه شوک بدی بهشون وارد شد. شهادتی که من فک میکردم شروع فروپاشی جمهوری اسلامی خواهد بود، اما خدا مردم را مبعوث کرد. بگذریم...
تعطیلی دانشگاهها، امتحانات مجازی و کلاسهای مجازی نیمسال دوم سال تحصیلی هم اتفاقاتی بودن که هیچ وقت فکرشو نمیکردم قرار باشه تو دوره کارشناسی تجربه کنم.
سال ۴۰۴ فارغ از رویدادهای تلخ اجتماعی از نظرشخصی هم پر از اتفاق بود.

ما بعد از هفده سال بلاخره تونستیم از خونه ویلایی قدیمیمون بیایم بیرون و توی یه خونه جدا از مادربزرگم زندگی کنیم و من یه اتاق مستقل برای خودم داشته باشم که روی دیواراش عکس میمون عروسکی نیست😬 امسال ما، هر دوتا مادربزرگم ، عمه بزرگم، عموم، دختر عمه ام و یکی از اقوام نسبتا دورمون در حدود ۳ ماه اسبابکشی کردیم و خونه های قدیمی دیگه تو خاطرهها جا موندن.
مادربزرگ مادریم توی تابستون از روی درخت (!) افتاد پایین و پاش به شکل وحشتناکی شکست و چند بار عمل کرد و ما حدود دو ماه همزمان با امتحانات پایان ترم که بخاطر جنگ افتاده بودن شهریور از صبح تا شب درگیر مریضداری و مهمونداری بودیم و وای از مهمونایی که چهار عصر میومدن و نه شب میرفتن، انگار نه انگار که ما مریض داریم🥲 کار داریم😵💫 البته همین اتفاقات بود که استارت تعویض خونه رو زد چون دیگه با وضعیت پای مادربزرگم نمیشد تو خونه ی بدون آسانسور موند. الخیر فی ما وقع
از نظر برنامه ریزی برای زندگی هم امسال سال خوبی بود. من با روش چرخ زندگی آشنا شدم و هر ماه برای خودم یه چرخ میکشیدم و آخر سال ده تا چرخ داشتم که تعادل زندگی و وضعیت ابعاد مختلفشو توی هر ماه نشون میداد.

از نظر دانشگاهی دو ترمی که توی سال ۴۰۴ گذروندم معدلهای بالای ۱۹ گرفتم و این نکته مثبتیه. البته این معدل نسبت به ترم قبل افت شدیدی داشت اما خدارو شاکرم که بهم قدرت داد پا روی نفسم بزارم و با وجود مجازی بودن امتحانات کوچک ترین تقلبی انجام ندم.
کار با نرم افزار Spss رو به قدر کفایت یاد گرفتم هرچند نه دقیقا اون زمانی که برنامه ریزی کرده بودم یاد بگیرم.
ازنظر معنوی در نیمه اول سال دو بار ترجمه قرآن و یک بار نهجالبلاغه رو خوندم. توی دورههای طلیعه حکمت استاد غلامی شرکت کردم و توی سیر مطالعاتی تعداد زیادی از کتابهای شهید مطهری رو خوندم، چند بار نذر کردم و خدا هربار خیر رو برام رقم زد.🕊
یکی از موفقیتهای بزرگ سال گذشته این بود که پیگیریهام جواب داد و دکتر فـ درس روش تحقیق رو برای ترم بهمن ارائه داد و برخلاف تصورم مجازی بودن ترم باعث شد از حواشی کلاس کاسته بشه و با سرعت و کیفیت بینظیری بتونیم به تمام مطالب سرفصل برسیم و این شگفتی رو فقط کسایی که استاد منو بشناسن درک میکنن.

پروژه درس روانشناسی اجتماعی کاربردیم که درباره اشتغالپذیری دانشجویان رشته روانشناسی بود خیلی خوب از آب دراومد و کار غنیای شد. کلی چیزی از کنارش یاد گرفتم 😍
با آدمایی آشنا شدم که طرز فکرشون مشابه خودم بود. آدمای پرتلاشی که بهم انگیزه میدادن و کلی چیزی میشد ازشون یاد گرفت. حیف که چیزی تا فارغالتحصیلیشون نمونده.
لیست کتابایی که خوندم که توی گوگل درایوم ذخیره کرده بودم که با قطع شدن اینترنت بینالمللی دیگه باز نمیشه. با اینحال بعضیاشو تو دفترمم نوشتم
۱. تاساحل آرامش
۲. قایق مهربانی
۳. کتاب ازدواج
۴. عشقهای فراموش شده
۵. تضادهای درونی ما
۶. میدگارد جلد۱
۷. میدگارد جلد۲
۸. روشهای تحقیق کمی و کیفی در علوم تربیتی و روانشناسی جلد۱
۹. سایه باد
۱۰. هیچ وقت دروغ نگو
۱۱. خدمتکار
۱۲. نهجالبلاغه
۱۳.کتاب زندگی
۱۴. رهبری از بالای خط
۱۵. دهکده حیوانات
۱۶. آزادی معنوی
۱۷. جاذبه و دافعه علی
۱۸. سیره نبوی
۱۹. سیره ائمه علیهم السلام
۲۰. قیام و انقلاب مهدی
۲۱. ده گفتار
۲۲. یادگیری یادگیری
۲۳. قانون اساسی ایران
۲۴. عروس
۲۵. اجازه نده او زنده بماند

نکات منفی زیادی هم داشتم که مهم تریناش این بود:
استفاده بدون برنامه و اعتیادگونه از فضای مجازی
اثرگذاری زیاد «حس و حال» در انجام وظایف که به اهمالکاری منجر شد
نتونستم گواهینامه بگیرم و رهاش کردم
اصلا به سلامتی جسمانیم اهمیت ندادم و کمبود وزنم تشدید شد.
توی کمک کردن به مامانم اخلاص نداشتم
این بود توشهای که من از سال یکهزاروچهارصدوچهار هجری شمسی برداشتم.

به امید ظهور منجی زمین پس از فتنههای تجربه شدمون(: با پیروی از سید مهدار بنی هاشمی، صلوات!
اگه دوست داری کوله پشتی سالای قبلمو بخونی اینجا میتونی پیداشون کنی👇🏻

پ.ن. لینک های شلخته داخل پست توی ویرایش برام نمایش داده نمیشن که حذف یا اصلاح کنن، بابتشون معذرت میخوام.
پ.ن. این پست چند روز منتشر نشد تا اینکه من دیشب یا پریشب رفتم با ویرگول دعوا کردم و محکومش کردم نمیدونم نتیجه اونه یا نه ولی قضاوت کنید محتوای پست چیش غیرقابل انتشاره
پ.ن. از این که ویرگولو ترک نکردم عذاب وجدان دارم. این شبکه شایسته تحریمه
یاعلی